پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: قشنگترین و جالب ترین خاطرات از کلاس اول ابتدایی رو بگین ..
شرح پرسش: قشنگترین و جالب ترین خاطرات از کلاس اول ابتدایی رو بگین ..
از معلم . از شیطنتتون . از کلاس و .....
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: شنبه، 11 خرداد 1392 - 13:52:35 تعداد بازدید: 520 تعداد پاسخ: 25
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدی عرب عامری
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خاطرات دوستان رو خوندم جالب بود
1 معلم داشتیم که خیلی ..... بود امیدوارم هر کجا هست خدا از سر تقصیراتش بگذره ولی در کل اصلا دوست ندارم برگردم به دوران کودکی و فقط دوست دارم برم جلو تا برسم به آخر خط دنیا و شروع کنم زندگی بهتری را انشاالله در دنیای جدید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

رضا افروزی
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
روز اول تا زنگ تفریح رو زدن من رفتم خونه نمیدونستم تایم استراحته!!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الناز علیزاده
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: رضا افروزی (1392/32/11 - 18:32):
روز اول تا زنگ تفریح رو زدن من رفتم خونه نمیدونستم تایم استراحته!!!
جالب بود!!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

رها رضایی
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اولین روز ابتدایی هیچ کاغذ و قلمی با خودم نبرده بودم و بچه ها کلی بهم فخر فروختن . از بس دخترهای همسایه از دزدیده شدن وسایلشون حرف زده بودن ترسیدم ببرم . البته روزهای بعدی خودم هم یادگرفته بودم که اگه چیزیم گم شد حتی مشابهش هم باشه پیدا کنم بعد برم خونه.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا باقری
ج، 14/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: مهدی عرب عامری (1392/10/18 - 19:10):
...

خدا قوت پهلووووووووووووووووون ... :))
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سنا سیلانی
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اینکه هنوزم معلم کلاس اولمومیبنموباهم رفت وامدداریم وهمیشه به من میگه دخترم...حس خوبی پیدامیکنم وقتی ایشان واقعاباوردارن که من دخترشان هستم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

leili rahimi
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بچه ها ممنون از خاطرات خوبتون . وقتی می خونم احساس خیلی خوبی بهم دست میده . ممنوووووووووون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

arash eslami
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من از اول بچه عاقلی بودمو نقاشیم بد:))) به مامانم گفتم بود اگر بگن این چراغ را خط خط کن(منظور بکش) چکار بکنم؟:)))
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا باقری
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من اولین باری که رفدم مدرسه ، 6ماهم بود و سر کلاس پنجمی ها بودم... :))
تازه کلاس اولم 2بار خوندم :))))))
به محیط مدرسه عادت داشتم و هیچ خاطره خاصی ندارم... :)
ولی معلممون رو خیلیییییییییییییییییییی دوس داشتم و دارم خیلی خانوم خوبی بود، مهربون،خوشکل و ناز، خانم علیشیری...
انشاالله هر جا که هست موفق باشه.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سمیه زارع
د، 10/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: حمید زارع (1392/22/06 - 02:22):
هیچوقت یادم نمیره که سره صف صبحگاهی قرار بود قرآن رو تلاوت کنم و خوب منم که سواد نداشتم میخواستم سوره کوثر رو بخونم که بعد از بسم ا... هرچی فکر کردم آیاتش به ذهنم نیمد و بچه های مدرسه کلی خندیدن و این اتفاق سرآغازی شد که تا سال پیش دانشگاهی همیشه من سره صف قرآن بخونم

:))))))))))))
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مرضیه کریمی
د، 10/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یه بار املا 19 شدم رفتم خونه گفتم با پاکن پاکش کردم درستشو نوشتم...به مامانم گفتم ببین درست نوشتم الکی بهم 19 داده...مامانم هم اومد مدرسه به معلممون گفت..اونم بیچاره گفت شاید خطای دید بوده...نمرمو 20 کرد....خخخخخخخخ....اما الان خیلی از کارم پشیمونم...باور کنید!!!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الناز علیزاده
ی، 09/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
تو کلاس اول که بخاطر ریزه میزه بودنم معلممون خیلی دوسم داشت و همیشه میگفت فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه(چون زرنگ و درس خون و باهوشم بودم)و همیشه تو صف نفر اول بودم و سر کلاس ردیف اول.
ولی 1 خاطره جالب از کلاس دوم دارم:
1 بار تو یکی از روزای زمستونی خودم حاضر شدم رفتم مدرسه و طبق عادت همیشه رفتم پشت رخت آویز کلاسمون که انموقع ها اغلب مدرسه ها ته کلاساشون یکی داشتن.همینکه کلاه کاپشنمو باز کردم دیدم ای دل غافل مقنعه سر نکردم!!!!و این بود که مجبور شدم تا اخر اونروز با کاپشن و کلاه تو کلاس بشینم و به همه هم میگفتم سرماخوردم و نباید کلاهمو باز کنم!!!:))))ولی ای پختمااااااااااا:(((
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

arash eslami
ی، 09/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: امیر شکوهی (1392/43/14 - 20:43):
نقل قول از: معصو مه کریمی (1392/35/14 - 18:35):
نقل قول از: امیر شکوهی (1392/07/12 - 00:07):
روزه اول مدرسه مامانم به علت مریضی نتونس بیاد
با دختر خاله هام رفتم
اونا از من 10 12 سالی بزرگتر بودن
وقتی رفتم سره کلاس هی داد میزدم زنمم بزارید بیاد
هنوز که هنوزه خانم "بداریه"معلم سال اولم وقتی میبینتم میگه زنت کو
:)))

خدارحم کنه الان چی هستی پس

اتفاقا الان شدم ضده زن
از شرو شور افتادم
حال با خودتان می گویی " اه این پیر مرد هرجا ما می رویم می آید عضو می شود و تازه پررو هم هست"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

نگین ازرم گین
ش، 08/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هفته های اولو خیلی میترسیدم و خاله م که یه سال ازم بزرگتر بود از کلاسشون میکشیدم بیرون ومجبورش میکردم که کنارم بشینه آخه معلممون هم پیر بود وهم بداخلاق...
بعداز چند ماه فهمیدم چقد درست حس منفی بهش داشتم چون بچه ها یی که درس نمیخوندن خیلی بد جور میزد ودوستش نداشتم چون بچه های بیچاره را حسابی....واون سال به سختی گذشت...
والان خودم 16 ساله که معلم کلاس اولم و خوشحالم که بچه هام به عشق من میان مدرسه وحتی بعضیاشون میگن "خانووووم کاش شما مامانه ما بودی!!!"وبابت این خدارو هزاران بار شکر میکنم...وحالامیگم شاید اون و رفتاراش باعث شد که من مثه اون رفتار نکنمو وموفق باشم... :)) خدا رحمتش کنه!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

ابوالفضل زارعشاهی
ج، 07/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یه خاطره جالب براتون بگم کلاس اولی بودیم بچه درس خون بخاطر نمرات خوبمون به من و دوستم جایزه دادند جایزه هر دوتایمون کیفبود اما کیف دوستم قشنگتر مال من بود یه دعوای حسابی سر کیف ها با هم کردیم که چرا با هم فرق داره حالا جالبیش اینکه بعدا معلوم شد جایزه رو باباهامون برامون خریده بود
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)