پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: جشن زندگي
شرح پرسش: سلام
ميخوايم همه ي زندگي رو جشن بگيريم حتي غمهاش رو.
مطالب ارزنده ي شما رو در اين رابطه از دل و جان پذيرا هستيم.
قربون لطف شما
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: سه‏شنبه، 12 دی 1391 - 14:14:00 تعداد بازدید: 4933 تعداد پاسخ: 182
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

uSrXnD59639 uSrXnD59639
ج، 21/02/97 - 18:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: احمد اصفهانی (1397/27/19 - 10:27):
نقل قول از: حسن باقری (1397/41/18 - 14:41):
نقل قول از: هدیه گلمکانی (1391/56/08 - 15:56):
خــــدایا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بخشاینده بی منت
شکرت

فقط همين و بس
عالی
زندگی بدون شادی زنده بودنه نه زندگی کردن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد اصفهانی
چ، 19/02/97 - 10:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: حسن باقری (1397/41/18 - 14:41):
نقل قول از: هدیه گلمکانی (1391/56/08 - 15:56):
خــــدایا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بخشاینده بی منت
شکرت

فقط همين و بس
عالی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: هدیه گلمکانی (1391/56/08 - 15:56):
خــــدایا
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ای بخشاینده بی منت
شکرت

فقط همين و بس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: مهدی نیکزاد (1391/41/07 - 02:41):
تا غم نباشه خوشی معنی نداره

12)
غم و شادي هردو باهم و دركنار همند.
غم و اندوه زندگي هم زيبايي خاص خود را دارد به شرطي كه از بيرون نظاره گر آن باشي و خودت را در آن غرق نكني. فقط همين غم و اندوه هاست كه انسان را به عمق زندگي فرو مي برد، شادي هاي زندگي زودگذر و سطحي هستند از همين روست كه آدمهاي به ظاهر شاد زياد مي بينيم.
شادي به زندگي «وسعت» و غم به آن «عمق» مي بخشد، زندگي همراه با غم و شادي يك زندگي چند بعدي است. پس غم هم در زندگي چيز مفيدي است آنچه كه غم را در نظر ما چيز بدي به شمار آورده در حقيقت ديدگاه غلط ما از غم است به خاطر همين هميشه سعي مي كنيم از آن بگريزيم در صورتي كه نمي دانيم شادي بدون غم اصلا معنايي ندارد.
.....(ادامه دارد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
6
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
1)
زندگي فقط نان خوردن نيست كه در اين صورت ديگر «زندگي» نيست چون جاي شادي و سرور در آن خالي است.
شادي در پرواز انديشه هاست از مادون به ماوراء، از دانسته ها به نادانسته ها. زندگي حقيقي فقط در همين لحظات اتّفاق مي افتد و بقيه خواب و خيالي بيش نيست.
زندگي سفري است روحاني از ازل تا به ابد سفري همراه با سكونت و آرامش. در زندگي حقيقي، جايي براي سفتي و تحكّم نيست.
وقتي انسان منيّت را كنار گذاشت، نفس در او كم كم ناپديد مي شود و «لطافت» در او شكل مي گيرد. لطافت اكتسابي نيست، در درون خود انسان است، تجلّي نور خداست اما ممكن است انسان با مكر و حيله ي نفس مسير اين تجلّي را مسدود كند. لطافت بخشي، بهجت ، سرور و شادابي مقصود همه ي جانداران و مقصود خلقت است، درختان را نگاه كن....
تمرين و تكرار انسان در سكوت و سكون و آرام بودن، باعث انتقال تدريجي انسان از عالم غم و اندوه به عالم شادي سرور مي شود.
تكرار و تمرين در انجام خوبي ها و ترك بديها همان «مراقبه» است و عشق واقعي و حقيقي زائيده ي همين مراقبه است. اين عشق در قلب است نه در ذهن اين عشق زوال ناپذير و ابدي است و عشق ابدي همان «خدا»ست.
عشقهاي زميني مربوط به ذهن است، مربوط به بيولوژي و فيزيولوژي و روانشناسي كه آغازي دارند و پاياني. عشق حقيقي گل خوشبويي است كه بر شاخه ي مراقبه مي شكفد و خود انسان بايد بخواهد تا اين گل شكفته شود.
مراقبه همان توجّهي است كه به دقّت تو را از آنچه به وجود تو متعلّق نيست دور نگه مي دارد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
58)
7- شادي: هر چه آگاهي معنوي انسان در سطح بالاتري باشد به همان نسبت ميزان بهره مندي او از شادي هم بيشتر خواهد بود. شايد

ديده باشيم آنهايي را كه از حيث معنويت واقعا در سطح بالايي هستند، اينها غالباً حتي از روي ظاهر و چهره هاي شادان و با طراوتي كه

دارند، به خوبي قابل تشخيص هستند.

ببينيد «بيشتر اوقات» چه احساسي داريد. اگر احساس شما در بيشتر اوقات، احساس يأس و نااميدي، اضطراب و افسردگي و نارضايتي

است پس بدانيد كه ارتباط معنوي شما سست شده يا از بين رفته است و در برقراري مجدّد و يا محكم كردن آن بايد تلاش كنيد. قطع ارتباط

معنوي يعني اينكه شما به ميدان انرژي شخصي خود اين اجازه را داده ايد كه توسّط نيروهاي ضعيف كه در پيرامونتان پراكنده است، آلوده

شود.

در حالت برقراري ارتباط معنوي شما به خوب پي مي بريد كه با خدا در ارتباط هستيد ولذا از تأثيرات منفي هر چيز و هركسي كه در اطراف

شما باشد، مصون و محفوظ خواهيد ماند چون اين حالت مرتبط بودن با خدا، چنان پر انرژي است كه انرژي هاي اندك ديگر را در خود محو مي

كند.

اي ن هفت شيوه ، هفت شيوة معنوي بودن است و محدود به مكتب و مذهب خاصي نمي شود. هر كسي با به كار بردن اين هفت شيوه

مي تواند فردي معنوي باشد.

...ادامه دارد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

یدالله مهرعلی‌زاده
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هر چه از دوست رسد نيكوست!
نيكويي دست مايه‌ي شادي و شادماني است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
46)
دو حالت دوستي:

اصولاً نزديك شدن انسانها به يكديگر و دوست شدنشان با هم دو حالت دارد: حالت اوّل آن است كه يكي به ديگري نزديك مي شود به

خاطر كمبودي كه دارد براي رفع آن كمبود، چون به كمك ديگري نياز دارد پس به او نزديك شده و با او طرح دوستي مي ريزد و البته مي بيني

آن ديگري هم به نوعي به كمك اين يكي نياز دارد پس در واقع مي توان گفت اين دوستي نيست، يك نوع رفع حاجت است ، يك نوع گدايي

است كه دوامي هم ندارد چون طرفين متقابل پس از گرفتن نيازهاي خود،كم كم از هم خسته مي شوند.

امّا نوع دوّم دوستي به خاطر كمبود و نياز نيست بلكه برعكس به خاطر احساس پر بودن و غني بودن است. وقتي اين احساس در كسي

شكل بگيرد مي خواهد تا با شخص ديگري شريك شود تا جريان جديدي از شادي را در زندگي خود شكل دهد، اينجا ديگر شخصي كه مي

خواهد طرح دوستي بريزد حساسيت زيادي به خرج نمي دهد كه شخص مقابلش چه كسي باشد، هر كس كه نزديك شود او را مي پذيرد

و به او خير مي رساند و از اين خيررساني شاد مي شود.

...(ادامه دارد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: mary rahpoo (1392/24/28 - 10:24):
سلام
فکر می کنم اگر بتوان درک کنیم که ما ذره بسیار بسیار کوچکی از نیروی بیکران خداوند هستیم و دیگر انسانها و موجودات هم ذرات دیگر خداوندند،هرکدام با ترکیبات DNA یا آرایش های الکترونی متفاوت ، هستی بی نهایت خداوند رو تشکیل دادیم، اونوقت می توانیم مرگمون رو هم جشن بگیریم چون به یک دنیای جدید دیگه دعوت شدیم، به دنیای فراتر که شاید خداوند رو بهتر درک می کنیم و اینکه خودی نیست هر چه هست خدا(خودها)ست.

سلام
ممنون و سپاسگزار بابت نظرات خوبتون
البته نمي توان گفت خداوند تجزيه پذير و جزءجزء است نه به ظاهر نه به باطن. او «بسيط» است يعني همه اش يكي است، شايد بهتر

باشه كه بگيم مخلوقات جلوه هايي از ظهور صفات او هستند. اما اينكه خود او چيست؟ پاسخ اين سوال در قالب ذهن ما نمي گنجد، كه

خودش فرموده: هيچ چيز مثل او نيست. ما فقط مي توانيم بگوييم او هست و بس. و همه اش خوبي است.

اما اينكه او اصل و مرجع ماست كاملا درسته، برگشت همه ي ما به اصل خودمون خواهد بود.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
39)
خودمان باشيم
به عبارتي اينكه ما هنوز ياد نگرفته ايم كه خودمان را قبول كنيم ريشه در همان دوران كودكي ما دارد يعني از همان ابتدا با اين روش غلط بار آمده ايم و كودكانمان را هم مي خواهيم به همين گونه بار بياوريم. كودكان ما از همين ابتدا ياد مي گيرند كه: « من اين طوري كه خودم هستم قابل قبول ديگران نيستم پس بايد كاري كنم كه خودم نباشم تا ديگران مرا دوست داشته باشند.» بدين ترتيب زندگي شخص كم كم طبق خواست ديگران شكل مي گيرد و مي بينيم كه در سطح جامعه چقدر روانها از اين بابت مسموم است. همين مسئله، مشكل بزرگي است كه اول بايد شناخته شود تا در جهت رفع آن قدمي برداشته شود. بله مشكل همين است كه اكثر ما انسانها از همان ابتدا موفّق به كسب شناخت صحيحي از خود نشده ايم زيرا به خاطر آنچه كه حقيقتاً بوده ايم مورد توجه و محبّت قرار نگرفته ايم بلكه به خاطر آنچه كه نبوده ايم و نقش آن را بازي كرده ايم به ما جايزه داده اند. در صورتي كه حقيقت اين است كه «وجود هر كسي به خودي خود زيبا و دوست داشتني است.»
...(ادامه دارد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
27)
حكم از آن من يا او
انساني كه در فضاي روشن عشق والوهيت نبود هميشه يك آرزوي زشت و غير روحاني در سر خواهد داشت و آن آرزوي برتر بودن از ديگران و حكومت بر ديگران. همين آرزوست كه بسياري از ناراحتي ها و گرفتاري ها و جنگ ها و نزاع ها را براي انسان به بار خواهد آورد. تا اين آرزو در سر انسان است صحبت كردن از دين مذهب ، دروغ و حقه اي بيش نيست. چون اوّلين قدم در دين همين است كه انسان وجود خدا را كاملاً حس كند و يقين كند كه همة نيروهاي دروني وبيروني از آن اوست، غير از او هيچ نيرويي و هيچ مؤثري وجود ندارد. اوست كه به عنوان يك اصل و قانون واحد بر همة عالم فرمان مي دهد، با درك چنين حقيقتي است كه مي توان به آرامش دست يافت و كسي كه صاحب چنين آرامشي شده مي تواند ادّعاي ديانت و روحانيت نمايد و اين زماني است كه با تمام وجودش درك كرد كه «حاكم مطلق» خداست، خدايي كه همة افعالش عين درستي و حكمت است.
...(ادامه دارد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
17)
براي اينكه به حقيقت زندگي كنيم، اولين قدم آن است كه «معصوميت كودكي» خود را حفظ كنيم. زياد «كودكي» را با «غفلت» اشتباه مي گيرند. امّا خوب است بدانيم كه اين دو كاملا با هم فرق دارند.
كودكي از سنخ «معصوميّت» است، از خانوادة «پاكي» است و «غفلت» يعني اينكه حواسمان نباشد كه داريم از اين معصوميت و پاكي فاصله مي گيريم.
كودك، جاه طلب نيست، زياده خواه نيست، آرزو هاي دور و دراز ندارد، خيلي راحت مجذوب لحظة پرواز يك پروانه مي شود، مشاهدة يك رنگين كمان زيبا كافي است تا او را به وجد آورد يا به تماشا نشستن چشمك ستارگان در آسمان شب....
نادان، اين را مي خواهد آن را مي خواهد، در پي برتري و احترام است، دنبال بيشتر كردن ثروت و قدرت است، خلاصه ذات ناداني با «فقر» و «گدايي» همراه است اما كودك با كودكي خود غني است و ناب است و پر بار. اين معصوميت كودكي بايد محافظت شود بايد تقويت شود. هر چه از اين معصوميت فاصله مي گيريم از حقيقت زندگي بيشتر دور مي شويم و مرگ در نظرمان هراسناكتر مي شود.
البته بايد مراقب بود در دنيايي كه اصل «رقابت» در آن حاكم است، سادگي كودكانه به «ساده لوحي» تبديل نشود كه به شدّت مورد سوء استفاده واقع مي شود ولذا مي گوييم ساده بودن خوب است اما ساده لوح بودن نه.
زندگي جرياني است مستمر همچون رودخانه و به ياد داشته باش كه تو نمي تواني دوبار در يك رودخانه پابگذاري.(هراكليتوس – فيلسوف يوناني)
بار دوّم رود همان رود است امّا آب همان آب نيست.
....(ادامه دارد)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

حسن باقری
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
53)
3- يگانگي :
به معني يكي شدن با كل يا به عبارتي با هستي يا به عبارتي با خدا. در اين حالت حتماً‌ بايد از منيّت ها جدا و رها شده باشي. بايد به

طور موقّت استدلالهاي ذهني خودت را كنار بگذاري و همه چيز را به همان نيروي معنوي واگذار كني. بايد خود را در آن نيروي معنوي رها

كني همانند قطره اي كه از اقيانوس جدا شده و به خودي خود فاقد نيروي خاصّي است امّا وقتي دوباره به اقايانوس بازگشت و در دل

اقيانوس جاي گرفت موج مي شود و صاحب نيرويي عظيم و شگفت آور مي گردد. هر يك از ما هم وقتي با خدا كه منبع و منشأ همة

نيروهاي عالم است يگانه شويم يگانه شويم چنان نيرومند و پرانرژي خواهيم شد كه به حقيقت مي يابيم هيچ مشكلي نيست كه به راحتي

حل نشود، هيچ مانعي نيست كه به راحتي برداشته نشود و ديگر جاي هيچ ناراحتي و نگراني باقي نمي ماند. پس مشكلات زماني براي

ما عرضه اندام مي كنند كه ما اين سه مرحله يعني شناخت، ادراك و يگانه شدن با پروردگار را طي نكرده باشيم.

....ادامه دارد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

Somayyeh Seyf
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: سمیه زارع (1392/20/09 - 03:20):
خورشید را باور دارم حتی اگر نتابد

به عشق ایمان دارم حتی اگر آن را حس نکم

به خدا ایمان دارم حتی اگر سکوت کرده باشد

تا خدا هست جایی برای نا امیدی نیست

(دیوار نوشته ای مربوط به ویرانه های جنگ جهانی دوم)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه فرهادی نسب
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام آقای باقری
عالی بود
بسیار عالی بود
ممنون

((غم و شادي هردو باهم و دركنار همند. ))

امیدوارم همیشه شادیهاتون از غم ها پیشی بگیرند و تیره گی های زندگیتون فقط برای پررنگ تر نشون دادن شادیهاتون باشه

ممنون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)