پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: آداب و رسوم گیلان
شرح پرسش: در این انجمن، آداب و رسوم گیلان بررسی می شود
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: علوم انسانی > گردشگری زمان ثبت سوال: یکشنبه، 17 آذر 1392 - 18:51:22 تعداد بازدید: 407 تعداد پاسخ: 7
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مراسم آغاز و نحوه اجرا کشتی گیله مردی

این مراسم دارای آغازی بسیار زیبا و دیدنی است با صدای ساز و نقاره همه اهالی محل را با خبر می کنند و جمعیت بسیاری دور میدان کشتی گرد می‌آیند و کشتی گیران هر محل در قسمتی از میدان در کنار هم قرار می‌گیرند که به طورمنظم و مرتب پهلوانان میزبان و مهمان دور میدان حرکت می کنند و درجلوی هردسته از مهمانان بنا به رسم، روی زانوی چپ خم شده و سر انگشتان دست را به خاک می سایند و می بوسند و بر پیشانی می نهند. آغاز مصف کشتی گیران گیلان با رجزخوانی که در اصطلاح محلی«خزومما» یا« فوز ما» نامیده می‌شود همراه است تعیین هماورد به طور آزاد با قبول دعوت به نبرد می‌باشد. پایان کشتی وقتی است که یکی ازدوطرف جز کف پا، نقطه دیگری از تنش با زمین تماس پیدا کند، که در این صورت شکست خورده و پهلوان پیروز با جست و خیز میدان را طی می‌کند و گاهی درمیان جمعیت دوران می‌زند وپول جمع می‌کند و معمولاً دوباره به میدان می‌آید و حریف می طلبد. جامه مخصوص کشتی، شلواری پارچه ای و تنگ و چسبان است که «لاسپاره» نامیده می‌شود. جایزه کشتی گیران « برم » است و شامل : پارچه، آینه، کیف پول، دستکش، جوراب، هن، سیب و نارنج و. . .می باشد. در گیلان بویژه در روستاها، بیشتر از هر جای ایران مهرگان جشن گرفته می‌شود. زمان همه این جشنها مصادف است با پایان فصل برداشت محصولات کشاورزی. در واقع این جشنها مراسم سپاسگزاری از ایزد مهر و بار آوری است که یاور چند هزار سالهٔ دهقانان در امر کاشت و برداشت می‌باشد. در بسیاری از روستاهای گیلان جشن خرمن در این ایام برگزار می‌شود. در توسکامحله قاسم آباد در گیلان هر سال در سه آدینه مردم در شاه شهیدان جمع شده و جشن می‌گیرند. در آدینه آخر که جشن مهرگان اصلی هست مردم بسیاری از شهرها و روستاهای شرق گیلان و غرب مازندران نیز به آنجا می‌آیند. تا حدود بیست سال پیش دختران و پسران روستایی در این روز بهترین لباسهای خود را، چون ایام نوروز، می‌پوشیدند. مبدا بسیاری از آشنایی‌ها و احتمالا پیمان تشکیل خانواده بین دختران و پسران مجرد همین آدینه در توسکامحله بود. در همین ایام در گیلان و مازندران در چندین آدینه پیاپی مراسم کشتی گیری برگزار می‌شد و در آدینه آخر با گذاشتن برُم (داربست یا نردبانی که جوایزی مثل پیراهن، ظرف و مشابه را به آن آویزان می‌کردند) به کشتی گیران برنده جایزه می‌دادند. اواخر تابستان و اوایل پاییز، در ایام خرمن محصولات کشاورزی که هوای آفتابی از ضروریات می‌باشد، هرگاه ابر و بارندگی زیاد مانع این کار شود در روستاهای شرق گیلان نوجوانان با رقص و پایکوبی از خورشید می‌خواهند که با تابش گرما آفرین خود کشاورزان را یاری دهد. معمولا یک نفر با گذاشتن یک دُم که از ساقه برنج درست می‌کنند نقش اهریمن یا همان ایزد ملعون هوم را بازی می‌کند و می‌رقصد و بقیه دورش جمع شده و با دست زدن و هو کردنش همزمان می‌خوانند:«ای خدا آفتاب بنه / منگ منگتاب بنه» و بدینسان خورشید را به تابیدن دعوت می‌کنند. به در هر خانه روستایی که می‌رسند صاحب خانه اندکی برنج در توبره یا کیسه‌ای که به گردن ملعون آویزان هست می‌ریزد. بعد برنج را به بقالی محل داده و او نیز بهای برنج را با نخودچی، کشمش، شکلات و یا دیگر تنقلات می‌پردازد.

http://fa. wikipedia.org
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.persianblog.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شخصیت‌های عروس گوله

**سرخوان: خواننده شعر ،راوىو کارگردان.
**ساز زن یا دایره زن: نوازنده سرنا (ساز محلى) دیاره زن (نوازندة دایره) که فقط ریتم آهنگ و شعر را حفظ می‌کند.
**واگیر کونان: هم سرایان شعر عروسه گوله که به دنبال گروه حرکت میکنند و به تعدادشان افزوده می‌شود.
**کترا زنان: چند نفر که با هماهنگى ساز و آواز دو کفگیر چوبى یا دو قطعه چوب را بر هم می‌کوبند.
**غول: موجودى افسانه اى و درشت پیکر.....در برخى مناطق دو شاخ گاو بر سرش می گذاشتند و ریش انبوه سیاهى برچهره اش می بستند؛ چند جارو به جاى دم و چند دسته شالى (ساقه خشک شده برنج) بر پشت و سینه‌اش می‌نهادند؛چند زنگوله هم بر لباسش آویزان مى کردند. غول نیز مانند پیربابو لباس می پوشد. شاید هم ژنده‌تر از پیربابو و با سر و وضع پریشان‌تر. او هم یک چوبدستی یا کچیک یا کچک kacakدارد که هنگام رقصیدن به کچک پیربابو می زند و می‌خواند.
*پیر بابو: همان باباى پیر فارسى است .لباس کهنه و مندرس به تن وریش سفیدى از پوست بز یا دم اسب بر صورت ،گاه نیز صورت او را سیاه مى کردندو بر سرش کلاه قیفى مقوایى مى گذاشتند. پیربابوpir babuمردی با لباس های ژنده که چوبدستی هم دارد و اداهایی هم در می آورد.
**ناز خانم یا همان عروسه گوله: از لباس و آرایش محلى استفاده مى کرد. دو دستمال وزنگهایی در دست مى گرفت که به هنگام رقص براى افشاندن و نواختن به کار مى برد. گاه سوزنى را براى فرارى دادن افراد مزاحم در دست مى گرفت و گاهى هم حالتى از خیاطى و دوخت و دوز را به نمایش مى گذاشت. نقش عروس گوله را مردی درلباس زنانه با آرایشی غلیظ واطوار و اداهای خانم ها بازی می کرد.
**کاس خانم: که کارش مراقبت از عروسه گوله بود.
**محافظ عروس: مردى جوان با پوششى محلى که با چوب و چماق از عروسه گوله مراقبت مى‌کرد.
**کول بار کش: هدایاى مردم مانند برنج، تخم مرغ، گندم و ... را بعد از نمایش درون کیسه می‌گذاشت.
**تکل سیاهی لشکر- سه نفر یا بیشتر. غول و پیربابو به همراه دیاره زن و گاهی وقتها همگی می خوانند:عروس گولی بیاردیم/جونه دیلی بیاردیم/خونه خواه تره نیاردیم/تی پسره بیاردیم.

http://www .hamshahrionline.ir
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.hamshahrionline.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شیوه اجرای عروس گوله
این مراسم معمولا از اواخر اسفند تا اواخر فروردین ماه اجرا مى شد. عروسه گوله؛ در واقع جنگى است میان پیر بابو و غول بر سر به دست آوردن عروسه گوله. که در آن غول عاشق رقیب را از میدان به در می‌کند و عروسه گوله را از آن خود مى کند .ای کاش اجراى عروسه گوله؛را بچره، آبیارى و دیگر نمایش‌هاى آیینى ما دوباره احیا میشدند و شاهد اجراى آنها در روستا ها بودیم. درست مثل قدیم.(نقل از کتاب تئاتر گیلان : فرامرز طالبى)
وقتی تکل واگویه: عروس گولی بیاردیم/جونه دیلی بیاردیم/ را می خواندند:
[عروس در این هنگام رقص محلی می کند]با لباس محلی گرده تمبان* و...خواننده (دیاره زن)ضرب و آهنگ را عوض می کند.
ضرب تند تر از آهنگ قبلی: عروس کی شی؟/پیر بابو شی/پیربابو زحمت بکشی /شوون بی خوابی بکشی معنی :عروس مال کیه؟/مال پیربابو (پیربابا)است/پیربابا زحمت کشیده /شب ها بیخوابی کشیده است.
غول و پیربابو هردو عاشق عروس هستند- غول مظهر زمستان و سیاهی است. پیربابو مظهر باغبانی که می خواهد عروس گل (بهار)را دوباره به مردم و طبیعت هدیه بدهد.غول و پیربابو با هم می رقصند -غول رقص کنان به سوی عروس می دود-از حالات عروس پیداست که از دست غول زمستان خسته شده -پیربابو راه غول را می برد و مانع رسیدن او به عروس می شود. غول با عصبانیت برمی گردد و به پیر بابو حمله می‌کند پیربابو نیز به مردم پناه می برد و در این گیرودار اداهایی هم از خود درمی‌آورد تا مردم شادی کنند. در انتها غول سرگشته و وامانده از مقاومت پیربابو و عروس از پای می‌نشیند وبدین تریب با تکرار این نمایش و حرکاتی که فی البداهه توسط بازیگران خلق می شود روز خوبی برای مردم ورق می خورد. این کاروان به همة خانه ها سرمیزند وخیلی ها به پیشواز آنها می آیند وازآنها می خواهند که به خانه آنها بروند ودر پایان هرکس به اندازة وسع خود به آنها انعام -پول ، برنج -تخم مرغ و... می دهد. اینجاست که به سادگی حرکات شوخ و شنگ غول و پیربابو غصه به بازی گرفته می شود و می شود گفت که هنوز زندگی مانده است ویا...تا شقایق هست زندگی باید کرد . پس گیل و گالش هرلحظه رفتن سیاهی و ظلمت را خواستارند و همیشه با آمدن این دسته از فروشندگان عشق و مهر و دوستی -دسته دسته گل نثار روح سترون زمستان وبهار آبستن سبزه و شادی می شود تا مصداق حقیقی -دیو چو بیرون رود فرشته در آید باشد و سبزه و طراوت همه جا بگسترد.
http://www .hamshahrionline.ir
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.hamshahrionline.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آشنایی با عروس گوله

موضوع این نمایش میدانی شادی بخش، دعوای غول و پیربابو بر سرو نازخانم است که به کشتی بین این دو می‌انجامد. غول مظهر سیاهی و زمستان و پیربابو، نماد باغبانی و ارزانی گر عروس گل به طبیعت و مردم است. در این کشتی، غول پیروز می‌‌شود و همراه نازخانم رقص‌کنان بازی را به پایان می‌برد. سایر اعضای این نمایش فانوس‌دار، بارکش، نوازنده و کاس خانم می‌باشند. برای اجرای نقش غول، چهره جوان تنومندی را با پودر زغال یا دوده سیاه کرده،کلاه مقوایی، کلش یا کاغذ عجیب و غریبی سرش می‌گذارند. در برخی از آبادی‌ها و روستاها نیز دو شاخ گاو بر سرش و ریش انبوه سیاهی بر چهره‌اش می‌بندند. چند جارو به عنوان دم بر پشت شلوارش و دسته‌ای بزرگ ساقه خشک شده شالی(کولوش) بر پشت و شکم و سینه او و چند زنگ بزرگ آفتابه‌ای و زنگوله بر کمر، پا و لباسش می‌آویزند و او را به شکل و هیات وحشتناکی درمی‌آورند. زمان برگزاری نمایش در روستاهای محتلف متفاوت از هم و به طور تقریبی بین یک هفته تا یک ماه است و از حدود نیمه دوم اسفند ماه شروع می‌شود. گروه نمایش پس از غروب آفتاب از خانه‌ای به خانه دیگر می‌روند و در حیاط و فضای باز جلوی هر خانه، برنامه خود را اجرا می‌کنند و در هر خانه‌ای هم که این نمایش شادی بخش را انجام دهند، کولبارچی از صاحب‌خانه (خانه خواه) هدایایی مثل برنج، تخم مرغ، شیرینی و گاهی هم پول طلب می‌کنند. عروس گوله در واقع گروه نمایشی سیار و اجرای آن میدانی است. نمایش عروس‌گوله، ریشه در آیین های نمایشی اسطوره‌های کهن مربوط به آغاز بهار دارد که در آن‌ها نمادهای سال کهنه و نو با هم به ستیز برمی‌خیزند. شاید در اینجا کنایه از طبیعت زیبای بهاری باشد. امروزه، این آیین باشکوه تنها در محدودی از نقاط روستایی؛ به ویژه نواحی کوهستانی گیلان برپا می‌شود.

http://www .hamshahrionline.ir
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.hamshahrionline.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
ج، 14/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آشنایی با کشتی گیله مردی

سنت کشتی گرفتن و پهلوانی در همه حوزه‌های فرهنگی ایران پیشه‌ای کهن دارد که درهرجای جغرفیایی با نام و شیوه‌ای خاص اجرا می‌شود.از قبیل؛ کشتی چوخه خراسانی، کشتی مازندران و کشتی گیله مردی. در کتاب فتوت نامه سلطانی، از متون قرن نهم هجری آمده است: « اگر پرسند که کشتی چند نوع است؛ بگو دو نوع : اول قبض، دوم اضطرار. اگر پرسند که هر یک چگونه است: بگو: قبض، کشتی گرفتن اهل خراسان و عراق است که آن را شهری وار گویند و اضطرار، کشتی گیلان و شیروان و بعضی از آذربایجان است و آن را دیلم وار خوانند.». آنچه در این متن کشتی« اضطرار» یا « دیلم وار» نامیده شده، همان کشتی گیله مردی است و قدیمی‌ترین خبرآن درکتاب « احسن التقاسیم فی معرفته الا قالیم »، تالیف مقدسی، درقرن چهارم هجری است. این ورزش سنتی در گیلان در هفته بازارها و در مراسم عروسی‌های سنتی و در کنار روستاها و شهرهای کوچک برگزار می‌شود. میدان مصف پهلوانان فضای وسیعی است که « سبزه میدان » یا « سیمبر» نیز نامیده می شوند. کشتی گیله مردی همانند سایر کشتی‌ها مراتبی دارد ودارای فنون و قوانین خاص و آداب و رسمهایی است. تازه کاران را « نوچه» و به اصطلاح محلی « تنگوله» می نامند و کشتی گیران میدان دیده و کار آزموده را « پهلوان» خطاب می کنند و درهرمحله و روستا نیز یکی از پهلوانان پیش کسوت، عنوان « سر پهلوان» را دارد. برگزاری کشتی روز وزمان مشخص ندارد. معمولاً کشتی گیران هر محل، با نظر سر پهلوان تصمیم به زور آزمایی می‌گیرند که در این صورت به شهرها و آبادی‌های نزدیک خبر می‌دهند وکشتی گیران آن نقاط را برای انجام مسابقه دعوت می کنند.

http://fa. wikipedia.org/
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.persianblog.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
ی، 02/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ترانه عروس گوله

غول در را می زند و صاحب خانه را می خواهد که از خانه بیرون بیاید و پس از رد و بدل شدن صحتهایی می گوید:
ای خانخواه بیرون بیه (ای صاب خانه بیرون بیه) / تی سگ مره گیره، / یه لقد زنم میره/ (یکی زنم میره یا یته زنم میره)
اون گناه مره گیره / ای خانخواه بیرون بیه / عروس گوله بیاردیم/ جان دله بیاردیم / خانخواه تره نیردیم
تی پسر بیاردیم/ از راه دور بیاردیم / چه ظرف زور بیاردیم / خانخواه تره نیاردیم / تی پسر بیاردیم /
آهای پیربابو / تی افسار کهنه وابو، / تی پالون پیربابو / تی جوه چرکم بو / عروس گوله بیاردیم / جان دل بیاردیم.

پیر بابو نیز در جواب می گوید:
غول ببین / غول کمر بجیر توله / کمر بجور نقره

و غول پاسخ می دهد:
عروس میشه / می جان شه / می دل شه / سیاه کشمشه / زحمت بکشه / آهای پیربابو
تی ریش سفیدابو / عروس گوله بیاردیم / جان دله بیاردیم / خانخواه تره نیاردیم / تی پسر بیاردیم/
غلام بما / غلام پیر غلام بما / شمی محله چره بمه / برای حاجتره بمه عروس گوله

غلام می گوید:
غلام دروغ گونه، / غلط کنه / عروس میشه / سیا کشمشه.

دعوا غول و غلام با کچک شروع می شود بعد از مدتی همه با هم می‌گویند:
عروس گوله همینه / ببینین چه نازنینه / عروس گوله بیاردیم / جان دله بیاردیم/ عروس شب بیاردیم / بی چادر شب بیاردیم/
خانخواه تره نیاردیم / تی پسر بیاردیم/ آهای پیر بابو / تی کاره وه چه وابو / تی ریشه سفیدابو/ عروس کی شه
پیر بابو شه / پیر بابو زحمت بکشه / ای غولک شیرازی / یه قدری بکن بازی / تا خانخواه ببو راضی/ حمام بزار بیاردیم
چه ظرف زور بیاردیم / عروس گوله همینه / عروس نازنینه / عروس بهار چینه / ای پیربابو / تی افسار کهنه وابو
زمستانم بهارابو/ عروس گوله بیاردیم / جان دله بیاردیم / خانخواه تره نیاردیم / تی پسر بیاردیم / عروس گوله همینه
ببین چه نازنینه.

http://www .hamshahrionline.ir
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://images.hamshahrionline.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مسعود رمضان نژاد
ی، 02/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شب چله در گيلان

يلدا در زبان سرياني به معناي"تولد"است. به اعتقاد پژوهشگران آيين يلدا در اصل جشن تولد حضرت خورشيد يا حضرت ميترا يا حضرت مهر بوده است و حضرت ميترا در فرداي چنين شبي به دنيا آمده است. كونوس يا همان ازگيل ميوه پاييزه اي است كه در جنگلهاي گيلان زمين به وفور رشد ميكند يك ماه مانده به شب چله اين ميوه را داخل آب ميگذارند وتا شب چله در آب مي ماند تا در اين شب كنار انار و هندوانه بر سر سفره مي آورند. تازه عروس داماد ها شب چله را بهانه خوبي براي شادي و پايكوبي مي يافتند گيلكان تا پاسي از صبح رابه نقل گفتن و گپ زدن ميگذراندند.

http://brn .blogfa.com/
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)