پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: ظریفه های قرآنی
شرح پرسش: دل مومن
از عالمی پرسیدند: قول خدای عزوجل که فرموده است:
"و چاههای متروک و کوشکهای افراشته" (سوره حج _( 45 اشاره به چه دارد و مراد چیست؟
عالم گفت: "چاههای متروک" دل کافر است که فارغ از گفتن "لا اله الا ا..." است. و همچنین "کوشکهای افراشته" دل مومن است که همواره به گفتن "لا اله الا ا..." مشغول است.
حتما از این ظریفانه های قرانی شنیده اید
شما هم لطف بفرمایید مشارکت نمایید.
باسپاس
مطمئن باشید تک تک نکات شما متخصصین را با دقت می خوانم .
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: یکشنبه، 21 دی 1393 - 09:44:18 تعداد بازدید: 2894 تعداد پاسخ: 575
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
پ، 18/02/99 - 11:30
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
راه‌هاي نرسيدن به خدا
خداوند به ما اراده و اختیار داده است تا هر طور که دوست داریم زندگی کنیم، اما با مسئولیتی که مکلف می‌کند زندگیمان را در جهت شکوه و جلال بیشتر خداوند پیش ببریم. بااینحال در اکثر مواقع بدون توجه به هدفی که خداوند برای ما تدارک دیده است، هر طور که دوست داریم زندگی می‌کنیم. همیشه بر چیزهایی که می‌خواهیم اصرار می‌ورزیم و اگر آن را به دست نیاوریم، خدا را زیر سوال می‌بریم. ادعا می‌کنیم که خدا عادل نیست و همیشه می‌خواهد اول رنج بکشیم و فطرتمان را ثابت کنیم. اما در آخر بعد از همه آن عذاب‌ها و سختی‌ها، می‌فهمیم که خداوند دلایل خود را دارد و دلایل او همیشه به صلاح ماست.
بسیاری از مشکلات روحی و روانی و فکری و اخلاقی انسان ناشی از عدم خودشناسی است.
اگر آدمی، حقیقت واقعی خود، هدف خلقت، رابطه خود با خدا، موقعیت خود در نظام هستی، تأثیر زندگی دنیوی در آخرت، نقش اخلاق نیکو و برخورد مناسب با دیگران، سهم ثروت در کیفیت زندگی و نقش مصیبت‌ها و خوشی‌ها را در زندگی بداند. بسیاری از مشکلات او به راحتی حل خواهد شد و زندگی سعادت آمیزی را برای خود رقم می‌زند.
ولی چه باید کرد با آنها که از تمام ابزار رسیدن به خدا را گم کرده اند در قرآن و روایات، برای دریافت راه صحیح، به بهره‌گیری از عقل تأکید فراوانی شده است. قرآن کریم از زبان اهل دوزخ می‌گوید: «لَو كُنّا نَسمَعُ أَو نَعقِلُ ما كُنّا في أَصحابِ السَّعيرِ»: اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم.( سوره ملک – آیه 10)
آیت الله جوادی آملی در این باره در تفسیر ایه 170 سوره بقره " صم بکم عمی فهم لایعقلون " با بیان اینکه اگر كسي عمداً گوش به دستورات الهي نداد و سراغ شيطنت شياطين حركت كرد، از آن به بعد است كه خداي سبحان توفيق فهميدن آيات را از او مي‌گيرد، تأکید کرد: خداي سبحان هرگز ابتدائاً كسي را كور و كر نمي‌كند؛ ولي اگر كسي خود را كور و كر كرد (به سوء اختيار خودش)، ديگر از توفيق الهي محروم است.
پس همان طور که راه های رسیدن خدا به تعداد آدم های عالم است برای نرسیدن هم به همین تعداد بی گمان راه است .
در اين دعاي شريف ابوحمزه‌ثمالي آمده، كه «انك لا تحتجب عن خلقك الا ان تحجبهم الاعمال السيئة دونك»؛ در اين دعاها عرض مي‌كنيم خدايا تو محجوب نيستي عمل حاجب است (اين عمل نمي‌گذارد ما تو را ببينيم).
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
د، 15/02/99 - 17:02
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ

ای اهل ایمان از صبر و نماز [برای حل مشکلات خود و پاک ماندن از آلودگی ها و رسیدن به رحمت حق] کمک بخواهید زیرا خدا با صابران است.
بقره -153
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ش، 24/12/98 - 11:38
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در معامله با خدا، حتّى یك درصد زیان نیست. «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ» -فاطر آیه 29
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ی، 20/11/98 - 09:44
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:

بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، خمش می‌کنی.
هر چه خم شود خالی تر می‌شود. اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی می‌شود.
دل آدم هم همین طور است، گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه،از حرف‌ها و طعنه‌های دیگران.
قرآن می‌گوید: "هر گاه دلت پر شد از غم و غصه ها، خم شو و به خاک بیفت." این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است: "ما قطعا می‌دانیم و اطلاع داریم، دلت می‌گیرد، به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند."
"سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن"
سوره حجر آیه ۹۸...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
س، 15/11/98 - 19:24
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‌(ال عمران )
. (متّقین) كسانى هستند كه در راحت ورنج انفاق مى‌كنند وخشم خود را فرو مى‌برند و از خطاى مردم در مى‌گذرند، و خداوند نیكوكاران را دوست دارد.

. نکته ها
دنبال محكوم كردن ربا در آیات قبل، آیه از انفاق و عفو وگذشت وتعاون تمجید مى‌كند.
.
. روزى یكى از خدمتكاران امام سجاد علیه السلام در موقع شستشوى سر و صورت آن حضرت، ظرف آب از دستش افتاد و سر امام علیه السلام را زخمى كرد. او دریافت كه امام ناراحت شده است.
.
. بلافاصله گفت: «وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ»، امام فرمود: من خشم خود را فرو بردم. او دوباره گفت:
.
. «وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ»، امام فرمود: تو را عفو كردم. او گفت: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستى. «1»
.
. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ بنده‌اى نیست كه خشم خود را فرو برد، مگر آنكه خداوند عزّت او را در دنیا و آخرت فزونى بخشد. خداوند فرمود: «وَ الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ ... وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» این پاداش فروبردن آن خشم است. «2»
.
. پیام ها

1- تقوا، از انفاق جدا نیست. «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ ...»
2- انفاق، سخاوت مى‌خواهد نه ثروت. «فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»
3- نه در حال رفاه از محرومان غافل باشیم و نه در تنگدستى بگوییم كه ما خود گرفتاریم. «فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ»
4- متّقین محكوم غرایز نیستند، آنان حاكم ومالك خویشتن‌اند. «الْكاظِمِینَ الْغَیْظَ»
5- تقوا، از سعه‌ى صدر جدا نیست. «وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ»
6- متّقى، منزوى نیست، بلكه با مال و اخلاق خوب خود، با مردم معاشرت مى‌كند. «یُنْفِقُونَ، الْكاظِمِینَ، الْعافِینَ»
7- در عفو خطاكار، ایمان او شرط نیست. «وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ»
8- كسى‌كه مى‌خواهد محبوب خدا شود باید از مال بگذرد و خشم وغضب را فرو برد. «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»
9- انفاق به محرومان و گذشت از خطاى مردم، از مصادیق احسان و نیكوكارى است. «یُنْفِقُونَ، الْكاظِمِینَ، الْعافِینَ، الْمُحْسِنِینَ»
پی نوشت :

. «1». تفاسیر مجمع‌البیان و روح‌البیان.. «2». كافى، ج 2، ص 110.

منبع تفسیر :تفسیر نور حجت‌الاسلام قرائتی ،جلد 1 - صفحه 609
نقل قول از: مصطفی دانش (1398/51/15 - 08:51):
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم


لقمان حکیم، پسر را گفت امروز طعام مخور و روزه دار و هر چه بر زبان راندی بنویس.
شبانگاه، همه آنچه را که نوشتی بر من بخوان؛ آنگاه روزه ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود خواند.
دیر وقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد.

روز سوم باز هر چه گفته بود نوشت و تا نوشته را برخواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد.
روز چهارم، هیچ نگفت.
شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته ها بخواند.
پسر گفت امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم.
لقمان گفت پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت آنان که کم گفته اند، چنان حال خوشی دارند که اکنون تو داری.


📚 منبع: نورالعلوم شیخ ابوالحسن خرقانی، عبدالرفیع حقیقت، صفحه ۷۷


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
س، 15/11/98 - 08:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرحیم


لقمان حکیم، پسر را گفت امروز طعام مخور و روزه دار و هر چه بر زبان راندی بنویس.
شبانگاه، همه آنچه را که نوشتی بر من بخوان؛ آنگاه روزه ات را بگشا و طعام خور.
شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود خواند.
دیر وقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد.

روز سوم باز هر چه گفته بود نوشت و تا نوشته را برخواند، آفتاب روز چهارم طلوع کرد و او هیچ طعام نخورد.
روز چهارم، هیچ نگفت.
شب، پدر از او خواست که کاغذها بیاورد و نوشته ها بخواند.
پسر گفت امروز هیچ نگفته ام تا برخوانم.
لقمان گفت پس بیا و از این نان که بر سفره است بخور و بدان که روز قیامت آنان که کم گفته اند، چنان حال خوشی دارند که اکنون تو داری.


📚 منبع: نورالعلوم شیخ ابوالحسن خرقانی، عبدالرفیع حقیقت، صفحه ۷۷


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عجل فرجهم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 18/10/98 - 10:38
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هدیه دل :
اگر می خواهم من باشم و خدا، باید دیگران را رها کنم
نباید غیری باقی بماند؛ و این قصه “یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود.“ مصداقش اینجاست.
در جایی که غیر خدا، هیچ کس نباشد، آنجا محل مناجات است، حضرت موسی علیه‌السلام که فقط با خدا خلوت داشت؛ وَ قربناهُ نَجیا(سوره مریم؛ آیه ۵۲ )
خدایا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم کرده است
و دورى از تو جامه‏ بیچارگى بر تنم افکنده است
و دل محل داد و ستد نفس و شیطان شده است
فریادس !
نقل قول از: مصطفی دانش (1398/14/17 - 09:14):
عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَحَلِّ الْعُقُودَ، نَقْضِ الْهِمَم
خدا را با فسخ تصمیم ها، و به هم خوردن نیات و باز شدن گره اراده ها شناختم.
نهج البلاغه حکمت 247

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
س، 17/10/98 - 09:14
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
عَرَفْتُ اللهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَحَلِّ الْعُقُودَ، نَقْضِ الْهِمَم
خدا را با فسخ تصمیم ها، و به هم خوردن نیات و باز شدن گره اراده ها شناختم.
نهج البلاغه حکمت 247
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
د، 16/10/98 - 10:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموت بل احیاء ولکن لا تشعرون»«کسی را که در راه خدا کشته شد، مرده نپندارید، بلکه او زنده جاوید است، ولیکن شما این حقیقت را نخواهید یافت. »ایه 154 سوره بقره

در آیه بالا 3 تذکر بسیار مهم درباره شهدا به انسان های دیگر شده است:

1- در پندار و گفتار در مورد شهدا نباید لفظ (مرگ) را بکار برد.

2- حیات شهدا بعد از شهادت برای همیشه جاودان است.

3- ما توان درک زندگی شهدا را نخواهیم داشت. در حقیقت این سوره جایگاه شهید را نشان می دهد، تا جایی که بشر نمی تواند مقام رفیع شهید را درک کند.
نقل قول از: مصطفی دانش (1398/55/16 - 09:55):
مناجات آخر دعای صباح امیر المومنین علیه السلام

دلم را به لرزه در می آورد وقتی شروع به خواندن میکنم هنوز تمام نشده سیل اشکم جاری میشود. خداوند روزیتان کند و توفیق قرائت دهد.

اِلهى قَلْبى مَحْجُوبٌ وَ نَفْسى مَعْیُوبٌ

خدایا دلم در پرده است و نفسم معیوب

وَ عَقْلى مَغْلُوبٌ وَ هَواَّئى غالِبٌ وَ طاعَتى قَلیلٌ وَ مَعْصِیَتى کَثیرٌ

و عقلم مغلوب است و هواى نفس بر من چیره است و طاعتم اندک و گناهانم بسیار است

وَ لِسانى مُقِرُّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حیلَتى یا سَتّارَ الْعُیُوبِ وَ یا عَلاّمَ

و زبانم به گناهان اقرار دارد پس چاره ام چیست اى پرده پوش عیبها و اى داناى

الْغُیُوبِ وَ یا کاشِفَ الْکُرُوبِ اِغْفِرْ ذُنُوبى کُلَّها بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ

نادیدنیها و اى برطرف کننده اندوهها بیامرز همه گناهانم را به حرمت محمد و آل

مُحَمَّدٍ یا غَفّارُ یا غَفّارُ یا غَفّارُ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

محمد اى آمرزش پیشه اى بسیار آمرزنده اى بسیار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

سپاس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
د، 16/10/98 - 09:55
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مناجات آخر دعای صباح امیر المومنین علیه السلام

دلم را به لرزه در می آورد وقتی شروع به خواندن میکنم هنوز تمام نشده سیل اشکم جاری میشود. خداوند روزیتان کند و توفیق قرائت دهد.

اِلهى قَلْبى مَحْجُوبٌ وَ نَفْسى مَعْیُوبٌ

خدایا دلم در پرده است و نفسم معیوب

وَ عَقْلى مَغْلُوبٌ وَ هَواَّئى غالِبٌ وَ طاعَتى قَلیلٌ وَ مَعْصِیَتى کَثیرٌ

و عقلم مغلوب است و هواى نفس بر من چیره است و طاعتم اندک و گناهانم بسیار است

وَ لِسانى مُقِرُّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حیلَتى یا سَتّارَ الْعُیُوبِ وَ یا عَلاّمَ

و زبانم به گناهان اقرار دارد پس چاره ام چیست اى پرده پوش عیبها و اى داناى

الْغُیُوبِ وَ یا کاشِفَ الْکُرُوبِ اِغْفِرْ ذُنُوبى کُلَّها بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ

نادیدنیها و اى برطرف کننده اندوهها بیامرز همه گناهانم را به حرمت محمد و آل

مُحَمَّدٍ یا غَفّارُ یا غَفّارُ یا غَفّارُ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

محمد اى آمرزش پیشه اى بسیار آمرزنده اى بسیار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
پ، 12/10/98 - 08:54
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اگر می‌خواهید همان امتی باشید که «کنتم خیر امّة اخرجت للنّاس»(ال عمران 110)، ارتباطتان را با خدا حفظ کنید.
این دلها را از یاد خدا پُر کنید و به محبت خدا جلا بدهید و به ذکر الهی منوّر نمایید. این، آن کیمیا و آن کبریت احمری است که همه چیز در مقابل آن کوچک است.۱۳۶۹/۰۶/۰۷مقام معظم رهبری
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 11/10/98 - 10:31
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بقیه
حسین‌(ع) و زینب‌(س) چه مقام و جایگاهی نزد خدا دارند، در عین حال، آنان به مشکلات جانکاهی دچار شدند، چرا؟ زیرا بنیان جهان این‌گونه نیست که اگر انسانی کار خیری صورت داد، خداوند بی‌درنگ اجرش را به او بدهد. انسانی که کار خیر می‌کند، احساس آرامش درون دارد، در آینده آرامش به دست می‌آورد و گاه این آینده بسیار دور است. این انسان به راحتی می‌رسد و جزای برتر او نزد خداست. معقول نیست که تو بدهکار و خسته و گرفتار مشکلات باشی و بگویی نماز می‌خوانم و فوراً دیونت پرداخت و مشکلاتت حل بشود. بله، بی‌شک ادعیه در حالات مشخص و با شروط معین و در وضعیت معینی مستجاب خواهد شد. زینب‌(س) این قاعده را به یزید تذکر می‌دهد و به او و همه جهانیان و آنان که در آن مجلس بودند و آنان که بعدها، حتی تا آخر زمان، پا به این جهان می‌گذارند، با صدایی بلند می‌گوید: «کافران مپندارند که در مهلتى که به آنها مى‏دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت مى‏دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند، و براى آنهاست عذابى خوار کنند.» (آل عمران، 178)
----
قسمتی ار سخنرانی منتشر نشده امام موسی صدر در عظمت حضرت زینب
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
https://www.parsnews.com
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 11/10/98 - 10:28
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
عظمت زینب‌(س)
در ابتدا می‌گوید: «الحمدلله ربّ العالمین و صلی‌الله علی رسوله و آله أجمعین صدق‌الله کذلک یقول: ثُمَّ کَانَ عَاقِبَه الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن کَذَّبُوا بِآیَاتِ‌الله وَکَانُوا بِهَا یَسْتَهْزِئُون.» (روم، 10)
این آیه درباره کسانی است که مرتکب معاصی می‌شوند و می‌گویند بر ما واجب است که فقط در قلب ایمان به خدا داشته باشیم و معصیت اثری در ایمان ندارد. می‌گویند که ایمان قلبی کافی است و انسان در اعمالش آزاد است. این منطق نادرست است، زیرا قرآن تأکید می‌کند که ارتکاب معاصی به انکار خدا و کفر خدا و استهزای خدا می‌انجامد.
زینب(س) به یزید توضیح می‌دهد که تو بدینجا رسیده‌ای که می‌گویی: «هاشمیان با حکومت بازی کردند، نه خبری (از آسمان غیب) آمده و نه وحی نازل شده است.» این مسأله نتیجه طبیعی فسق و فجور است، زیرا که یزید در اعمال خود به شرع ملتزم نبود؛ شرب خمر می‌کرد، آبروی مردم را محترم نمی‌داشت. بنابراین، یزید فاسق بود و فسق‌اش به این نتایج انجامید. هرکه منحرف شود و به مسیر منحرف خود ادامه دهد، ناگزیر روزی به اینجا می‌رسد.
زینب‌(س) ادامه می‌دهد که تو راه هر جانبی را بر ما بستی و ما نتوانستیم به جایی برویم. «گمان بری چون گستره زمین و آفاق آسمان را بر ما بستی، چون اسیران به هرسو می‌رویم.> زینب‌(س) به یزید می‌گوید که‌ای یزید، گمان می‌بری که تو بر ما پیروز شدی و ما را بدین شکل گرفتار کرده‌ای و ما اسیر تو شده‌ایم. گمان می‌بری ما نزد پروردگار خواریم و تو صاحب کرامت. گمان می‌بری اینکه ما اسیر شده‌ایم، فضیلتی است برای تو. اسارت ما خواری و نقصی نیست و پیروزی تو کرامتی از جانب خدا برای تو نیست.
«خود را بزرگ پنداشتی و کبر ورزیدی و شادمان و مسرور گشتی.» زینب‌(س) یزید را وصف می‌کند که پیروز متکبر است. انسان متکبر با حالتی خاص گردن خود را می‌گیرد و به اطراف نگاه می‌کند. زینب‌(س) انسان متکبر را این‌گونه وصف می‌کند که شادمانی از اینکه بر ما پیروز شده‌ای، به گونه‌ای که «دیدی که دنیا در دستان توست، کارها بر وفق مرادت است و حکومتی که حق ما بود، در اختیار تو قرار گرفته است.» در این هنگام تو احساس قوت و فخر و غلبه داری. زینب‌(س) می‌گوید که اندکی درنگ کن، آنچه می‌بینی امتحانی از جانب خداوند است؛ زیرا خداوند پیروزی را مختص نیکوکاران نکرده است. هرکس که تلاش کند و هرکس که بجنگد، اگر از راه درست اسباب و مسبب قدم بردارد، به نتیجه خواهد رسید. باید به این نکته التفات داشته باشیم که خداوند الزاماً انسانی را که در راه خیر قدم برمی‌دارد، بلافاصله پیروز نمی‌کند.

خیرِ حقیقی در مال نیست، در دنیا نیست، چه بسا آدمی در این دنیا متمکن و راحت نباشد. ممکن است زنی در این دنیا راحت نباشد، اما اجر عظیمی در آخرت داشته باشد. اگر بگوییم که انسان اگر در راه خیر قدمی برداشت، بلافاصله، در عوض‌اش مالی کسب می‌کند، در این صورت، دین ارزشی ندارد. آیا این‌گونه نیست؟ اگر فرض بگیریم که خداوند به هر نمازگزاری پولی عطا می‌کند و تارک نماز از دریافت این پول محروم می‌شود، همه مردم نمازگزار می‌شوند اما نمی‌توان برای نماز قیمتی گذاشت. اگر خداوند هر دروغگو و منافقی را فوراً تنبیه کند، مردم دیگر جرأت عمل شر نخواهند داشت. در این صورت، همه خوب می‌شوند. اما: «لِّیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَن بَیِّنَه وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَن بَیِّنَه» (انفاق، 42) انسان نیکوکار نباید لزوماً در انتظار مال و احترام و جاه باشد. گاه انسان در راه خیر متحمل سختی‌ها و مشکلات می‌شود. دنیا چه ارزشی دارد، اگر همه دنیا را به ما دهند و اجر اخروی را از ما گیرند و کمال نفس را از ما گیرند و آرامش روان را از ما گیرند، چه ارزشی دارد؟
حسین‌(ع) و زینب‌(س) چه مقام و جایگاهی نزد خدا دارند، در عین حال، آنان به مشکلات جانکاهی دچار شدند، چرا؟ زیرا بنیان جهان این‌گونه نیست که اگر انسانی کار خیری صورت داد، خداوند بی‌درنگ اجرش را به او بدهد. انسانی که کار خیر می‌کند، احساس آرامش درون دارد، در آینده آرامش به دست می‌آورد و گاه این آینده بسیار دور است. این انسان به راحتی می‌رسد و جزای برتر او نزد خداست. معقول نیست که تو بدهکار و خسته و گرفتار مشکلات باشی و بگویی نماز می‌خوانم و فوراً دیونت پرداخت و مشکلاتت حل بشود. بله، بی‌شک ادعیه در حالات مشخص و با شروط معین و در وضعیت معینی مستجاب خواهد شد. زینب‌(س) این قاعده را به یزید تذکر می‌دهد و به او و همه جهانیان و آنان که در آن مجلس بودند و آنان که بعدها، حتی تا آخر زمان، پا به این جهان می‌گذارند، با صدایی بلند می‌گوید: «کافران مپندارند که در مهلتى که به آنها مى‏دهیم خیر آنهاست. به آنها مهلت مى‏دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیف
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
https://www.parsnews.com
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 13/09/98 - 16:52
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
قد بکش تا بالای ابرها
من خیال می کنم دلیل این که نوزادها زود قد می کشند و بزرگ می شوند، این است که مدام در آغوش مادرشان هستند یا در آغوش پدر، خاله، مادربزرگ... خلاصه آدم هایی که خالصانه و از روی محبت عمیق آدم را بغل می کنند.
بزرگ تر که می شوند یاد می گیرند مستقل باشند و خودشون گلیم شون از آب در بیارند
با سختی وگرفتاری ها باید دست و پنجه ، نرم کنند و قد بکشند البته همه هم قد نمی کشند نه اینکه کوتاه باشند نگاه می کنی بزن بهادری شده اند و هیکلی هستند ولی باور کنید خیلی هاشون هنوز کوتوله اند...
حالا چرا عیب سر مردم می زاریم؟ بماند تا براتون بگم ...
انسان ها باید به نور برسند تا قد بکشند و رشد کنند
مثل گل و گیاه
ولی این نور با اون نور فرق داره
نوری که آدم ها باید براش بکوشند خالص و خالصه و فقط از طرف خدا میاد
ولی ما "تسلیم "خدا نیستیم با اینکه درشناسنامه "مسلمان" قید خورده ایم !!!
مشکل چیه ؟!!توهم
توهمی که گمان می کنیم در واقع ایمان آورده ایم و به جایی رسیده‌ ایم!و خدا چه طوری داره به ما مباهات می کنه و خدا خجالت زده ما در این همه بندگی و عبادته !این حباب کسی شدن ،خطر ناک ترین حالت انسانی است که و عامل انهدام خودمان و نابودی بقیه است نه تنها منبع نور به روی خودمان می بنیدیم بقیه گرفتار میکنه...
ی جوری خدایی می کنیم که بندگی هیچ کی قبول نداریم !!!حتی خالق هستی یعنی خدا ... قرآن در این‌باره می‌فرماید: «الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِک...» (نساء/60)
اینجاست که کج خلقی ها و دل نگرانی های رفتاری های ما نمود می کنه
((زیرا آدم هایی دچار توهم نیستند مدام به هیچ بودن خود، بیشترپی می‌برند" امام‌رضا(علیه السلام) فرمود: عاقل خودش را بدتر از همه می‌دانند و می‌گوید: دیگران عیب‌شان ظاهر است ولی عیب من پنهان است،پس افتادگی دارد. (لَا یَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ أَتْقَى...؛ تحف‌العقول/443)" ))
حالابا این گروه گرد و قلمبه متوهم مغرور چطور تا کنیم ؟!
خدابه کمک می آیدو با بلاها به فریادمون می رسه . اینجوریه که بلا میشه بلاگردون ما برای ضرر بزرگتر حالا این حدیث با دقت به گوش دل بسپاریم ،امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: (وَ لَکِنَّ اللَّهَ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ... إِخْرَاجاً لِلتَّکَبُّرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ‏ نهج‌البلاغه/خطبۀ 192) خدا انسان را به انواع بلاها گرفتار می‌کند تا تکبرش را خارج کند و در جان، تذلل بوجود آورد.
اصلا ما ها با رنج، بلا و شکر در مسیر نور قرار می گیریم اینجوریکه "رنج، با انسان‌بودن ما همزاد است" چون انسان-برخلاف حیوان و فرشته- همیشه در حال انتخاب یک علاقه و جداشدن از علاقه‌های دیگر خود است و «جداشدن از علاقه» یعنی رنج!
نگو پس لذت کو ؟! لذتی تو این دنیا معنا نداره همش زاییده رنج و گرفتاریه
رنج در زندگی ما "قطعی" است در آن تردید نکن! گاهی بیماری ، گاهی کمبود های مادی و معنوی گاهی از دست دادن عزیزان و هزار شکل دیگه که ما هر کدوم به اندازه مساوی از اون رنج می بریم قرآن می‌فرماید: ما انسان را در رنج آفریده‌ایم (بلد/4)
تازه، علاوه بر رنج‌هایی که متعلق به همۀ انسان‌هاست(مثل رنج پیری) طبق روایات، رنج مؤمنین بیشتر است. مثلاً در روایت داریم: همواره کسانی از اهل خانه، همسایگان، کفار، منافقین یا شیاطین هستند که مؤمن را آزار می‌دهند(مَا أَفْلَتَ الْمُؤْمِنُ مِنْ وَاحِدَةٍ... مُؤْمِنٌ مِثْلُهُ یَحْسُدُهُ...)
نگو این همه بدبختی برای چیه ؟!
اینجوریه که طبق آموزه های دینی می گه اگر اوضاعت پیچیده شد بگو: "خدایا من کجا تکبر کردم و متوجه نبودم؟" بهترین وسیله برای رهایی از تکبر و نابودکردن آن، اتصال به نبع اصلی نورپیدا کن ، یعنی نماز و سجده‌های طولانیو استغفار. اگر درخودمان کوجکی یافتیم ، خیلی از بلاهای ما از بین می‌رود.
حالا اینها یک چیزه و اینکه گرفتاری ها مشتاقانه قبول کنه و توجه خدا بداند... حتما یک شکل دیگه است «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى وَ الْبَصیرُ أَ فَلا تَتَفَکَّرُون» (انعام/50)
به یقین روزی همه را نشانه عشق به خدا ببینیم وبفهمیم که این بلا و گرفتاری همش رویش است و خودمون در آغوش مهر بدانیم ..دیگه رنگ زندگی مون عوض میشه .زیرا تنها عشق است که می تواند آدم ها را بیشتر از دوران بلوغ، بزرگ کند...و این بزرگ شدن با قد کشیدن ظاهری بسیار فرق دارده
آن قدر بزرگ که دست ها به آسمان میرسه. در حدیث قدسی آمده: "من احبنی ابتلیته؛ هر که مرا دوست بدارد، مبتلای بلای من شود"
پس مواظب باشیم دربلاها کوتاه نیایم چون دستمون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ج، 08/09/98 - 09:23
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: هوشنگ رحیمیان (1398/50/07 - 22:50):
نقل قول از: میم الف (1398/44/06 - 16:44):
... ...


احسنت.افرین.
. باسلام ‌وادب‌سپاس استاد ممنون که‌متنم‌خواندید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)