پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: یه فرزند خوب
شرح پرسش: این روزها که می بینم دنیا پشت کرده،روزگار سرکش از من می گریزد و آخرت،نزدیک می شود.از فکر و ذکر دیگران رها شده ام. به بیرون از خود اعتنایی ندارم.نگاهم از مردم به درونم برگشته به خود می اندیشم."ولی به تو فکر میکنم"چون تو پاره وجود منی،نه،بالاتر از این،تو،خود منی!رنجی به تو برسد،به من رسیده.مرگ اگر سراغت بیاید،سراغ من آمده.حال و احوال تو،حال و احوال من است.
امام علی علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسن علیه السلام
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 11 دی 1393 - 16:37:05 تعداد بازدید: 867 تعداد پاسخ: 169
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 14/04/97 - 08:39
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کودکان را مجبور به سلام کردن و تشکر کردن نکنید!
همین که ببینند شما این کارها را انجام میدهید، خیلی زود یاد خواهند گرفت.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 06/04/97 - 17:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آرامش را از كودكان بیاموزید !

ببینید كه چگونه …

در همان لحظه‌ ای كه هستند ،

زندگی می‌ كنند و لذت می ‌برند … !
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 20/03/97 - 09:16
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در باب تربیت فرزند پرسیدم که بهترین راه تربیت کردن چیست؟

گفت: فرزند خود را مثل فرزند همسایه بزرگ کن.

پرسیدم چگونه؟

گفت: وقتی فرزند همسایه در خانه تو میهمان است به او احترام میگذاری،

حالش را میپرسی،

وقتی از مدرسه برگشت ابتدا سراغ کیف و نمراتش نمیروی،

در رابطه با نوع غذا نظرش را میپرسی،

درباره زمان خوابیدن با او مشورت میکنی،

نظرش را خیلی از مواقع جویا میشوی،

پیش او با همسرت دعوا نمیکنی،

بدان که فرزند تو و فرزند همسایه هر دو در خانه تو میهمان هستند

یکی چند روز و آن دیگری چند سال،

کافی است بدانیم این احترام است که احترام می آفریند و نه احساس مالکیت ...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 20/12/96 - 18:40
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ما سه چیز را دردوران کودکی جا گذاشته ایم
شادمانی بی دلیل
دوست داشتن بی دریغ
کنجکاوی بی انتها
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 05/12/96 - 17:19
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
به امید مهربانی ات...

.. یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ.. ما خطاكار بودیم (یوسف - ۹۷)

♦مثل بچه های خطاکاری که می دوند
و
♦پشت پدرهایشان پنهان می شوند!
♦امشب اگر دعایمان کنی...فردا شاید آفتابی باشد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 05/12/96 - 13:33
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ما به آرزوهایمان یک رسیدن
بدهکاریم…
زندگ ی کوتاه است
شاید،
فرصتی نیست تا عکسی شویم
یادگاری بر روی طاقچه ای که هر روز
گردگیری مان کنند!
اصلا گاهی باید نرسید…
اصلا قرار نیست به همه آرزوها رسید
گاهی نرسیدن،
نداشتن
تو را عاشق تر می کند…
و مفهوم زندگی
چیزی جز "عشق" نیست.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 26/11/96 - 08:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پدر و مادر حرفه‌ای
بچه‌‌ی «باعرضه» بار می‌آورند
نه شاگرد اول.

برایشان مهم است
بچه راحت بتواند زیپ کاپشنش را بالا بکشد
و بند کفشش را ببندد.
وقتی سر جلسه‌‌ی امتحان، خودكارش ننوشت
اشكش در نیاید و راهی پیدا کند.

میوه‌هایی كه مادر برایش می‌گذارد، توی كیفش نگندد.

وقتی معلمش یا ناظمش
دنبال داوطلبی می‌گردند
زیر میز قایم نشود.

غذا خوردنش كه تمام شد
دل آدم به‌هم نخورد از دیدن ظرف غذایش.

وقتی بزرگتری خواست
از او سوال‌های اضافی بپرسد
راحت بپیچاندش.

وقتی تلویزیون نگاه می‌کند
انگشتش نیم‌متر توی حلقش فرو نرود.

پدر و مادر حرفه‌ای
یك‌جوری با بچه‌اش حرف می‌زند
كه بچه، جواب دروغ نمی‌دهد.

اگر بچه ویرش گرفت در حمام آواز بخواند و صدایش را رها کند،
پدرش توی ذوقش نمی‌زند
که «چه خبرته!».

وقتی یک بچه‌‌ی دیگر خواست توپش را به زور بگیرد
او ندهد، بهش حالی كند با زور نمی‌توانی، اما اگر دوست داری،
باهات بازی می‌كنم.

وقتی چیزی به نظرش نامعقول آمد
به هر که می‌خواهد باشد، اعتراض کند.

اینها بچه‌‌ی باعرضه بار می‌آورند
تا به خاطر نیم‌ نمره‌ امتحانی
جلوی میز معلم
عجز و التماس نكند.

والدین گرامی اگه دوست دارید فرزندانی عالی داشته باشیدکه هیچ وقت به سمت اعتیاد،انواع بزهکاریهای اجتماعی و روابط نامشروع نرن ، حتما به راهکارهای زیر عمل کنید

☂ 1- همیشه فرزندت را با عنوان های محترمانه و عاطفی چون آقا، خانم و...صدا بزن
نرگس خانم، علی آقا، عزیز گلی مامان، فرشته کوچولوی من و...

☂ 2- حداقل روزی یکبار به فرزندت این جمله رادبگو: عزیز دلم من به وجودت افتخار میکنم.

☂ 3- به فرزندت بیشتر از یک مهمان احترام بگذار و برای شخصیتش ارزش قائل باش.

☂ 4- به فرزندت اعتماد کن تا هر چه را تو دوست نداری هیچ گاه انجام ندهد

☂ 5- قبل از همه چیز اختلافات خود را با همسرت در روشهای تربیتی رفع کن

☂ 6- بیشتر برای فرزندت و حرف زدن با او وقت بگذار و کمتر از کودک زیر هفت سالت دور باش

☂ 7- جلوی فرزندت رابطه ات با همسرت از همیشه بهتر باشد.

☂ 8- فرزندت را از صمیم قلب دوست بدار و این دوست داشتنت را همیشه ابراز کن

☂ 9- از سه سالگی به بعد کم کم مسئولیت های فرزندت را به خودش واگذار کن

☂ 10- سعی کن رابطه ی خود و خانواده ات را با خدا و دین مستحکمتر کنی.فرزندان دیندار و با عقیده کمتر مسیر زندگی را به سمت کارهای خلاف کج می کنند

☂ 11- اشتباهات فرزندت را ببخش و به او فرصت بازگشت بده تا محرم اسرارش باشی (حتی گاهی فرصت اشتباه کردن و ریسک کردن به اوبده)

☂ 12- هر روز با کودکت بازی کن.گاهی در میان بازی بلند بلند بخندید.

☂ 13- روزهای مشخصی را صرف پیاده روی بافرزندت کن

☂ 14 - برای فرزندت مصداق واقعی صداقت.امانت داری. کنترل خشم و وفای به عهد باش
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 16/10/96 - 17:26
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مشکل پدر مادرا اینه که مارا با موفق ترین بچه فامیل مقایسه میکنن خودشون رو با بدبخت ترین پدر مادر فامیل
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 02/09/96 - 09:47
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
امام صادق علیه السلام
إنَّ اللهَ عَزَّوَجَّلَ یََرحَمُ الرَّجُلَ لَشُدَةِ حُبِّ لُوَلَدُه؛
براستی که خداوند عزوجل رحم می نماید مرد را، به سبب شدت محبت او به فرزندش.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 27/08/96 - 13:02
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
تربیت والدین

والدین خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند.
1- بچه سرفه می‌کند.
مادر خلاق یک دستمال درمی‌آورد و به بچه می‌دهد
مادر غیر خلاق به او می‌گوید
"نکن". بعد هم بچه را دعوا می‌کند. بچه حالا علاوه بر سرفه، گریه هم می‌ کند
2- بچه غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود.
پدر خلاق به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد.
بچه دوان دوان بطرف در می‌رود و خوشحال است. احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد.
پدر غیرخلاق
او را به زور و کشان کشان بیرون می‌برد. بچه گریه می‌کند
بچه غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود.
قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند.
بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. و مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.
3- بچه در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند.
مادر خلاق
گوش می‌دهد، اما عکس‌العملی نشان نمی‌دهد.
مادر غیرخلاق
گوش می‌دهد و به بچه می‌گوید:
"اون بی‌تربیته.
تو باهاش بازی نکن!"
( من غرق در منطق و فراست این جورمادرها شده‌ام!!)
4- بچه بستنی می‌خورد.
مادر خلاق
به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.
مادر غیرخلاق
دور دهانش را پاک می‌کند
5- بچه گریه می‌کند
مادر خلاق
به کودکش نگاه میکند و از او میخواهد تا علت بدخلقیش را بدون گریه بگوید
مادر غیر خلاق
دعوایش می‌کند. پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند . باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند
6- بچه زمین خورده‌است.
مادر خلاق
با لبخند به کودکش نگاه میکند و با زبان بدن به او میفهماند
طوری نیست بلند شو و ادامه بده
و او با خوشحالی بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد.
مادر غیرخلاق
توی سرش می‌زند و هول میشود. بچه را بلند می‌کند و مثل کیسه سیب‌زمینی می‌تکاند.
بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد. مادر گونه می‌خراشد. هر دو مفصل هوار می‌کشند. بچه را پیش خود می نشاند و به او میگوید از جات تکان نخور وروجک
لحظه ای مادر غافل میشود
و بچه از فرصت استفاده کرده و با این فکر پیروزمندانه
که از دست مادر فرار کردم دوباره میرود تا بازی کند
7- در مطب دکتر حوصله بچه سر رفته‌ است.
مادر خلاق
از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. و بچه مشغول می‌شود.
مادر غیرخلاق
مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده‌ باشد لاینقطع می‌گوید "
نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، بشین، ول کن، به پدرت میگم …". اعصاب همه رو خرد کردی.
الان آقای دکتر میاد آمپولت میزنه!!!
و این ماجرا ها تمام نشدنی است و… شاید بهتر باشه بازهم بگوییم : والدین خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ج، 26/08/96 - 16:52
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اگر همه چیز خریدنی بود برای مادرم کمی جوانی می خریدم برای پدرم عمر دوباره برای تو کمی عشق و برای خودم خنده های " بچگی"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 25/08/96 - 16:48
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
به سلامتی اونیکه نگفت با بقیه فرق داره,ثابت کرد ....
نقل قول از: اردشیر محمدپور (1394/45/26 - 14:45):
با سلام خدمت سرکار خانم احمری خواهر عزیز و دوست داشتنی که با نوشته هاش خیلی ها را با مسایل تربیتی بچه ها اگاه میکند من شخصا پیامتان را به گوش پدر و مادرها میرسانم . پیروز و سربلند باشید . سپاس و درود

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

اردشیر محمدپور
پ، 25/08/96 - 14:45
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با سلام خدمت سرکار خانم احمری خواهر عزیز و دوست داشتنی که با نوشته هاش خیلی ها را با مسایل تربیتی بچه ها اگاه میکند من شخصا پیامتان را به گوش پدر و مادرها میرسانم . پیروز و سربلند باشید . سپاس و درود
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 24/08/96 - 08:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
گُناه کــــــــــه میکنیم نگـــــوییم جوانے کـــــَـــــردیم...
به جوانے علی اکــــــــــبر بر میـــخــورد...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 22/08/96 - 17:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مؤمن مانند بچه ی دو سه ساله ای است که روی پاهای پدر و در بغل او نشسته است و به این فکر می افتد که بلند شود و بازی و جست و خیز کند و به هر جا که دلخواهش است، برود .
پدر هم مانع نمی شود و ضمن اینکه مراقب اوست، وی را آزاد می گذارد ..
بچه پس از آنکه برخاست و مقداری این طرف و آن طرف دوید ، خسته می شود و در می یابد که هیچ جا بهتر از دامان پدرش نیست ، لذا دو باره به آغوش او باز می گردد و همان جا که در آغاز نشسته بود ، می نشیند ..
مؤمن نیز پس از آنکه مقداری به اتکای اختیار خود و برای رسیدن به خواسته هایش تقلا نمود و خود را خسته کرد ، پی می برد که هیچ جا بهتر از دامان خدا و اولیائش نیست ،
لذا به اختیار خود به آغوش خدا و اولیائش باز می گردد و به مقدرات الهی تن می دهد و به قضای الهی تسلیم می شود .
ارزش اختیار ما به این است که با اختیار خود ، خود را تسلیم خدا و اولیائش کنیم ..
"افوض امری الی الله ، ان الله بصیر بالعباد" ...

┘◄حاج محمد اسماعیل دولابی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)