پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: دیالوگ زیبا
شرح پرسش: از این به بعد در این جای دیالوگ های زیباو موثره.شما هم میتوانید دیالوگ هایی زیبایی را که در نظر دارید به صورت کامنت در زیر این تایپیک قرار بدهید
آنجلا: من به شيطان اعتقادي ندارم.
جان: بايد اعتقاد داشته باشي چون اون به تو اعتقاد داره!
»کنستانتين«
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: سه‏شنبه، 01 اردیبهشت 1394 - 11:03:31 تعداد بازدید: 1108 تعداد پاسخ: 323
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 24/02/97 - 17:35
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً

خداوندا
آخر و عاقبت کارهای ما را ختم به خیر کن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 11/02/97 - 11:54
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
رفتم دندونپزشکی
دکتر داشت دندونای یه خانوم معاینه می کرد گفت
باید عکس بگیرم تا مشخص شه دندونتون چشه
خانومه گفت : می شه فردا بیام عکس بگیرید
دکتره گفت : چرا فردا ؟
خانومه گفت : باید اول برم آرایشگاه ، الان آمادگیشو ندارم عکس بگیرم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 01/02/97 - 17:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من کشف کردم که قضیه این نیست که دنیا چی برای تو کنار گذاشته،
قضیه اینطوریه که تو برای دنیا چی با خودت آوردی!

+ آن شرلی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 01/01/97 - 10:21
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
همه جور نون دیدم، نون سنگک، نون بربری، نون لواش، نون تافتون، ولی هیچ جا نون حلال ندیدم

جرم - مسعود کیمیایی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 28/12/96 - 18:10
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پسرعمه: آقای مجری میدونی جهنم پر از آدماییه که شکلاتایی که داشتن رو از کودکان معصوم قایم میکردن!؟
مجری: بچه تو انقدر شکلات میخوری کور میشی ها!
پسرعمه: چشم که نه در راه شکلات بُوَد بار گرانیست کشیدن به سر!
مجری: تو حرف زدن عادی خودتو بلد نیستی،چی شده که شعر میگی!؟
پسرعمه: این معجزه عشقه!
مجری: عشق به شکلات!؟ آخه آدم عاقل عاشق شکلات میشه!؟
پسرعمه: آدم عاقل که عاشق نمیشه!
مجری: ای کاش انقدری که عاشق شکلاتی عاشق درسات هم میشدی!
پسرعمه: من با درسام تریپ خواهر-برادری بستم!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 26/12/96 - 08:37
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﺁﻗﺎﻱ ﻣﺠﺮﻱ ﻭﺍﺳﻢ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﻣﻴﺨﺮﻱ؟
● ﻣﺠﺮﻱ : ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﻴﻄﻮﻧﻲ ﻧﮑﻨﻲ، ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﻦ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﻲ، ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎﮐﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮ ﺑﺎﺯﻱ ﻧﮑﻨﻲ، ﺭﻭﺯﻱ 3ﺑﺎﺭ ﻣﺴﻮﺍﮎ ﺑﺰﻧﻲ، ﻣﻌﺪﻟﺖ ﻫﻢ ﺑﻴﺴﺖ ﺷﻪ... ﻭﺍﺳﺖ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ می خرﻡ.

▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺒﺎﺷﻲ! ﻣﻴﺨﻮﺍﻱ ﺗﺤﺮﻳﻤﻬﺎ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻭﺭﺩﺍﺭﻡ؟ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﺍ ﺭﻭ ﺗﻮ ﻫﺮ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺍﻱ ﺑﮑﻨﻢ ﻭﺍﺳﻢ ﺁﭘﻮﻟﻮ 11 ﻣﻴﺨﺮﻥ !
● ﻣﺠﺮﻱ : ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮐﺎﺭﺍ ﺭﻭ ﻣﻴﮑﻨﻦ ... ﺗﺎﺯﻩ ﺟﺎﻳﺰﻩ ﻫﻢ ﻧمی خوﺍﻥ.
▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﻲ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺍﻳﻦ " ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ " ﺭﻭ ﺑﺒﻴﻨﻢ ! ﻣﺎﮐﻪ ﻫﺮﮐﻲ ﺭﻭ ﺩﻳﺪﻳﻢ ﻋﻴﻦ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﻮﺩ.

● ﻣﺠﺮﻱ : ﺧﺐ ﭼﻴﮑﺎﺭ ﻣﻴﮑﻨﻲ؟ ﮐﺎﺭﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻤﻮ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﮐﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺑﺨﺮﻡ؟
▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﻣﻌﺪﻟﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻴﺴﺖ ﺷﻪ؟ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ
● ﻣﺠﺮﻱ : ﭘﺲ ﺩﺳﺖ ﮐﻴﻪ؟
▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﺍﻭﻧﻲ ﮐﻪ ﺍﺯﺵ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﻴﺰﻧﻢ !
● ﻣﺠﺮﻱ : ﺗﻮ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﻴﺰﻧﻲ !؟ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﻧﻤﺮﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻴﮕﻴﺮﻱ ... ﻣﺎﻝ ﺗﻮ ﻧﻴﺲ؟
▩ ﭘﺴﺮﻋﻤﻪ زا : ﻣﻦ ﮐﻪ ﻫﺮﺑﺎﺭ ﻧﻤﺮﻩ ﻡ 6-5 ﻣﻴﺸﻪ ﻣﻴﮕﻢ ﺍﻳﻦ ﻧﻤﺮﻩ ﻣﺎﻝ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ، ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻧمی کنی !
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 24/12/96 - 17:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بابا لنگ دراز عزیزم
بعضی ادم ها را نمیشود داشت
فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت
بعضی ادم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای انها...
اصلا به اخرش فکر نمی کنی
انها برای اینند که دوستشان بداری
ان هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق
یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست
این ادم ها حتی وقتی که دیگر نیستند هم در کنج دلت تا ابد یه جور خاص دوست داشته خواهند شد....
جودی ابوت
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 20/12/96 - 18:23
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
"من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
♡❤
دخ تر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
.
. < br/>.
پی نوشت:
تصویر مربوط است به سریال ارمغان تاریکی ... در این سریال منافقین روی صورت همسر مجید عضو جدا شده از سازمان، اسید ریخته بودند تا او را متنبه کنند.

【یکی از زیباترین و پر معنا ترین سکانس و دیالوگ سریال ارمغان تاریکی】
♡❤
آرش مجیدی ( مجید ) بعد از سالها به دیدن امیر آقایی می رود و امیر آقایی متوجه می شود مجید که سالهاست کور بوده، می تواند ببیند .
امیر آقایی : خوشحالم که می بینی
آرش مجیدی : من از اول می دیدم
امیر آقایی : پونزده سال ؟
آرش مجیدی : یه روزی صورت زنمو سوزوندی . خیلی رنج کشید .رنج کشید تا من نبینم اون صورتو . منم تصمیم گرفتم نبینم ...
.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 20/12/96 - 18:21
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آقای ﻣﺠﺮﯼ : ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ؟
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ : ﺍﻣﺮﻭﺯ ﯾﻪ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺳﺮ ﭼﻬﺎﺭﺭﺍﻩ ﮔﻞ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺖ
ﻣﺠﺮﯼ : ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪﯼ؟
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ : ﻧﻪ
ﻣﺠﺮﯼ : ﭘﺲ ﭼﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﮐﺮﺩﻩ؟
ﭘﺴﺮﺧﺎﻟﻪ : ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ،
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻢ ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ، ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻭﺍﺳﻢ ﻋﺎﺩﯼ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ناﺭﺍﺣﺘﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ...

**** کمی تأمل کنیم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 12/12/96 - 09:34
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بقول اقا همساده:
روز های خوب از راه میاد
ولی دادیم "چین " بسازه
ارزون در بیاد کاکو
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 09/12/96 - 17:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پسر خاله : باید ازمایش الهی ی بار ناشنا و یباربعد از غذا داد
مجری : این چه حرفیه؟داری مسئله به این مهمی را مسخره می کنی !
پسرخاله : جدی میگم !
اخه میزان اعتقاد ی ادم سیر و گرسنه با هم فرق می کنه!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 05/12/96 - 17:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اولیور: استن… تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری؟
استن : آره خب؛ حداقل وقت آدمو نمی گیره!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ج، 04/12/96 - 10:01
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
فــرار از زنــدان
آقو ما یه بار تو یکی از زندان های آمریکا بودیم… یه پسرو هم اونجا بود بهش میگفتن مایکل…
آقو ای پسرو نقشه زندانو رو تنش خالکوبی کرده بود میگفت من شما رو فراری میدم…گفتیم خب خدا رو شکر بالاخره در میریم...
آقو از شانس ما شب قبل فرار ای پسرو آبله مرغون گرفت همه تنش پر جوش شد... نقشه ی رو تنش قاطی پاطی شد.
از تو زندان تونل زدیم از وسط کاخ سفید سر در آوردیم!
ها ها ها…
ینی چنان ضایع شدیما… 400 سال دیگه حبس واسمون بریدن…36 بارم به اعدام محکوم شدیم!
آقو یعنی له له شدیم...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ج، 04/12/96 - 08:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
▰ مجری: به به... تابستون داره تموم میشه و کم کم باید آماده شین واس مدرسه رفتن!
▱ کلاه قرمزی: ای بابا خیلی اتفاق خوبیه شمام هی یادآوری کن!
▩ ببعی: باز آمد بوی ماه مدرسه...
▣ پسرعمه: ینی من این آهنگو که میشنوم میخوام سرمو بکوبم به دیوار!
▰ مجری: اگه بدونین تو مدرسه چقدر خوش میگذره...من که دلم واس مدرسه رفتن یه ذره شده
▱ کلاه قرمزی: خب اگه دلت تنگ شده بیا جای من برو مدرسه،من یه جوری با این دلتنگی کنار میام!
▰ مجری: میدونین اگه مدرسه نرین بزرگ که شدین بیکار میمونین؟
▣ پسرعمه: این پسر عباس آقا که اینهمه درس خونده مهندس شده مگه بیکار نیس!؟
▰ مجری: خب بعضیا هرچی میگردن نمیتونن کار پیدا کنن
▱ کلاه قرمزی: بله بقیه هم از همون اول میدونن کار پیدا نمیشه اصلاٌ نمیگردن!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2

امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 02/12/96 - 19:12
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پسر عمه زا:اقای مجری اجازه!این تیم مقابل همین تیم نون خشکیا ...........نون خشکیای سولاخ!برداشتن بع بعیه مارو ...........مربی ما رو به جای توپ شوت میکنه توی دروازه

فامیل دور:خوب کاری میکنیم ...........خوب کاری میکنیم...... بازیکن توپ نمابرداشته اورده اقای مجری
جیگر:وقتی یک چیزی جلوی پای منه گرده..............توپ گرده دیگه .... گرده دیگه ......
وقتی جلوی پای منه شوت میکنم
نقل قول از: (1394/18/11 - 20:18):
انزو(جین رنو):
هفده سالم بود ،عاشقش شدم،حتی سعی کردم براش بمیرم....!!دو سال بعد حتی اسمشم یادم نمیومد،زمان همه چیزو پاک می کنه.....

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)