پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: معماری سنتی و معماری مدرن
شرح پرسش: همه ما وقتی وارد یک خانه قدیمی می شویم،که اغلب با سنگ و گل و شاید اجر ساخته شده با تمام سادگی و بی آلایشی که محیط داخلی و خارجی خانه داره یک حس آرامش و سبکی به ادم دست میده.اما خانه های امروزی که با مصالح پر مقاوم تر مثل آهن و بتن و مصالح نوین ساخته شده یک حس مبهم و گنگی؛در انسان ایجاد مینکه.خانه های امروزی با لوکس ترین و بهترین مبلمان ها ساخته و تزئین شده اما فرد ساکن این محیط یک خلاء درونی در خودش پیدا می کنه.
چرا یک خانه مدرن و جدید که با پلان باز ساخته شده؛نمی تونه حس ارامش و شکوه رو در فرد ایجاد کنه و تاثیر گذاری کمتری نسبت به خانه های سنتی و قدیمی که با پلان بسته اجرا شده داره؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: فنی مهندسی > معماری زمان ثبت سوال: چهارشنبه، 10 مهر 1392 - 10:47:54 تعداد بازدید: 252 تعداد پاسخ: 11
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی مقدم خمسه
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اما برسیم به اون چرایی که تو دو خط آخر تاپیکت مطرح کردی .
من معتقدم که چرایی این سوال رو میشه تو دو سه عرصه مختلف دید .
1 / همونطور که قبلا هم گفتم . نیازهای انسان امروزی , روز به روز در حال تغییره . گاهی با سرعتی نیازهاش تغییر میکنه که حتی خودش هم نمیفهمه . معمارش هم نمیتونه به نیازهایی مرتب در حال تغییر پاسخ معمارانه بده .
2 / خود گم کردگی و از دست دادن هویت اجتماعی . این فاکتور , یعنی از بین رفتن ارزشها و تغییر در ارزشها , باورها و اعتقادات اجتماعی فرد رو دایم دستخوش تغییر میکنه .
3 / عدم پرورش معمار . ( خودمونیم و غریبه ای بین ما که نیست ) فکر میکنین چند در صد از معمارای ما قبل از شروع تحصیلات معماری واقعا معماری رو میشناختن و میخواستن معمار بشن . من فکر میکنم کمتر از پنج در صد . یعنی نود و پنج در صد از مهندسان گرامی معماری , یا چون رشته دیگه ای قبول نشده بودن اومدن معماری یا چون شنیدن بازار کارش گرمه یا چون کلاس داره و روز خواستگاری بکار میاد و خلاصه ای این دست علت ها .
4 / بی کفایتی و افت شدید تحصیلات معماری . من شخصا مهندس معماری رو میشناسم که ادعاش از برج میلاد هم بالاتره . ولی هنوز اولین و ابتدایی ترین شناختی از حتی واژه معماری هم نداره . هندسه نمیدونه . پرسپکتیو نمیدونه . تناسبات رو درک نمیکه . از عملکرد هیچی تا حالا نشنیده . اقتصاد در معماری براش واژه ناشناخته است . تازه این بنده خدا داره معماری تدریس میکنه . خوب فکر میکنین شاگرداش چی بار میان . کپی رنگ و رو رفته خودش ( البته در بهترین حالت ) . راستی دقت کردین که بسیاری از مهندسان معمار در زمان دیدن یه اثر یا یه پلان معماری اولین کاری که میکنن نفی و توهین به اون اثره . تازه زمانی هم که میخوان از اثری تعریف کنن . فقط و فقط میتونن از واژه قشنگ استفاده کنن . به به چه قشنگه . وای چه قشنگه . اونجاشو چه قشنگه . انگاری ( انگاری که نه بلکه واقعا ) غیر از قشنگی چیزی از معماری درک نکردن .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

ناصر رایگانی
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: امین حسینی (1392/16/03 - 20:16):
سلام
این مبحث جدال بین معماری سنتی و مدرن از منظر سوال شما باعرض معذرت بیهوده س و من پیشنهاد میدم ذهن خودتون رو درگیر این سوالات نکنید-جناب مهندس معماریهای سنتی که الان قابل مشاهده و بازدید هستن که میفرمایید تاثیر گذارن اغلب کارای تاپ زمان خود بودن و معمار از هر لحاظ دستش باز بوده و اغلب سعی کردن هرچی بلدن رو کاغذ بیارن اما من و شما و بقیه شاید از هر صدتا کار یکیشون همچین موردی پیش بیاد که از همه علمت استفاده کنی که اون هم قابل بازدید واسه عموم نیست که ببینن آرامش و شکوه یعنی چی؟در کل معماری سنتی بدون شک حسنات خاص خودش رو داره که ما باید ازش بهره ببریم تا این معماری امروزی رو به کمالش برسونیم..
موفق وپیروز باشید.

جنب مهندس.برخلاف نظر شما حس ارامش رو در تمام خانه های قدیمی میشه دید چه به گفته شما تاپ و چه غیر تاپ.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

Bahamin bahami
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
بنده از حوزه جامعه شناسي شهري به معماري نگاه مي كنم نظريه پردازان در اين حوزه معتقدند نظام سرمايه داري با تمركز بر روي سرمايه مسير شكوفايي زندگي را مختل نموده اند مثلا خانه در نظام سرمايه داري به وجود انسان تعلق ندارد و صرفا يك خوابگاه است عواطف انساني فرصت ظهور و بروز ندارند چون وقتي برا ي ابراز آنها نيست بجز اينكه مأمني براي خواب است و ذخيره اي براي مال و مايحتاج زندگي چيزي بيشتر نيست لذا به وجود انساني ما تعلق ندارد و انسان در ان احساس از خود بيگانگي مي كند نه راحتي و تعلق.
جامعه شناسان مثال مي زنند انسان غار نشين آواره همين كه غاري پيدا مي كند احساس مي كند دنيا را بهش داده اند احساس لذت مي كند احساس تعلق به آن مي كند به همان نحو كه ماهي در دريا احساس تعلق مي كند لذا در غارها مي بينيد ابزار سازي اتفاق مي افتد نقاشي هاي حجاري شده اتفاق مي افتد(هنر)،خط اتفاق مي افتد،مراسمات شكل مي گيرند،پارتيشن بندي بر اساس نياز هاي واقعي در غار شكل مي گيرد نه نيازهاي تصنعي و چشم و هم چشمي هر تكه اي از غار كاركردي دارد..
نمي گويم غار نشين شويم بلكه صحبت احساس تعلق و خلاقيت بويژه نرم افزاري در خانه است اين است كه به مسكن و مأوا معنامي بخشد در كنار استفاده از لوازم طبيعي و محيطي كه با عشق و شور توسط انسان بافته و ساخته مي شود و خود لذت ساخت را در انسان و بروز استعداد ها و خلاقيت را زنده مي كند و لذا انسان در اين خانه زندگي مي كند نه فقط زنده مي ماند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی مقدم خمسه
پ، 13/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام آقا ناصر . سلام دوستان عزیز .
ناصر جان اولا در خط دوم تاپیکت ( جسارتا ) یه اشتباه کوچولو کردی . اونجایی که میگی اما خانه های امروزی که با مصالح پر مقاوم . . . . . . در انسان ایجاد میکنه . در اینجا شما داری مقاومت و باربری مصالح رو با آرامش انسانی مرتبط میکنی . که این دو ذاتا هیچ ارتباطی ندارن .
اما در بحث کلی تاپیکت , یه نکته رو فراموش نکنیم . مخاطب معماری , انسانه . انسانی که نیازها , اهداف , آرمانها , آرزوهاش و حتی جهان بینی اش در طی حتی یکی دو دهه عوض میشه . دیگه انسان امروزی , همون انسان صد سال پیش نیست که . نیازهاش اون نیازها نیست . باورهاش هم اون باورها نیست . من در شهر اهواز یه ساختمون قدیمی دیدم . هنوز آخور اسب مهمانها دست نخورده بود . هنوز تون و آتش گاه برای گرم کردن خزینه حمومش سالم بود . یه حیاط مرکزی با پنج دری های متناسب و متوازن . یه حوض و چهارتا باغچه . خلاصه فضایی دیدنی . ولی خودمونیم . ما که به یه حموم یکی دو متری عادت کردیم . ما که اولین دغدغه مون اینکه اتول مون رو کجا پارک کنیم . ما که داشتن سونا و جکوزی برامون ارزش شده و اگه آشپزخونه مون بقول معروف اوپن نباشه احساس حقارت میکنیم . آیا میتونیم تو اون خونه ای گه گفتم زندگی کنیم . حالا از مسایل اقتصادیش بگذریم . که همچین خونه ای حداقل پونصد متر مربع مساحت میخواد واسه زندگی یه خونه وار .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شیما سعیدی
چ، 12/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
bekahtere rayat tanasobat ensani... va hamchenin fazae bzi ke dar manazel jadid yaft nemishe, albate hese nostalozhio nabayad faramosh kard ;)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی مقدم خمسه
ش، 08/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نمیدونم این نصفه شبی چرا من افتادم رو دنده بد بینی و بد گویی . هر چند که تمام کامنتهای قبلی ام تلخ بود ولی حقیقت بود .

اما این رسالت شما جوونا است که بیاین معماری رو بشناسین . درک کنین . معماری کار با نرم افزار تری دی مکس نیست . معماری نماهای عجیب و غریب نیست . معماری مصالح وارداتی نیست . معماری مطالعه میخواد . زمان میخواد . انرژی میخواد . از پوسته خارج بشین و عمق و مفهوم معماری رو درک کنین . همت کنین . و معمارانه فکر کنین , معمارانه طراحی کنین و معمارانه بسازین . میشود . میشود که با همین دیوارهای تیغه ای و سقف های مدرن هم آن ارزش های معمارانه ای را که در بناهای قدیمی تر پیدا میکنیم , بسازین و احیا کنیم . معماری بخونین . موفق باشین . از اینکه به عرایضم توجه کردین ممنون .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

ناصر رایگانی
پ، 06/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: مریم توکلی (1392/52/11 - 23:52):
این قضیه به خاطر احترامی است که در معماری قدیم ما به انسان گذاشته میشد. همه چیز برای انسان و با تناسبات انسانی طراحی میشد. همه چیز از فرهنگ اون آدم و الگوواره هاش طراحی میشده. مطمئنن همچین مکانی تکمیل کننده همه احساس های خوب و سرشار زندگی بوده. این کیفیت فضایی همون چیزیه که خونه های این روزها کم دارند.
نقل قول از: گلناز سادات خداشناس (1392/18/12 - 10:18):
معماری به عنوان اجتماعی ترین هنر، رسالتش خدمت به آدمی است...موضوعی که امروزه به دست فراموشی سپرده شده اما در معماری گذشته میتوان احترام به آدمی را در ذره ذره فضا دید. از مقیاس یا پیمون که بر اساس ابعاد انسانیست گرفته تا ... .
البته این موضوع تنها در مورد معماری ما نیست، موضوعی است که بعد از انقلاب صنعتی بر معماری غرب حاکم شد. اما در دهه های اخیر شاهد تحولاتی هستیم با مباحثی چون روانشناسی محیطی و وارد شدن رشته هایی چون انسان شناسی،علوم اجتماعی،روان شناسی و ... به معماری که به طراحان کمک میکنه تا انسان و نیازهای او را بشناسند.

ممنون و سپاسگزار
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

گلناز سادات خداشناس
س، 04/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
معماری به عنوان اجتماعی ترین هنر، رسالتش خدمت به آدمی است...موضوعی که امروزه به دست فراموشی سپرده شده اما در معماری گذشته میتوان احترام به آدمی را در ذره ذره فضا دید. از مقیاس یا پیمون که بر اساس ابعاد انسانیست گرفته تا ... .
البته این موضوع تنها در مورد معماری ما نیست، موضوعی است که بعد از انقلاب صنعتی بر معماری غرب حاکم شد. اما در دهه های اخیر شاهد تحولاتی هستیم با مباحثی چون روانشناسی محیطی و وارد شدن رشته هایی چون انسان شناسی،علوم اجتماعی،روان شناسی و ... به معماری که به طراحان کمک میکنه تا انسان و نیازهای او را بشناسند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی مقدم خمسه
پ، 30/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یه نکته دیگه .
اون خونه هایی که مثال زدی . توسط معمارایی طراحی و اجرا میشد که سالها و سالها شاگردی استادشون رو میکردن . سالها خاک میخوردن که بتونن اون احجام و فضاها رو ( فارغ از نوع مصالح ) بسازن و تحویل جامعه بدن . ولی حالا یه کورس چهار ساله , با کلی واحدهای غیر مرتبط با معماری . پنج یا هفت تا پروژه معماری رو با استادی پاس کنن که خودش تا حالا هیچی نساخته ( انگشت شمارند اساتیدی که صاحب درک و شعور و شناخت معماری اند و فعال و دست اندر کار , بسیار انگشت شمار ) . خانم یا آقا میخواد سریعا درسش تموم بشه , اگه آقا پسره تکلیف سربازیش معلوم بشه و در هر حالت هر چه زودتر بره خونه بخت و از سازمان نظام مهندسی سهمیه بگیره و بیفته تو کار . فکر میکنه تو پول جمع کردن از بقیه عقب میمونه و میخواد هر چه سریعتر خودشو برسونه . خوب تکلیف پروژه هایی که در خوشبینانه ترین حالت هفته ای یه جلسه کرکسیون داره , روشن میشه . ببین استاد چی میخواد همونو مدادی کن . اوکی گرفتی , بده تری دی بشه . اسم استاد رو هم به فارسی و هم به انگلیسی و درشت رو صفحه اول بزن و نمره رو گرفتی . تازه این خوبشه , میتونه خیلی راحت بره جلوی دانشگاه تهران که انواع پروژه و تحقیق رو میفروشن . و با قیمت آزاد یه پروژه آماده تحویل بخره . نتیجه . همینه که دارین میبینین . من تدریس خصوصی نقشه کشی و نقشه خوانی میکنم , خودم با مهندسی بر خوردم که چهار ساله که کارشناسی ارشد معماری رو گرفته بود . سوالش این بود که نقشه فاز یک و دو چیه . سوال کردم مگه تو دانشگاه بهتون یاد ندادن . من و من کرد که نه چیزی نگفتن . اومدم یکی دو دقیقه ای براش تعریف کنم . دیدم اصلا از نقشه هیچ نمیدونه . علتش رو جویا شدم . اولش با کمی خجالت و بعدش راحت و بی پروا گفت ای بابا من تموم نقشه های پروژه هامو میدام بیرون برام میکشیدن . خودم تا حالا حتی یه خط هم نکشیدم . سوال کردم که استادتون نمیفهمید . خنده ای کرد که ای آقا دو سه تا از استادامون تو دفترشون همون کارای ما رو انجام میدادن . باور میکنین شوکه شدم ؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

Bahamin bahami
پ، 30/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
بنده از حوزه جامعه شناسي شهري به معماري نگاه مي كنم نظريه پردازان در اين حوزه معتقدند نظام سرمايه داري با تمركز بر روي سرمايه مسير شكوفايي زندگي را مختل نموده اند مثلا خانه در نظام سرمايه داري به وجود انسان تعلق ندارد و صرفا يك خوابگاه است عواطف انساني فرصت ظهور و بروز ندارند چون وقتي برا ي ابراز آنها نيست بجز اينكه مأمني براي خواب است و ذخيره اي براي مال و مايحتاج زندگي چيزي بيشتر نيست لذا به وجود انساني ما تعلق ندارد و انسان در ان احساس از خود بيگانگي مي كند نه راحتي و تعلق.
جامعه شناسان مثال مي زنند انسان غار نشين آواره همين كه غاري پيدا مي كند احساس مي كند دنيا را بهش داده اند احساس لذت مي كند احساس تعلق به آن مي كند به همان نحو كه ماهي در دريا احساس تعلق مي كند لذا در غارها مي بينيد ابزار سازي اتفاق مي افتد نقاشي هاي حجاري شده اتفاق مي افتد(هنر)،خط اتفاق مي افتد،مراسمات شكل مي گيرند،پارتيشن بندي بر اساس نياز هاي واقعي در غار شكل مي گيرد نه نيازهاي تصنعي و چشم و هم چشمي هر تكه اي از غار كاركردي دارد..
نمي گويم غار نشين شويم بلكه صحبت احساس تعلق و خلاقيت بويژه نرم افزاري در خانه است اين است كه به مسكن و مأوا معنامي بخشد در كنار استفاده از لوازم طبيعي و محيطي كه با عشق و شور توسط انسان بافته و ساخته مي شود و خود لذت ساخت را در انسان و بروز استعداد ها و خلاقيت را زنده مي كند و لذا انسان در اين خانه زندگي مي كند نه فقط زنده مي ماند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مریم توکلی
پ، 30/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
این قضیه به خاطر احترامی است که در معماری قدیم ما به انسان گذاشته میشد. همه چیز برای انسان و با تناسبات انسانی طراحی میشد. همه چیز از فرهنگ اون آدم و الگوواره هاش طراحی میشده. مطمئنن همچین مکانی تکمیل کننده همه احساس های خوب و سرشار زندگی بوده. این کیفیت فضایی همون چیزیه که خونه های این روزها کم دارند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)