پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: جهان افسون زدایی شده و معنای عشق
شرح پرسش: در جهان افسون زدایی شده و فرو ریختن بسیاری از توتم ها، عشق می تواند چه معنایی داشته باشد؟ یا می توانیم بپرسیم آیا می توان هنوز عاشق بود؟ عشق اول در این جهان یعنی چه؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 07 خرداد 1394 - 11:40:10 تعداد بازدید: 1571 تعداد پاسخ: 164
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 27/04/97 - 08:24
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دیر زمانی ست که عادت جای عشق را گرفته است.
آدم ها عادت می کنند:
به بودن ها ، خندیدن ها ، خوش گذراندن ها کنار فردی خاص...
کافیست تنها ساعاتی برایشان خاطره خوب بسازی ، عادت میکنند به بودنت
گاه می گویند:
دوستت دارم...
و گاهی می گویند:
بی تو هرگز...
گاهی دنیا رو بدون حضور تو به زندان و به جهنم و یا حتی به مرگ تشبیه می کنند...
تو جدی نگیر آنها فقط عادت کرده اند !
جمله ای می گویند تنها برای ماندنت و تکرار کردن آن خاطرات
عادت کرده اند دیگر..‌.
همان طور که اگر بروی تنهایشان بگذاری بعد از مدتی عادت می کنند
به تنهایی...به خندیدن بی تو....به ادامه دادن بدون حضورت...به خاطرات خوش ساختن با فردی دیگر...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 27/04/97 - 08:23
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود .
استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت .
استاد دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد .
لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت:
دیوانه ، مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی . لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .
استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت :
لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ،
اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی .
مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
د، 25/04/97 - 08:44
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست؛

پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن.
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق.
چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می‌شکند.
می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت؛
اما شکسته‌های جام، آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست.
احتیاط باید کرد.
همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز.
بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند..

نادر ابراهیمی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 24/04/97 - 09:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یک نگاهت به من آموخت
که
در حرف زدن «چشم ها» بیشتر از حنجره ها می فهمند........‌!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 21/04/97 - 08:32
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دو چیزرادرموردعشق دریاد بدارید ودوچیزرافراموش کنید. اول خدا ومرگ،دوم نیکی خود وبدی دیگران
مبر،مرگ و یادخدا را ز یاد..مباداشوی غره برخود زیاد
ولی زین دوتامی توان دم مزن. بدی کسان نیکی خویشتن
هرکسی عشق رایک طوری معنی وتفسیر می کند ولی ازنظربنده دوس دارم کمی معنی عشق رابیان وسپس تفسیرکنم.عشق یعنی شیفتگی دلدادگی،دوستی،مهربانی،باهم بودن،بهم علاقمند بودن وعلاقه داشتن،محبت تام،کمال واقعی رادرعشق باید جستجوکرد،دریافتن زندگی جاودانی،انسان بکمال علم وقتی می رسدکه بحق واصل وبمشاهده جمال اونائل شودواتحادعالم ومعلوم وعاقل ومعقول حاصل گردد.
عشق معنوی حقیقی یعنی به حق تعالی عشقی که هدف آن لذت روحی باشد.عشق جسمانی یعنی عشق مجازی عشق غیرحقیقی وموقت وزودگذر،عشق ظاهری مانندعشقی که درموجودات زنده سبب جلب وجذب یکی دیگری رامی شود.اگرانسان معنی عشق راکامل متوجه شودوباورکند در روی کره زمین هیچ فسادو دروغ.ووحشی گری وخیانت و.......نمی شود ولی متاسفانه مابندگان خداوند این راباور داریم که عشق یعنی خوردن وخوابیدن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

کبری سعادت
چ، 20/04/97 - 21:40
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در میان این همه غوغا و شر

عشق یعنی کاهش رنج بشر
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 20/04/97 - 08:46
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دوست داشتن
گاهی وقت ها تحمل است
اینکه بتوانی با زخم های زندگی
هنوز سرپا ایستاده باشی

دوست داشتن
گاهی وقت ها، زندگی ست
همانند سینه ای بدون نفس ،
از مرگِ
قلب بدون عشق
آگاه باشی

دوست داشتن
گاهی وقت ها
سنگین است
به سان
سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن

و بعضی وقت ها
دوست داشتن
حیاتی دیگر است

زنده نگه داشتن
کسی درون ات
حتی
با وجود این فاصله های دور!

چگونه ای؟

ازدمیر_آصاف

ترجمه : سامان_رضایی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 20/04/97 - 08:44
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جرعه به جرعه می‌دهم
شعر به نوشِ دلبرم

دل که نکرد اثر به او،
شعر کند مگر اثر...

حافظ
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
چ، 20/04/97 - 08:39
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل

هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست

سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر

وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

#هوشنگ_ابتهاج
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 19/04/97 - 10:54
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دنیای کلمات و خط قرمزهایش

«تو آن‌قدر بی‌مسئولیتی که نمی‌دانم چرا با تو ازدواج کردم؟»، «در آینه به خودت نگاه کرده‌ای؟»، «چرا مثل زن‌های امروزی نیستی؟»، «همان بهتر که صبح زود از خانه بروی و دیر وقت برگردی، حضور تو فقط کار مرا زیادتر می‌کند.» نه اشتباه نکنید این‌ها جملات یک نمایشنامه کمدی نیست بلکه مکالماتی است که در خیلی از خانواده‌ها، عادی شده است. برخی همسران وقتی مدتی از ازدواج‌شان می‌گذرد و با هم خودمانی می‌شوند، فکر می‌کنند هرچیزی که به ذهنشان رسید را به هر نحوی که بخواهند باید ابراز کنند اما از این موضوع غافلند که حرف‌های خیلی ساده که گاهی در وسط دعوا و بدون منظور بیان می‌شود، می‌تواند قلب طرف مقابل را جریحه‌دار کند و اثر آن برای همیشه بماند. بسیاری از سرد شدن‌ها و دور شدن‌های زناشویی به این علت است که دو نفر نمی‌دانند هر حرف آن‌ها می‌تواند چه تأثیری بر زندگی‌شان داشته باشدپس کاش کمی معشوقه پرست بودیم . کلماتی چون دوستت دارم، عزیزم، تو زیباترینی مرد رویاهای منی مثل شارژر زندگی عمل می‌کنند اما توهین، ناسزا و کلمات نامناسب مانند بمبی تمام داشته‌های عاطفی زن و شوهر را دود کرده و بین‌شان فاصله می‌اندازد ولی چرا ما کافر شدیم تا در مسیر سختی ها می افتیم و زندگی در سنگ لاخ مشکلات می افتد همدیگر رها می کنیم یا بهتر بگویم کم می آوریم اگر واقعا معشوقه پرست هستیم اینجا کم هم نگذاریم خدا همه معشوقه پرستی های ما را در همراهی سختی ها می پسندد پس چرا هم خدا را کافر می شویم هم عشق دیرینه خود را منکر جز این دنیا محل آفات است چرا به خاطر عشق مان آفات تحمل نمی کنیم و صبور نیستیم اگر حرف من را قبول ندارید پس این موج فزاینده جدایی های عاطفی برای چیست ؟ معشوقه پرست باشیم و پابه پای عشقمان بایستیم که این بزرگترین امتحان ما در این دنیاست . .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
س، 19/04/97 - 09:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دلم باران...
دلم دریا...
دلم لبخند ماهی ها
دلم بوی خوش بابونه می خواهد...
دلم یک باغ پر نارنج...
دلم آرامش ِتُرد وُ لطیف ِصبح شالیزار...
دلم صبحی...
سلامی...
نسی می...
عطر لبخندی...
نوای دلکش تار و کمانچه...
از مسیری دورتر حتی...
دلم دشتی پر از آویشن و گل پونه می خواهد...
دلم مهتاب می خواهد که جانم را بپوشاند...
دلم آوازهای سرخوش مستانه می خواهد...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 17/04/97 - 08:37
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دلهای ما که بهم نزدیک باشد ،
دیگر چه فرقی می کند که کجای این جهان باشیم ،
دور باش اما نزدیک ،
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم...

شاملو
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ی، 17/04/97 - 08:24
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دیشب

مولانا و حافظ و عراقی را به حضور پذیرفتم

مشرف شدند و دست به سینه نشستند .

گفتم : بگویید از عشق ...

مولانا گفت : هم قلم بشکست و هم کاغذ درید .

حافظ گفت : آتش به همه عالم زد .

عراقی گفت : به گیتی هر کجا درد دلی بود ،

به هم کردند و عشقش نام کردند .

به عراقی گفتم : تو بشین .

بقیه بیرون !!!

سایه های بیداری : میدانم که هیچ نمیدانم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
ش، 16/04/97 - 09:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است
گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد

فاضل نظری
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه احمری
پ، 14/04/97 - 08:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای، دورِ اجاقی ساده بود...
شب که می شد نقش ها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود...
می شدم پروانه، خوابم می پرید
خوابهایم اتفاقی ساده بود...
زندگی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود...
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود...
"ساده بودن" عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود...
قیصر امین پور
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)