پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: آخرین شعری که سرودید
شرح پرسش: دوستان شاعر پیشه آخرین شعری که سرودین رو بذارید تا دوستان دیگه امتیاز بدهندو ببینیم کدوم شعر بالاترین امتیاز رو از دیدگاه خوانندگان میاره.
فقط لطفآ خوانندگان عزیز با دقت نظر شعر دوستان رو بخونید و نظر بدید.
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: یکشنبه، 27 مرداد 1392 - 11:38:58 تعداد بازدید: 636 تعداد پاسخ: 33
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 16/09/97 - 08:16
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای یادگار دیرین , با قصّه های شیرین

شورونشاط دارد,کرسیّ و برف سنگین

جمع اند خانواده , دل ها به مهر داده

لبخند و شادمانی, اینست راه تمکین

ای دوستان دانا, همراه ما توانا

زنده به جشن یلدا, هرگز مباش غمگین

دانم که جیب خالیست, وضع یکعده عالیست
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 19/05/97 - 10:31
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای نشان معرفت یادت بخیر

مخزن مهر و ادب یادت بخیر

من که قدر و قیمتت نشناختم

کاش با مهرت وفا می ساختم

مهر تو بالاتر از خورشید بود..!!

راه و رسم تو پر از امید بود...!!

( زارع ) در دوری چه فریادت کند

با غم هجران چسان شادت کند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

رزرو 336791
ی، 17/04/97 - 06:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شنیدستم خسیسی بس توانگر شب و روزش چو دوکی کار میکرد
بسان مصر و اهرام ثلاثه همه اموال خود انبار میکرد
ملقب سفله شد در چشم مردم به آن ثروت به فقر اقرار میکرد
کهن پیراهن و عاریه پوش بود مقصر قیمت و بازار میکرد
قر و قور قلون و روده هایش در و همساده را بیدار میکرد
گر آدم را توان کاه خوری بود خودش جای خرش افسار میکرد
اگر بیمار و رنجور و خریر بود به آب شلغمی تیمار میکرد
زبس او در عبادتها خسیس بود رکوع و سجده هم دشوار میکرد
زبانش تلخ و دور از مهر و گرمی محبت را ندید انکار میکرد
بجای دستگیری از خلایق خلایق را به پا صد خار میکرد
چو بر بالین او شد قابض روح همش ذکر زر و دینار میکرد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
صبح هست و سلام آشنا را

صدشکر و سپاس من خدارا

یک روز دگر سلامت و شاد

زنده به جهان شدم , توانا

بر خیز , که آفتاب تابان ..!!

تابیده به باغ و دشت و صحرا

زیبایی و رنگ و روی مخلوق

با چشمه و ژاله شد تماشا

هر خلق نگر به فکر تعمیق

هر چیز ببین به عقل و بینا

اینها همه هدیه ای ز خالق

شد بهر بشر ز اصل پیدا
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
د، 17/02/97 - 23:40
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
****

آمدم امشب که شاید میهمان آید مرا

دوستانی از گذشته خان و مان آید مرا

تا بکی درجستجوی هرکدام از دوستان

گفت و گو های مکرّر در دهان آید مرا

انتظارم هست یاران حضوری باتلاش

دیگران ترغیب دارند این مکان آید مرا

از تمام حاضرین , یاران با مهر و ادب

گرقبول آید تشرف,لطف جان آید مرا
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

mozhgan ebdaei
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من همونم که یه روزی شاد و پر امید بود
توی باغ آرزوهاش غنچه ای بسته،سپید بود
اونی که مثه ستاره توی شباش می درخشید
مثه یه ماهیه سرخ که توی دریای امید بود
اونی که غصه ها براش مثه سراب
تنها گوشه ای نشستن واسه اون مثه یه خواب
اونی که گریه هاش همش از روی بهونه
نه از التماس حرفای عاشقونه
اونی که تو رویاها با عروسکاش
نه این که از پریشونی حالا میشکنه خواباش
اونی که مامان تنها سرمشق زندگیش
نه این که تنها توی اتاقه وقتی که میبینیش
آره.............. ...
آره من همونم که تنم خسته ی عشقه
جا مونده ی تنها ،تو کوچه ی سرنوشته
و................
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام این شعر فی البداهه را به قطرات روان شعرتان تقدیم می کنم .باران جان!
شعر ما آخر ندارد
شعله اش آذر ندارد
لاف شاعر پیشگی را
شعرمان باور ندارد
جام از شعرم تهی به
منت ساغر ندارد
شعر مسلخگاه شاعر
حکم او داور ندارد
ملحد واگویه ها شد
وین نمط کافر ندارد
حس "باران "گونه ات را
این من ِ خواهر ندارد

شبنم شیروانی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
د، 17/02/97 - 14:14
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زیبایی صبح , وصف آسان کردی

از خاور ایران و خراسان کردی

از مهر و انرژی که به ابیات توبود

نیروی مضاعف به تن و جان کردی

توصیف تو از لاله و باران آمد

از شبنم و سبزینه و ریحان کردی

هر صبح به نیّتی, سلام و صلوات

از عطرخدا و ذکر قرآن کردی

پیروز شوی , همیشه سالم باشی

مانا که سخن ز عشق یزدان کردی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 16/02/97 - 17:53
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نه صدایی و کسی خلوت و دلگیر شده

سایت خالی زگپ و گفت , زمینگیرشده

روزها منتظرم بلکه کس از راه رسد

راز عمرش به فناست یاکه بسی پیرشده

دلخوشی بود که فیلتر نشود تل به گرام

حیف هر وعده که دادند چو اکسیر شده
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مریم جباری
ج، 14/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من مانده ام با صد غزل از دفتر تو
با قاب های چوبی چشم تر تو
من مانده ام با خاطرات رازقی ها
با این همه بوی گلاب و عنبر تو
من مانده ام در سوز و سرمای زمستان
بی گرمی آه شررزای بر تو
مریم جباری
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کوتاه تر از آنی
که مردانگی را به قامت تو
اندازه کنند.

شبنم شیروانی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

باران اسدی
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
رویای شبانه
من بودم وشب بودوروءیای شبانه
ماه و ستاره بود و شور عاشقانه
تو آمدی درخواب من آرام ومحجوب
نقلی گذاشتی بر لبم ای یار محبوب
آری چه خوابی بود و روءیای عجیبی
من بودم و یار و چه احساس لطیفی
بازهم نگاهم کردی و شوری به پا شد
بر قلب من آتش زدی دل مبتلا شد
دل مبتلا بود و دوباره عاشقی کرد
با هرنگاهت مست شد،دلدادگی کرد
بازهم سکوت و رفتن و حرف جدائی
اینبار دویدم از پیت خواهی نخواهی
دستت گرفتم بغض کردم بی بهانه
اینبار نگاهت کردم اما عاجزانه
گفتم همین؟بازآمدی و بگذری بی هیچ حرفی؟
آتش زدی بر جان و دل با من چه کردی؟
گفتم بمان ،حرفی بزن،کافیست دوری
جانا،نگارم ،بهر من سنگ صبوری
دیگر نمانده بهر من تاب و توانی
آغوش توخواهد دل و و شور جوانی
دستم به دور گردنش زنجیر کردم
سر روی سینش،این عطش را سیر کردم
بوئیدمش،بوسیدمش،دل زیرو رو شد
یک لحظه تاروپود من سرشارازاو شد
اما خدایا ناگهان شب را تو بردی
روءیای من را دست تقدیرت سپردی
من ماندم و خورشیدو پایانی دوباره
باران ببار این تشنگی پایان نداره
باز هم فراغ و خلوت و لحظه شماری
آخر چرا روءیای من شاهد نداری؟؟
15/05/92
(با ران)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
چ، 12/02/97 - 12:49
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
السلام ای دوستان شاعرم

با شما دلشاد باشد خاطرم

گرحضوری ازشمابینم به لطف

کفشهارامن کنم پیوسته جفت

احترامی بینهایت , بیشمار

دشمنانت را برآرم من دمار

الغرض اینجا مکان شادی است

یادگار از دوستان هادی است

هرچه داری از سخن های لطیف

شعرهای نغز با جسمی نحیف

جمع آنرا من به یکجا می خرم

کارتان از ریشه گشته باورم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مجتبی عرفان راد
ی، 09/02/97 - 20:52
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای که دستت می رسد کاری بکن
فکری به حال این کشور و گاری بکن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

رزرو 285882
پ، 06/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
می کنی یادمراوقت سحر
می کنی صبح مراشهدوشکر
ای خدادورنگهدارگلم
ازتمامی بلاهاوخطر
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)