پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: شعرخدا
شرح پرسش: زيباترين شعري كه برا خدا شنيديد تا حالا چي بوده؟هركه اعتماد به نفس وخلاقيت داره ميتونه شعر خودش رو كه برا خداوند گفته هم بگه؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: علوم انسانی > زبان و ادبیات فارسی زمان ثبت سوال: جمعه، 28 شهریور 1393 - 17:41:43 تعداد بازدید: 374 تعداد پاسخ: 9
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
د، 19/06/97 - 11:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مـوجـیم و وصـل ما ، از خـود بـریدن اسـت

سـاحل بـهانه ای اسـت ، رفـتن رسـیدن اسـت



تـ ا شـعله در سـریـم ، پـروانـۀ اخگریـم

شـمعیم و اشک ما ، در خود چکیـدن اسـت



مـ ا مـرغ بی پـریم ، از فـوج دیگریم

پـرواز بـال مـا ، در خـون تـپیـدن اسـت



پـ ر می کـشیـم و بـال ، بـر پـرده ی خـیال

اعـجاز ذوق مـا ، در پـر کـشیـدن اسـت



مـ ا هـیـچ نـیستیم ، جز سـایه ای ز خـویـش

آیـیـن آیـنـه ، خـود را نـدیـدن اسـت



گـ فتی مـرا بـخوان ، خـوانـدیم و خـامـُشی

پـاسخ هـمین تـو را ، تـنها شـنیـدن اسـت



بی درد و بی غـم است ، چـیدن رسیده را

خـامیم و درد مـا ، از کـال چـیدن اسـت
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ماه رحمت

مـه رحمت است یارب ، نظری به مستـمندان

به مـــحمد و به آلــش ، ز هـمه بــلا بگردان

در آســمان گــشودی زکرم ، ســـپاس یا رب

برسان ظـهور مـهدی ،به سر آر درد هــجران

خلیل صارمی نایینی (ناصر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://ostadnaser.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اسیر عشق
نازنینا هیچ میدانی که درجان منی ؟
من سرا پا خسته ی دردم تو درمان منی؟
هستی من از تو جان میگیردای نیکو خصال
در بیابان عدم چون آب حیوان منی
آسمان تار و زمین تاریک و مشتی شب زده
در دل تاریک شب خورشید تابان منی
از ازل مهر تو را با جان من ایزد سرشت
جان من، ایمان من ،روحی و ریحان منی
کاش میدانستی ای شیرین تر از جان حال من
در غل و زنجیر عشقم ،بند و زندان منی
تا اسیر دام عشقت شد دل سودائی ام
ترک جان کردم به امّیدی که جانان منی
گو به مجنون تا ببیند (ناصر ) دیوانه را
لیلی من ، ماه من ،تو عهد و پیمان منی
خلیل صارمی نایینی (ناصر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://ostadnaser.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا بابایی مستعار
ش، 09/02/96 - 17:01
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود
جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی
آب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شود
گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی
آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود
دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی
این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود
بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی
باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود
...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند
متحیرم چه نامـــــم شــــــه ملک لا فتی را
شهریار
.......... ......
در دلم نـــــــیست جــز ولای عـــــلی
جـــان جمـــــله جهـــــــان فدای عــــــلی

خــُـــــ ـرّم آنكــس كه اوفــــــتد یك دم
بـــــر ســــرش ســــایه هُمــای عـ ــــلی
.......
نایینی (ناصر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://ostadnaser.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مرضیه اسلامی فرد
چ، 09/01/96 - 12:37
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خدا وبنده

خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه ی دیوار بگشایی
لبت بر کاسه ی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!

خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است …
و این هم جواب سهراب سپهری از زبان خدا
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.
با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.
بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
امام هادی
شب نور و سرور آسمان است ***** شکوه عشق امشب در میان است

چه گویم مانده ام انگشت بر لب ***** زبانم قاصر ازشرح و بیان است

امام هادی آمد گل بپاشید ***** مدینه باز امشب میزبان است

نثار مقدمت جانم اماما ***** دلم دیوانه ی این آستان است

علــــومت مظـــــهر علـــم لدنی ***** کلام تو طبیب جسم و جان است

صــــــبوری از تو می آمــوخت ایوب ***** سلیمان از تو شاه انس و جان است

به روز حــــشر در صحرای سوزان ***** عنایات تو همچون سایبان است

سر و جانم فــدای نام هـــــــادی ***** که مولا سرور کون و مکان است

خلیل صارمی نایینی (ناصر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://ostadnaser.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سمیه مکوندی
چ، 18/12/95 - 09:14
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
يکي از زيباترين شعرهايي که شنيدم:

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز
به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم
که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اسرار ازل نوشته بر صفحه ی دل
لیکن دل ماســــت ظاهرا لا یعقل
گر دیده حق بین بگــشائیم دمی
آنگاه مـــراد خــــلق گــردد حاصل
نایینی (ناصر)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://ostadnaser.ir
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)