پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: همه چيز درباره كودكان
شرح پرسش: پیامبر اکرم ص با دارایی خود نمی توانید دل مردم را به دست بیاورید پس دلشان را با اخلاق (نیک) به دست آورید .
پرسش های کودکان را جدی بگیریم
انسان موجود ظریف و پیچیده ای است.تربیت او کار ساده ای نیست در یک قطعه چوب و سنگ به آسانی می توان تغییر و تحولی بوجود آورد،زیرا جا مدات از خود اراده ای نداشته مقاومتی نمی نمایند،ولی انسان چون دارای شخصیت و اراده است در برابر هر دگرگونی ایستادگی می نماید بعبارت دیگر هما نند چوب و سنگ نیست که خود را در بست در اختیار دیگران بگذارد.از این گذشته،انسان احتیا جات گونا گونی دارد،مربیان می بایستی تمام نیاز مندیهای جسمی و عا طفی و فکری کودکان را در نظر بگیرند تا روش های تر بییتی ،سود مند واقع گردد، والا سهل انگاری در یکی از خواسته های مشروع آنان نتیجه تر بیتی را ،خنثی خوا هد ساخت.
چرا کودکان می پرسند ؟
از آغاز کودکی حس کنجکاوی شدیدی کودکان را تحریک میکند که از هر چیزی سر در بیاورند ،آنان پیش از آن که به حرف زدن آشنا گشته و راه رفتن را بیا موزند ، با لمس کردن اشیاء و خراب کردن آنها می خواهند از آنها اطلاع پیدا کنند ،وآنها را بشنا سند .کودکان وقتی به سن سه و چهار سالگی می رسند به جای لمس کردن و خراب نمودن ،این اطلاع و آشنایی را به وسیله ی پرسشهای گوناگون انجام می دهند ،لذا در این دوره کلمات (چرا و چطور) زیاد از زبان آنها شنیده می شود. این پرسشها از مو ضوعات بسیار ساده و کم اهمیت شروع شده ، بتدریج به سئوالات پیچیده منتهی می گردد،مثلاً بسیاری از کودکان می پرسند ستاره چیست ؟خدا کجا است ؟ چرا خداوند دیده نمی شود ؟... عطش شناسایی و درک نه تنها در طبقه ی کودکان وجود داردبلکه این تجسس فکری از مختصات انسان بوده در هر دوره و زمانی انسان ها می کوشند از هر چیزی سر در آورده ، مجهولات خود را کاهش دهند و به دانستنی های واقعی خود بیفزایند ، بسیاری از تمایلات انسان دوره ای و فصلی است ،یعنی در موقعی شروع و در زمانی پایان می یابد ، مثلاً بازی کودکان آغاز و انجامی دارد ولی حس کنجکاوی و درک انسان پایانی ندارد ، وتازه هر چه علم و دانش بشری فراوان تر می گردد ، ابهام و سئوال انسان ها نیز تو سعه بیشتری می یابد .
غذای فکری کودکان
همانطور که کودکان از نظر جسمی نیازمند مواد غذائی می باشند،از لحاظ روحی نیز به غذای فکری احتیاج دارند و این نیاز مندی به وسیله ی پرسشهای کودکانه آنان ابزار می گردد.بنا برین سوالات آنان را نمی توان بی اهمییت تلقی کرد،چه این پرسشها از یک نیاز طبیعی سر چشمه گرفته زمینه آشنایی آنان را با محیط زندگی و جهان فراهم میسازد.دانشمندان معتقدند که کنجکاوی کودکان بی هدف نمی باشد،بلکه براساس امکا نات طبیعی،حس کنجکاوی زمینه، شناسی آنا نرا فراهم می سازد. روی این اصل ، یکی از اساسی ترین پایه های تر بیت، بر محورپاسخ های صحیح کودکان قرار داده شده است . پدران ومادران با بررسی این سئوالات به روحیات آنها پی برده ،بهتر خواهند توانست فرزندان خویش را پرورش دهند .
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: زمان ثبت سوال: دوشنبه، 21 مرداد 1392 - 15:17:01 تعداد بازدید: 250 تعداد پاسخ: 11
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کودکان و کرم های ضد آفتاب
یک آفتاب سوختگی شدید در دوران کودکی ممکن است خطر ابتلاء به سرطان پوست را بعدها در طول زندگی شخص افزایش دهد. مراقبت از کودکان در برابر تابش خورشید و تشعشعات مضر آن برای والدین بسیار مهم است. اینکار همیشه آسان نیست چرا که ورزشها و فعالیت های خارج از منزل کودکان مخوصا در تابستان وقت بسیاری را طلب می کند. حتی هوای ابری نیز مشکل زاست. بر اساس تحقیقات دانشمندان آمریکایی 60 – 80 درصد از تابش های خورشید می تواند از لایه های ابر نیز گذشته و به بدن یک شناگر در عمق یک فوتی ( 30 سانتی متری) آب (در استخر یا دریا) برسد. تشعشعات مضر خورشید می توانند از آب ، برف، شن و ماسه سفید نیز عبور نمایند . اگر چه ما می توانیم تابش خورشید را متوقف کنیم اما چند راه وجود دارد که خطر قرار گرفتن در معرض خورشید را در کودکان کاهش دهیم:
• هنگام روز: هر وقت که امکان داشت کودکان را از تابش مستقیم خورشید دور نگاه داریم. بیشتر بین ساعت 10 صبح تا 2 بعدازظهر که تابش خورشید سوزان است.
• کلاه: لبه کلاه وقتی که کلاه به طرز صحیحی استفاده شود کودک را از تابش مستقیم خورشید محافظت خواهد کرد. برای پرهیز از آفتاب سوختگی استفاده ازکرمهای ضدآفتاب مهم می باشد مخصوصا بر روی پوست گردن، گوشها و بینی.
• لباس: اگر چه تابش های ماورا بنفش خورشید می توانند از لباس های نازک عبور کنند مخصوصا اگر خیس هم باشند پارچه هایی با بافتی ضخیم و سفت از شما در برابر این تابش ها بهتر محافظت می کنند
با متخصص کودک خود در مورد انتخاب کرم ضدآفتاب مناسب با ترکیبات مناسب برای کودک خود و نوع پوست او حتما مشورت کنید مخصوا در مورد کودکان زیر 2 سال خود. بچه های زیر 6 ماه باید ازتابش مستقیم آفتاب دور نگه داشته شوند. پوشاندن سطح بدن کودک با لباس بهترین نوع محافظت از پوست کودک می باشد. البته استفاده ازکرمهای ضد آفتاب را هم نباید فراموش کرد. مالیدن مقدار کمی کرم ضد آفتاب بر روی دست ها وصورت مفید خواهد بود. بیاد داشته باشید که آسیب های ناشی از تابش خورشید در پوست جمع شده باقی می مانند. کودکان هر چه بیشتر در معرض تابش خورشی باشند احتمال بروز مشکلات پوستی هنگام بلوغ و بزرگی بیشتر می شود.
تذکر: قبل از استفاده از کرم ضدآفتاب بر روی پوست کودکان حتما آنرا بر روی قسمت کوچکی از پوستشان تست کنید تا وجود یا عدم وجود حساسیت کودکان به آن کرم مشخص شود. مشکلات وخطرات ناشی از تابش مستقیم خورشید متوقف شدنی نیست حتی وقتی که شما بزرگ می شوید این جریان ادامه دارد . بنابراین باید که به نصایح و دستورالعمل های مراقبتی دقیقا گوش کرده و عمل نمایید. بدون در نظر گرفتن سن، به این مساله هم باید توجه کرد که مناطقی از پوست که بخیه خورده اند و یا زخمی از پیش دارند آسیب پذیر تر از بقیه مناطق پوست هستند.
مکمل های مورد نیاز
از آنجائیکه کرم های ضدآفتاب ساخت ویتامین D در پوست را دچار اختلال می کند بنابراین توصیه می شود که تمام کودکان در شروع دو ماهه اول زندگی خود ویتامین D خوراکی مصرف نمایند تا از بروز راشی تیسم(نرمی استخوان) و عوارض دیگر کمبود ویتامین D جلوگیری به عمل آید. درمورد کودکان حداقل دریافت (IU 200 ، واحد بین المللی) از ویتامین D بطور روزانه ضروری می باشد. حتی کودکانی که از شیر مادر تغذیه می شوند نیز باید این مقدار ویتامین D خوراکی را مصرف نمایند. نگرانی های اخیر که موضوع تحقیقات بیشتری شده افزایش تعداد مبتلایان به راشیتیسم مخصوصا در مناطق شهری می باشد. (راشی تیسم بر اثر کمبود تابش آفتاب به پوست بدن و دریافت ناکافی از ویتامین D ایجاد می شود.) خورشید و تابش های آن منبع مناسبی برای ویتامین D می باشد، اما اندازه گیری میزان تابش خورشید بسیار مشکل است. عواملی مانند تعداد رنگدانه های موجود در پوست کودک، تابش آفتاب به پوست و ... بر میزان ویتامین D که بدن تولید می کند موثر است.
مخصوصا کودکانی که با شیر مادر تغذیه می شوند بیشتر در معرض ابتلا به کمبود ویتامین D و راشی تیسم می باشند چرا که شیر مادر حاوی مقدار کمی ویتامین D می باشد در نتیجه کودکان شیرخوار در معرض عوارض کمبود ویتامین D قرار می گیرند. نوع کرم (یا ژل یا لوسیون یا اسپری) ضد آفتاب کودکان باید به شکلی انتخاب شود که استفاده از آن راحت باشد و به داخل چشم و یا دهان آنها وارد نشود. از محصولات مخصوص کودکان حتما استفاده نمایید زیرا اینگونه محصولات ملایم تر و مناسب تر هستند. از محصولاتی که روی آنهابر چسبهای" بدون مواد تحریک کننده"non-irritating یا" بدون عطرمواد خوش بو کننده" fragrance free ویا" ضد حساسیت" (hypoallergenic) نوشته شده استفاده نمایید . کرم های محافظت از پوست در برابر تابش های مضر خورشید (کرم های ضدآفتاب) که برای
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ش، 15/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آلــــــــــــــرژى در كودكان
با بررسى تاریخچه پزشکى کودک از قد، وزن، بیمارى ها و داروهاى مصرفى و آلرژى ها و چگونگى خواب، مى توان رژیم غذایى مناسبى در نظر گرفت که ضمن در برداشتن تمام مواد غذایى ضرورى، عوارض جانبى در برنداشته باشد به ویژه این که با پى بردن به آلرژى کودک ویتامین مورد نیاز او را از مواد دیگر تأمین کنیم مثلاً حساسیت به مرکبات موجب مى شود ویتامین C مورد نیاز از گوجه فرنگى و امثال آن تأمین شود. پزشکان مى گویند ویتامین B یکى از ضرورى ترین مواد براى کنترل طبیعى سیستم عصبى و مهمترین عامل در حفظ سلامت عمومى به شمار مى آید به ویژه در کودکانى که دچار استرس هستند زیرا با آزمایشات گوناگون ثابت شده که این گونه کودکان خیلى زودتر از سایر کودکان ذخیره ویتامین B شان را از دست مى دهند. در پژوهش هایى که زیر نظر دکتر وگل (VOGEL) رئیس بخش پزشکى مرکز رشد و تکامل کودک واقع در نیویورک انجام گرفته ثابت شد که 20 درصد بچه ها تا 18 سالگى دچار شب ادرارى هستند.
دکتر ویلیام کروک که متخصص آلرژى در این بخش است اعتقاد دارد که عارضه شب ادرارى یک عارضه آلرژیک است. براساس اظهارات این متخصص خوردن مواد آلرژى زا سبب اسپاسم و انقباض شدید و غیرارادى عضلات مى شود و وقتى که ماهیچه هاى مثانه دچار اسپاسم مى شود دیگر کودک یا نوجوان قادر به نگه داشتن ادرار نخواهد بود. در این گونه مواقع بهتر است مواد آلرژى زا ( آنچه را که کودک نسبت به آن آلرژى دارد) از برنامه غذایى حذف کنیم و مقدار مصرف پروتئین را نیز افزایش و مصرف هیدرات هاى کربن (شیرینى) را کاهش دهیم. این رژیم به 85 درصد از کودکان و نوجوانان کمک کرده که بتوانند دفع ادرار را کنترل کنند. پزشکان انستیتو تغذیه نیویورک مى گویند براى تعیین نیازهاى واقعى بدن هر کودک باید به بررسى عمیق و همه جانبه اى دست زد و تمام ویژگى هاى بیوشیمیایى را در نظر گرفت تا به رژیم غذایى مناسبى دست یافت. همان طور که ذکر آن رفت استرس در کودکان مجموعه عوامل بسیار ظریفى است که منشاء آن فشار است و شناخت آن مستلزم دقت فراوان است ولى خوشبختانه پس از شناخت، درمان آن بسیار آسان و نتیجه بخش است.
سخـــــــن آخــــــــــــر
والدین باید آگاه باشند که تمامى مشکلات رفتارى کودکان مربوط به نحوه تربیت نیست به ویژه رفتارهاى غیرعادى. در سال هاى 1920 - 1915 توجهى به کودکان کژرفتار و دیرآموز مبذول نمى شد و در نهایت به مددکاران تحویل داده مى شدند ولى امروزه پژوهش هاى پزشکى ثابت کرده که ناراحتى اغلب این کودکان ناشى از خوردن غذاهاى بدون کالرى و موادشیمیایى افزوده شده به غذاها و احتمالاً آلرژى نهفته است. با دقت در وضع غذا و رفتار کودک تا فرصت باقى است به درمان او بپردازیم.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ج، 14/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بهترین نحوه برخورد والدین با کودکان لجباز
این روزها اکثر پدر و مادرها به جایی رسیده اند که در جدال بین خواسته های خود و فرزندان، این فرزندان آنها هستند که پیروز شده اند; با این حال هنوز بسیاری از والدین، مهارت های کنترل مناسب این شرایط را نیاموخته اند. شکی نیست که منطقی بودن با کودک لجباز کار سختی است و گاهی اوقات صبر شما به پایان می رسد، اما راه های موثری برای حل مشکل لجبازی بچه ها وجود دارد تا خانه شما را از یک منطقه جنگی به بهشتی آرام تبدیل کند. آگاه باشید که اجرای این راهکارهای از اوان کودکی نتایجی کارآمدتر به همراه خواهد داشت. لذا بهتر است پیش از بچه دار شدن با همسرتان در مورد اهدافتان از روش های تربیتی صحبت کنید.
آگاهی از لجبازی کودکان
لجبازی در کودک کاملا طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.
راه حل چیست؟
«نظم موثر»، بهترین راه پیشگیری و همکاری با یک کودک لجباز است. برای به کار بردن این روش می باید از دو قانون استفاده کرد.
- قانون اول: در رفتار با کودک باید ثابت قدم بود. یعنی اینکه شما و همسرتان باید از قبل، در مورد اینکه فرزندتان مجاز به انجام چه کارهایی است و چه کارهایی را نباید انجام دهد، هماهنگ باشید. و نیز باید بدانید، در صورتیکه فرزندتان ازحد خود تجاوز کرد چگونه با او برخورد کنید که در این مورد نیز نیاز به هماهنگی قبلی دارد. وقتی کودک کار خطایی انجام می دهد نباید یکی از شما کودک را دعوا کند و دیگری از او حمایت کند. همچنین نباید در مورد یک عمل کودک یک روز بی توجه باشید ولی روز دیگر بخاطر همان کار او را دعوا کنید. نتیجه آنکه روش شما باید مداوم ، مشابه، و هماهنگ باشد.
- قانون دوم: وقتی کودکی لجبازی می کند، آرام اما محکم و ثابت قدم باشید. اگر این دو قانون را درست اجرا کنید، حد و حدود خود را درک می کند. داشتن برنامه ریزی روزانه برای کودک باعث می شود تا شرایطی که باعث تنش شده کم شود و کودک بفهمد که شما چه توقعاتی از او دارید. مثلا بهتر است که برنامه غذا، ساعت خواب و دیگر مسائلی که برای شما اهمیت دارد از قبل مشخص شود تا کودک بداند که شما چه توقعی از او دارید. البته همانگونه که بچه ها موظف هستند که بدون سوال، برنامه مورد نظر شما را اجرا کنند، شما نیز باید وقتی برای کارهای مورد علاقه کودک در نظر بگیرید. باید بدانید که کودکان دارای نظرات خاص خود هستند و می توانند برای خود تصمیم بگیرند. این مسئله بخش مهمی از شکل گیری شخصیت کودک را شامل می شود. حتی گاهی اوقات زمانی را با در نظر گرفتن نظر او و مشورت با او برای انجام فعالیت تنظیم کنید .پس این شما هستید که مسائل قابل بحث و غیرقابل بحث را مشخص کنید.
تا چه حد سخت گیر باشیم؟
والدین نباید در مورد تنبیه کودکشان خیلی سهل انگار یا خیلی خشن عمل کنند. هر دو عملکرد نتایج ناخوشایندی خواهد داشت. اگر کودکی بدون آنکه فرصت کافی برای تصمیم گیری داشته باشد، جواب منفی بشنود هرگز قادر نخواهد بود که برای خود تصمیم بگیرد یا نظر بدهد. بهترین راه برای مهار کودکی که بر سر مسئله ای پافشاری می کند، اجرای سه راه حل زیر است:
- اول: آرام اما محکم و قاطع به فرزندتان بگویید که به رفتارش خاتمه دهد و دوست ندارید که این کار تکرار شود چون به هیچ وجه آن را نمی پذیرند.
- دوم: اگر از کار خود دست برنداشت به کودکتان بگویید اگر به کارش ادامه دهد، تنبیه خواهد شد. اخطار و آگاهی دادن از مراحل مهمی بشمار می رود.
- سوم: در آخرین مرحله اگر کودک به خواسته شما عمل نکرد باید تنبیه شود. اما بهتره در مورد چگونگی تنبیه هم اطلاعاتی کسب کنید که خود جای بحث دارد. کنترل همیشگی از سوی والدین شخصیت کودک را ضعیف می کند. از سوی دیگر اگر کودک به حال خود رها شود یا به ندرت از سوی والدینش راهنمایی شود و همیشه راه خودش را برود نتیجه آن کودکی خواهد بود غیرقابل کنترل، که حرف والدینش هیچ تاثیری بر او ندارد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
چ، 12/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
لجاجت و کج خلقی در کودکان
مشکـــــلات اجتماعــــــی
وقتی که کودک راه رفتن و تکلم را بیاموزد، روش های بیان مشکلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال ممکن است مشکلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرک و مخالفت جویی و منفی کاری و مانند اینها ابراز کند. در دو تا سه سالگی کودک گاهی رفتارهایی دارد که مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی را به کودک بیاموزند . اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز کودک به محبت را ارضاء کند ، کودک به تدریج تحت کنترل درخواهد آمد. اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبت آنها به صورت صحیحی نباشد ، طفل ممکن است که رفتارهای ناهنجار این دوره را تشدید کند و امکان دارد که این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل خردسالی که از او انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت کمی ابرازشده به دو شکل واکنش نشان می دهد : اولاً ممکن است نهایت کوشش خود را با توانایی محدودی که دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به کار برد و به یک کودک در خود فرو رفته مبدل شود . ثانیاً امکان دارد کودک سرکشی بار آید. سرکش بودن طفل ممکن است به شکل غیر فعال و یا به صورت پرخاشگری باشد.
هرگاه از طفلی که به شکل غیر فعال سرکش باشد بخواهند تا کاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول می کند ولی به حدی در انجام آن کار تعلل می ورزد که هرگز آن کار انجام نمی شود. در صورتی که بیشتر اطفال سرکش مهاجم آشکارا از دستورات سرپیچی می کنند. ولی در هر دو حال، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد کودکشان جامه ی عمل بپوشانند. کودک سرکش مهاجم در مورد هر چیز که از وی خواسته شود، مخالفت شدید نشان می دهد و به نظر می رسد که مجازات برای چنین کودکی مؤثر نخواهد بود. او در قبال کوششهایی که برای اصلاحش به کار می رود، مقاومت نشان می دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی اعتناست. منفی کاری او به صورت فعالیت های خرابکارانه خود نمایی می کند. به نحوی که اعمال مزبور به مراتب شدیدتر از اعمال کودکانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر کودکان دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و کشمکش می شود. چنین کودکی بیش از اندازه ، خودبین و قدرت طلب است . کودک غیرفعال سرکش ظاهراً مطیع بوده و در رابطه اش با دیگران اشکالات کمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی که در حرف تسلیم شده اما درعمل آنچه را که از او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛ اما به آن اندازه که طفل سرکش مهاجم مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او مجازات نمی شود.
لجـــــاجت و کـــج خلقـــــــــــی
لجبازی کودک ممکن است واکنشی باشد که کودک در قبال کوچکترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممکن است مانع کاری که کودک میل دارد انجام دهد، شوند، در این حال کودک تحریک وعصبانی می شود و چیزهایی از این قبیل می گوید: "هیچ کس مرا دوست ندارد . هیچ وقت کسی چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند که انجامش از عهده ام خارج است". ممکن است کودک دراین حال خود را به زمین بکوبد ، سرش را به زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد. در عصبانیت های معمولی ، این حالت فقط یکی دو دقیقه طول می کشد و با خسته شدن طفل برطرف می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به آهستگی هق هق می کند و حتی اغلب ممکن است از حرکتی که کرده و عدم کنترلی که نشان داده است ، پشیمان شود . ولی در حین عصبانیت نمی توان با استدلال طفل را آرام کرد ؛ زیرا در این لحظات تماس کودک با محیط تا حدود زیادی قطع شده است. برای فهم لجاجت و بدخلقی کودکان و درمان آن بایستی تمایل کودک و انتظارات والدین را به خوبی شناخت و در جهت هماهنگ کردن آن اقدام کرد. حالت بد خلقی وعصبانیت کودک را می توان به منزله دریچه اطمینانی دانست برای برطرف کردن هیجانات شدیدی که طفل نمی تواند آنها را کنترل کند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
چ، 12/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
استقلال کودک با غذا خوردن آزاد رشد می کند
والدین باید از تغذیه اجباری کودک خودداری کنند و کودک را هنگام غذا خوردن آزاد بگذارند تا احساس استقلال کودک رشد کند و با احساس رضایت از تعذیه، از آن لذت ببرد.
به مادران تـــوصیه مـــی شـــود:
غذاهای متنوعی برای کودک تهیه کنند و به او اجازه امتحان تمام غذاها را بدهند تا کودک از بین آنها غذای مورد علاقه خود را انتخاب کند و از تحمیل سلیقه خود در انتخاب غذا به کودک بپرهیزند.
یک بــــــــرنامه غذایــــی متعــــــــادل :
شامل غذاهایی باشد که علاوه بر رفع گرسنگی ، مقدار لازم و کافی از هر یک از عناصر غذایی و مواد مغذی برای وصول به تندرستی کامل را در بر داشته باشد ، یکی از مهمترین راهها برای اطمینان از تامین نیازمندی های تغذیه ای کودک ، استفاده از چهار گروه اصلی غذایی ، شامل گروه شیر و لبنیات ، گروه نان و غلات ، گروه گوشت و تخم مرغ ، حبوبات و مغزها و گروه میوه و سبزی است. غذای دلخواه کودک را تهیه کنید و اگر به دلایلی کودک میل به خوردن غذا ندارد، از یک اسباب بازی مورد علاقه کودک برای تشویق او به غذا خوردن استفاده کنید.مواد غذایی مقوی و مورد نیاز کودک را به غذای او اضافه کنید )مثل اضافه کردن گوشت گوساله به ماکارونی ( البته این کار باید با احتیاط صورت گیرد؛ به طوری که کودک به تدریج به غذای جدید علاقه مند شود.
برای کم کردن حساسیت کودک نسبت به غذا، او را در تهیه غذا دخالت دهید، مانند پختن و مخلوط کردن مواد غذایی با یکدیگر و یا دادن غذا به عروسک و یا حیوانات. فاصله بین وعده های غذایی کودک را کنترل کنید، چون کودک گرسنه برای خوردن غذای جدید نسبت به کودکی که در فواصل غذا با خوردن تنقلات سیر شده است ، تمایل بیشتری نشان می دهد؛ در ضمن فاصله زمانی دادن تنقلات تا وعده های اصلی غذا (ناهار و شام) را نیز کنترل کنید.
برای تشویق کودک به غذا خوردن ، از ظرف غذای مخصوص کودکان استفاده کنید.اگر کودک شما در مرحله ای از رشد (سال اول زندگی ) است که از بازیهای دهانی لذت می برد (مثل فوت کردن ، قلقل کردن ، صدا درآوردن و گاز گرفتن )5 دقیقه قبل از خوردن غذا به او اجازه انجام این بازیها را بدهید. این کار موجب حساس و فعال شدن ناحیه دهان کودک میشود. از تغذیه اجباری کودک خودداری کنید. گاهی اوقات به نظر می رسد مادران به هنگام بی اشتهایی کودک نسبت به مساله رشد و نمو کودک حساس می شوند. آنان در مورد نقش مادری خود احساس ناتوانی می کنند و در نتیجه سطح اضطراب آنان بالا می رود و قادر به تغییر درست علایم بی اشتهایی در کودکشان نیستند و هنگام غذا دادن به کودک وقتی با امتناع کودک از غذا خوردن مواجه میشوند، احساس ناکامی می کنند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ی، 09/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بدون تغییر خود نمی توانیم فرزندمان را تغییر دهیم
اگر مضطرب هستیم ، توقع فرزند آرام نداشته باشیم.
اگر بی برنامه و ناهماهنگ هستیم، امید بچه منظم نداشته باشیم.
اگر اختلاف زناشویی و جر و بحث خانوادگی داریم ، منتظر آشفتگی های تربیتی در فرزندمان باشیم.
اصولاً در تربیت فرزند باید توجه داشته باشیم که کودکان چون میوه ای بر درخت خانواده می رویند. هرگونه آفتی که بر خانواده تاثیر بگذارد؛ بچه های ما را نیز مبتلا می کند.
باغبان عاقل برای اینکه محصولی سالم داشته باشد ، می بایست ریشه و درخت را آفت کشی کند و به تبع آن میوه ها( یعنی فرزندان) نیز سالم می شوند.
پس این درخت خانواده که پیوندی بین همسران است باید ابتدا سالم باشد. هم تک تک همسران و هم رابطه همسران باید درست باشد تا فرزندان بالنده ای داشته باشیم.
اگر شما هنوز ازدواج نکرده اید باز هم مشکل تربیت فرزندان به شما بر می گردد. چون از هم اکنون باید در تغییر صفات خود اقدام نمائید تا در آینده با خانواده سالم به تربیت فرزند خود اقدام نمائید.
اگر تشکیل خانواده داده اید به جای غرغر کردن به بچه ها یا نق زدن به همسرتان(در خصوص عملکرد فرزندتان)، شروع به تغییر خود کنید.
- آیا با طعنه با فرزندتان حرف می زنید یا او را مسخره می کنید!؟
- آیا از کودک خود توقع دارید همیشه 20 باشد!؟
- آیا به بچه اتان می گویید که فقط وقتی او را دوست دارید، که کارهای خوب انجام دهد!؟
- آیا شما با فرزندتان ، پشت سر همسرتان صحبت می کنید!؟
- آیا به فرزندتان بر چسب «بچه شلوغ»،«فرزند بی نظم»،«بچه تنبل»،«بچه ترسو» ، یا ... زده اید!؟
- آیا همیشه (افراطی) مراقب و مواظب کودکتان هستید تا همه کارهایش بدون خطا انجام شود!؟
- آیا همیشه به پرسش فرزندتان، سریع جواب می دهید تا مبادا او از فکرش استفاده کند!؟
- آیا برای رشد و پیشرفت فرزندتان ، بچه های مردم را به عنوان الگو به او پیشنهاد می دهید!؟
- آیا با عصبانیت سر او فریاد می کشید که با برادر کوچکش با عصبانیت صحبت نکند!؟
جواب به این سئوالات ، مهارت فرزند پروری شما را ارزیابی می کند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
چ، 05/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
احساسات کودکان
یک روز بعدازظهر من برای کاری بیرون رفتم و دختر یازده ساله‌ام را در خانه تنها گذاشتم. بیست دقیقه بعد برگشتم و دخترم را روی تخت در حالی که به شدت هق‌هق و گریه می‌کرد دیدم. مهربانانه پرسیدم: «چه اتفاقی افتاده؟ موضوع چیه؟» اما او نمی‌توانست جواب بدهد و فقط هق‌هق می‌کرد. وحشت‌زده شده بودم، پرسیدم: «کسی اذیتت کرده؟» و او دستش را به علامت «نه» تکان داد. «خودت به خودت صدمه‌ای زدی؟» باز هم جواب «نه» بود. «برایانا! چه اتفاقی افتاده؟»
در میان هق‌هق گریه، شنیدم که گفت:«هم-هم-همستر». همستری در همسایگی ما بود که بچه‌ها بازی کردن با او را خیلی را دوست داشتند. من هراسان به اتاق بغلی دویدم. یواشکی نگاهی به قفس انداختم، کمی شیر روی زمین ریخته بود، اما همسترزنده بود و نفس می‌کشید! فریاد زدم: «همستر زنده است»، برایانا در حالی که همچنان اشک می‌ریخت وارد اتاق شد، او نمی‌توانست باور کند که همستر هنوز زنده است چون وقتی همستر را دیده بود پاهایش از قفس آویزان بوده و او مطمئن شده که گربه مرده است. برایانا گفت:« من دیوونه شده بودم، همستر رو برداشتم و پرتش کردم بیرون» ( چنین کاری برای دختر مهربان و نازک‌دل من واقعا کار خشنی محسوب می‌شود.) او هنوز آشفته به‌نظر ‌می‌رسید. گفتم:« آیا احساس گناه می‌کردی اگه همستر مرده بود و فکر می‌کردی در مرگ او تو مقصری؟». به هدف زده بودم! موضوع همین بود. او به علامت تایید سر تکان داد و دوباره شروع به گریه کرد، این بار من او را درآغوش گرفتم و اجازه دادم گریه کند. همچنان که او در حال آرام شدن بود ما ‌توانستیم درباره‌ی آن‌چه رخ‌داده بود و درباره‌ی واکنش او از ابتدای ماجرا تا به حال صحبت کنیم. حالا او تسلی خاطر پیدا کرده بود و از من نیز ممنون بود و ضمنا درس مهمی درباره‌ی پذیرفتن مسؤولیت بستن در اتاق موقع حضور همستر در آن‌جا ‌یادگرفته بود.
احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.
بعضی راه‌ها که ما والدین ناآگاهانه احساسات بچه‌ها را از آن طریق سرکوب می‌کنیم عبارت اند از:
1. محافظت: «من به تو اطمینان می‌دم که گربه الان بیرون از خانه است. تو اصلا نگران این موضوع نباش»
2. تنبیه کردن: «برای یک ماه از بازی با گربه محروم هستی»
3. حل مسأله: «چرا خوشحال نیستی؟ ما داریم می‌ریم بیرون که بستنی بخوریم و تو نباید در باره‌ اون ماجرا بیشتر از این فکر کنی»
4. نتیجه‌ اخلاقی گرفتن: «چه طور می‌تونی این‌قدر بی‌مسؤولیت باشی! من وقتی بچه بودم خیلی دختر مسؤولیت‌پذیری بودم و هرگز نمی‌ذاشتم چنین اتفاقی بیفته.»
5. انکار: «تو نباید احساس گناه کنی، تقصیر تونبود!»
6. تحقیر: «من نمی‌تونم باور کنم که تو گذاشتی چنین اتفاقی بیفته، چه طور این کار رو کردی، تو مایه‌ی خجالت هستی. من به دوستات می‌گم که تو چه‌کار کردی تا دیگه هرگز نذاری چنین اتفاقاتی بیفته.»
7. ترحم: «آه، عزیزم، اون گربه ی بد نباید می‌پرید و تو رو می‌ترسوند»
8. سخنرانی: «از حالا به بعد تو باید بیشتر دقت کنی خانوم کوچولو، من از تو می‌خوام که همیشه قبل از انجام کاری چک کنی که... »
و این تنها بخش کوچکی از لیست بلند سرکوب‌کننده های احساسات است. وقتی منظور ما این است که به فرزندمان به روش‌های بالا درسی بیاموزیم، اغلب نتیجه بسیار متفاوت از خواست ما از آب درمی‌آید. کودک به جای این که از اشتباهش درس بگیرد بیشتر به این توجه می‌کند که چه‌قدر ما بی‌انصاف هستیم یا چه‌قدر «آن‌ها» بد هستند. اگر ما می‌خوهیم فرزندان‌مان چیزی از خطای‌شان بیاموزند، یابد اول از احساسات صحبت کنیم و بعد در برخورد با موقعیت پیش‌آمده از احساسات مذکور استفاده کنیم.
بعضی روش‌ها برای حمایت از احساسات عبارت اند از:
1. همدردی: «من احساس تو رو درک می‌کنم، من هم همین احساس رو قبلا داشتم، احساس آزاردهنده‌ایه، نه؟»
2. اعتبار بخشیدن به احساسات: «این حق توئه که چنین احساسی داشته باشی، اگه این اتفاق برای من هم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
چ، 05/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شخصیت کودک در گذشته
شخصیت فکری کودکان درگذشته کمتر موردتوجه بزرگترها قرار می گرفت ،زیرا نوعاً عقیده بر این بود که آنان از نظر فکری ناتوان ونارسا هستند ، لذا سئوالات اطفال را بچگانه تلقی کرده سر سری می گرفتند . برخی از پدران بجای جواب مساعد میگفتند : بعدها که بزرگ شدی خواهی فهمید ، عده دیگر که بر اثر اصرار کودکان مجبور بودند جوابی بدهند ،پاسخ هایی می دادند که برای کودکان قابل درک وفهم نبود ،زیرا با میزان فهم ودرک کودکان انطباق نداشت ،ودر مواردی هم بجای اینکه مشکل را حل نماید بر ابهام و اشکال آنان می افزودند .
تعلیم و تربیت نوین
دانشمندان تربیت ،امروزه کودک را یک انسان تلقی می کنند ، و برای دوران کودکی اهمیتی فراوان قائل می باشند و معتقدند که شخصیت آینده کودکان ارتباط مستقیمی با نحوه تعلیم وتربیت دوره کودکی وکیفیت ارتباط پدران ومادران باآنها ، و محیط تربیتی شان دارد . به سئوالا ت کودکان اهمیت فراوان می دهند و سرسری گرفتن و یا پاسخ های غیر صحیح دادن را ، عامل رکود و جمود فکری کودکان قلمداد می نمایند .
زبان کودکی :
کودک ازآغاز تولدغذای مخصوصی دارد،بتدریج که جسمش رشد میکند غذایش نیز از نظر کم و کیف تغییر می کند ،روی این اصل پاسخ سوالات کودکان نیز می بایستی با ظرفیت فکری آنان مناسبتی داشته باشد.وبعبارت دیکر پدران و مادران در موقعی که می خواهند به سوالات آنان جواب دهند توجه داشته باشند که کودکان در چه شرایطی قرار دارند و زبان آنان چگونه است به جای آنکه با زبان متعارف و معمولی با آنهاسخن بگویید ،بکو شند به همان زبان کودکی با آنان صحبت نمایند تا برایشان قابل درک باشد. دانشمندان معتقدند ،کودک در سن مخصوصی با استدلال و منطق آشنا میگردد،بنابراین ،پیش از آنکه کودکان به این سن برسند بایدد رحدودفهم و بینش آنان با آنهابحث و گفتگو کرد .بعدها که کودک رشد بیشتری پیدا کرد می تواند با دلیل و منطق ،مشکلات را برای آنها توجیه نمود .
زیانهای جبران ناپذیر :
اولین زیان جواب ندادن ،تحریک حس کنجکاوی کودکان خواهد بود ،و ممکن است پاسخ سوالات خود را از راه دیگری بدست آورند که به ضررو زیان آنان تمام شود ،ازاین گذشته کودکی که به سوال او بی توجهی شود ،حس اعتماد ش لطمه دیده دچار حساسیت می شود و از پرسش کردن در مراحل بعدی نیز خودداری خواهد کرد و به همین میزان از پرورش فکری باز خواهد ماند . برعکس کودکی که به سوالاتش اهمیت داده شده وبازبانی کودکانه جوابهائی برایش تهیه شود به فکر خود اعتماد پیدا کرده ،به شخصیت فکری خودمومن و معتقدخواهد شد ،ودر دوران جوانی نیز از پرسشهاو اظهار نظرهادچار شرمندگی کاذب نشده ،مشکلاتش را حل خواهد کرد .
پرسشهای کودکان رمزی است :
سوالاتی که کودکان می نمایند دارای دو جنبه متمایز می باشداول آنکه مجهولی دارند و می خواهند ازآن اطلاع بیابند،دوم اینکه این سوال با زندگی کودکانه آنان ارتباط دارد ،و به عبارت دیگر ،اوضاع و احوال کودکی است که آنان را به سوال کردن وادارمی سازد ،چه کودک ،جریانی را می بیندویا می شنود و یا کاری را انجام می دهد سپس سوال میکند ،بنابراین پاسخ دهندگان باید توجه داشته باشند که پیدایش این سوالات ،ارتباط مستقیمی با رفتار و زندگی کودکان با دیگران دارد. یکی از دانشمندان می گوید :پیش از هر چیز باید توجه داشت که کودک کمتر صاف و طبیعی صحبت می کند ،اغلب بصورت رمز حرف میزند پس نباید سوالاتش را ظاهری تلقی کرد،بلکه با زندگی اوو رفتارش ارتباط مستقیم دارد و پاسخهای سرنوشت او را تعیین می نماید . بنابراین بکوشیم به سوالات آنان اهمیت داده با مهر و محبت و زبان کودکی با آنان سخن گفته ،پرسش هایشان راباپاسخ های صحیح پاسخ بدهیم .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
س، 04/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
والدین کتابخوان ، فرزندان کتابخوان
والدین امروز، مصداق مصرع «ماه و خورشید و فلک درکارند» تا آینده بهترى را براى فرزندان خود رقم بزنند. آنها در پى تهیه مواد و امکانات بهتر، آنچنان تمام انرژى خود را صرف مى کنند که از خاطر مى برند کودى کودکشان را. والدین امروز فراموش کرده اند که نام کودک، امروز است در عین حال کودکان را براى فرداهاى خیلى دور مانند موفقیت در دانشگاه، تشویق مى کنند و در این چنبره درس خواندن ها براى کودک خاطرات تلخى از امتحان و اضطراب نمره و انبوهى از مطالب دشوار و سخت و پراکنده بدون کاربرد علمى باقى مى ماند. گاه گمان مى کنیم ورزش و تفریح و یا کتاب خواندن مانع موفقیت است در حالى که عادت به مطالعه باید از کودکى آغاز شود. چنانچه کودکتان هنوز یک ساله نشده، خواندن کتاب را در وقت معین شروع کنید. البته بهتر است کتاب تصویردار باشد. کودکان کتابخوان به محیط پیرامون خود تسلط بیشترى دارند، در زیر چند راهکار پیشنهاد شده است تا دسترسى به نتایج را سهل تر سازد.
* کتاب هاى گوناگون از نظر شکل ظاهر براى او انتخاب کنید نظیر تاشدنى ها و یا کتاب هایى که از بالا به پایین باز مى شوند.
* داستان هایى که درباره یک کودک و یا حیوانات آشناست براى کودک نیز جذاب است.
* هیچ گاه در صورت پاره کردن کتاب، او را سرزنش نکنید، کتاب را دوباره بچسبانید.
* از خط خطى کردن کتاب عصبانى نشوید در ۱۸ ماهگى او میل به خط خطى کردن دارد. کاغذ و مداد رنگى در اختیارش بگذارید.
* کودکان کتاب هایى را دوست دارند که ریتم داشته باشد. براى خواندن این کتاب ها، خودتان قبلا کتاب را بخوانید.
* بچه هاى سه چهار ساله، کتاب هایى را دوست دارند که شخصیت اصلى مشکلش را خودش حل کند.
* کتاب را وارد مسایل زندگى اش کنید. اگر به گربه علاقه دارد براى او کتاب گربه ها را بخوانید و …
* از نیروى خلاق خودتان استفاده کنید و شرایط قبل و یا بعد از کتاب را پربار کنید مثلا زمانى که دارد بیسکویت مى خورد قصه موشى که تمام بیسکویت هایش را خورد، یا بعد از قصه کلاهى که باد آن را برد، ساختن یک کلاه با روزنامه هاى باطله و …
* کتاب را قبل از خواندن براى کودکتان چند بار بخوانید.
* حین خواندن روى کلمه ها مکث کنید و آن را با احساس بخوانید.
* کودکان قصه هاى بلند را دوست ندارند.
* کودکان شخصیت هاى ملموس را مى پسندند.
* کلمات دشوار را حذف نکنید بلکه در مورد آن صحبت کنید.
* کودک را به کتابفروشى ببرید زیرا داروخانه و روزنامه فروشى ها جاى مناسبى براى کتاب هاى باارزش نیستند.
* به او کمک کنید تا قصه نقاشى را تعریف کند، آن را بنویسید و برایش بخوانید.
* هرگز نوارهاى قصه گویى، جاى خواندن کتاب و یا قصه گویى شما را نمى گیرد.
* از مجلات قدیمى تصاویرى را ببرید و به او کمک کنید تا کتاب تصویر بسازد.
* اگر مى خواهید از نوارها استفاده کنید قبلا خودتان آن را گوش کنید، سپس به همراه کودک نوار را گوش کرده و به سوالات او پاسخ دهید و بگذارید به تنهایى به نوار گوش کند.
* محتواى نوارها و کتاب ها باید با ذهنیت کودک همخوانى داشته باشد.
* براى تماشاى تلویزیون جدول زمان تهیه کنید تا فرصتى براى سایر فعالیت ها نیز باشد.
* ارزش ها و پیام هاى اخلاقى نباید به صورت دستورى و یا مستقیم باشد.
* از الگوهاى همیشگى جنسیت استفاده نکنید.
* فهرست مناسبى از کتاب هاى گروه سنى کودکتان فراهم کنید و براى خرید کتاب قبل از سایر خریدهایتان دقت به خرج بدهید و وقت صرف کنید.
* دفترچه اى تهیه کنید و فهرست کتاب هایى را که براى فرزندتان خوانده اید در آن بنویسید.
* کودکان بنا به دلایلى تکرار را دوست دارند بنابراین کتاب هاى خوانده شده را مى توانید بارها و بارها بخوانید.
* گاهى از او بخواهید قصه شنیده را تمام کند مهم این نیست که چگونه، مهم بیان لغات است.
* هرگز از او نپرسید که کتاب چه پیامى داشت اما مى توانید بپرسید که خوب بعد از آن چه شد؟ چرا و چگونه و …
* براى قراردادن کتاب ها، جایى را از همان ابتدا مشخص کنید.
* خواندن با علاقه و درست کلیدى است براى موفقیت در مدرسه.
و آخرین نکته: خودتان کتاب بخوانید، پدر و مادر کتابخوان فرزندان کتابخوان دارند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ش، 01/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
استرس در کودکان را جدی بگیرید
متخصصین ثابت کرده اند که بسیارى از رفتارهاى غیرعادى کودکان در واقع واکنش نسبت به فشارهایى است که احساس مى کنند. در کتاب فرهنگ لغت دکتر معین در مقابل واژه «استرس» معادل هاى «فشار» و «تنیدگى» و «تنش» نوشته شده است و استرس را حالتى تعریف کرده که ارگانیسم را علیه یک عامل مهاجم نامعین مثل جراحت، عفونت، درد، آلرژى و حتى خوشحالى و غم به واکنش وامى دارد. استرس واژه اى است که معمولاً براى حالت هاى خاص بزرگسالان به کار مى رود. این واژه در مورد کودکان به لحاظ دنیاى آزاد و بى دغدغه آنان کمتر به کار مى رود و بعضاً به ندرت به کار برده مى شود. البته ممکن است در موارد حاد مثل سپرى کردن یک بیمارى، از دست دادن عزیزان و... متوجه فشارى که کودک متحمل مى شود شده باشیم ولى هرگز نمى گوییم که کودک دچار استرس شده است.
واقعیت این است که در دنیاى امروز بسیارى از حالت هایى که انسان را دچار روان پریشى ها مى کند در کودکى همان قدر عمومیت دارد که در بزرگسالى. عوامل بسیار ظریفى هستند که منشاء فشارند این عوامل مى توانند توانایى ها، قابلیت هاى یادگیرى، کار و خلاصه زندگى کودک را تحت تأثیر خود بگیرند. واژه استرس را اولین بار در سال 1936 در مورد فشارهاى روانى - عاطفى کودکان دکتر هانس سلیه به کار برد. سلیه معتقد بود که «بسیارى از بیمارى هاى شایع میان کودکان بیشتر به خاطر عدم واکنش هاى سازشى مناسب به استرس است نه به خاطر صدمات ناشى از میکروب ها و سم ها. مثلاً وقتى غده فوق کلیوى کودک براى زیر کنترل در آوردن حساسیت غذایى یا آلرژى هاى دیگر به شدت فعال شده باشد دیگر سیستم داخلى بدن توانایى و آمادگى لازم براى مقابله با سایر بیمارى ها را نخواهد داشت. در نتیجه کودک پیوسته حالت سرماخوردگى دارد یا گلودرد، گوش درد و... چرکى، پس تا وقتى که فشارهاى درونى ناشى از آلرژى برطرف نشود بچه دائماً در معرض این قبیل بیمارى ها خواهد بود.
دکتر پل کارسن استرس را درونى (بیولوژیکى) و بیرونى (محیطى - عاطفى) معرفى مى کند. در بررسى هایى که درباره این دو نوع استرس به عمل آمده ثابت شده است که اگر عوامل بیرونى علت اصلى استرس باشد با برطرف شدن فشار، ضعف بدن و رفتارهاى غیرعادى برطرف خواهد شد و کودک مبتلا به سرعت بهبود خواهد یافت. اما اگر علت اصلى عوامل درونى رژیم غذایى نامناسب، اختلال در بینایى، شنوایى و عقب ماندگى باشد تا درمان کامل هر یک از این عوامل، هیچ گونه تغییرى در رفتار و ضعف جسمانى کودک پدیدار نخواهد شد. استرس چه درونى باشد و چه بیرونى، به طور اتوماتیک سیستم هشدار دهنده بدن را به کار مى اندازد و اندام هایى از بدن را به فعالیتى غیرعادى وامى دارد. واقعیت این است که بسیارى از علائم استرس دوران کودکى به قدرى ظریف و حساس است که والدین یا مربیان هرگز متوجه آن نمى شوند. بسیارى از کودکان که به ظاهر سالم و طبیعى هستند ممکن است ناراحتى های عدیده اى داشته باشند که هیچ ربطى هم به یکدیگر نداشته باشد.
مثلاً کودکى که نمى تواند توپ را درست ببیند یا سر کلاس درسى براى دیدن مطالبى که روى تخته سیاه نوشته شده به چشم هایش فشار مى آورد با عنایت به این عدم توانایى ها دچار استرس مى شود که در یادگیرى او اختلال ایجاد مى کند. با اطلاعات اندکى که والدین یا مربیان از بسیارى از حالات کودکان دارند مى توانند حدس بزنند که مشکل تنگ کردن چشم کودک به هنگام نگاه کردن به تخته سیاه و تلویزیون با عینک حل مى شود ولى اگر آنها توجه دقیق و عمیقى به خلق و خو و رفتار کودک نداشته باشند نخواهند توانست به راحتی عوامل بیرونى و درونى استرس را در وجود کودک تشخیص دهند. مثلاً کودکى که تا رسیدن پاى تخته به چند میز و نیمکت مى خورد ممکن است فاصله ها را تشخیص ندهد، یا قند خون اش پایین آمده و کودک انرژى لازم را براى دقت و یادگیرى و تشخیص از دست داده است. بعضى وقت ها کودکى که قند خونش پایین است دچار اشکال در بینایى نیز مى شود؛ چنین کودکى براى بهتر دیدن آن چه که در اطرافش وجود دارد مدام به خودش فشار مى آورد و به طور قطع دچار استرس مى شود و این فشار موجب کاهش بیشتر قند در خون کودک مى شود.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

الهه پیرنیافر
ج، 31/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
رژیـــم غذایــــــى و رفتــــــارهاى کـــودک
پژوهشگران و متخصصان امور تغذیه معتقدند که رژیم غذایى نقش بسیار مهمى در زندگى کودک دارد؛ آنان برخى از مشکلات و بیمارى هاى کودک را به خاطر عدم تغذیه صحیح مى دانند چون بسیارى از کودکان آنچه را که لازم است بخورند نمى خورند و آن چیزهایى را که خوردنش مضر است بیشتر مصرف مى کنند! پزشکان متخصص تغذیه مى گویند میان رفتارهاى کودک و وضعیت بیوشیمیایى بدنش رابطه اى انکارناپذیر وجود دارد و آزمایش هاى انجام یافته بر روى قندخون بچه ها نشان مى دهد که 75 درصد بچه هاى «شیطان» (بیش فعال) یا قند خونشان پایین است و یا مبتلا به نوعى آلرژى هستند. وجود چنین اختلالاتى از علائم استرس و فشار در کودکان است.
برخلاف تصور والدین، عدم موفقیت در انجام امورى که نیاز به حفظ تعادل و حرکات موزون دارد و یا نداشتن نظم و برنامه ریزى در انجام کارها و نداشتن نظم فکرى و منطقى در حرف ها و قادر نبودن به انجام امور شخصى، ربطى به دست و پا چلفتى بودن کودکان ندارد. پزشکان ثابت کرده اند که تغذیه نامناسب در دوران حساس رشد منجر به کاهش سلول هاى مغزى و کوچک شدن اندازه مغز مى شود و چون بسیارى از الگوهاى رشد از طریق ژن به نسل هاى بعد منتقل مى شود رژیم غذایى مادر و اجداد مادرى هم مى تواند روى رشد کودک اثر بگذارد. والدین در عصر جدید که تقریباً عصر فرزند سالارى است مدام مراقب تغذیه کودکان هستند ولى افراط و تفریط در مصرف پروتئین ها، چربى و هیدرات هاى کربن حتى ویتامین ها تعادل کودکان را به هم مى زند. یکى از بارزترین عوارض رژیم غذایى نامناسب در کودکان شیطنت افراطى و اختلال در یادگیرى است به طورى که کمبود ویتامین B1 کودک را تندخو، تحریک پذیر، بى حوصله و عصبى مى کند، ویتامین B3 برخى از کودکان را دچار رخوت و سنگینى و برخى را نیز دچار اضطراب مى کند، کمبود آهن نیز سبب عدم تمرکز ذهنى و کم تحملى و برانگیختگى مى شود.

زیاده روى در خوردن تنقلات مثل شیرینى، پفک، پاستیل و... همان اثر زیانبار را دارد که سوء تغذیه. پزشکانى که در انستیتوى تغذیه نیویورک بر روى صدها کودک تحقیقاتى پیرامون تغذیه مناسب انجام داده اند ثابت کرده اند کودکانى که شیطنت مى کنند و در یادگیرى آنان اختلال وجود دارد در متابولیسم (سوخت و ساز) هیدرات هاى کربن (شیرینى) مشکلاتى دارند. اکثر کودکانى که در کلاس درس شیطنت مى کنند یا به درس گوش نمى دهند علت اصلى اعمالشان زیاده روى در خوردن انواع شیرینى هاست.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)