پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: تکریم انسانی یا حقوق شهروندی
شرح پرسش: «شهروند کيست و چه حقوقي دارد؟»
«آيا حقوق بشر و حقوق شهروندي دو مقوله ي مترادف هستند يا متفاوت؟»
«آيا اين مفهوم جديد است يا قديم؟»
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: دوشنبه، 20 بهمن 1393 - 10:01:52 تعداد بازدید: 1855 تعداد پاسخ: 199
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ی، 30/06/99 - 09:50
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﻠﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺎﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺳﺎﻟﻢ ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺍﺳﺖ .
ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻫﺮﻛﺎﺭﯼ ﻧﻤﯿﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻌﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ !
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ " ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺏ !"
ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺑﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯿﻜﻨﯽ ﻭ ﭘﺎﯾﻪ ﻭ ﺍﺳﺎﺳﺶ ﺍﺯ " ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ " ﺷﻜﻞ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ...
ﻛﺴﯽ ﻛﻪ ﭼﻬﺎﺭﭼﻮﺏ ﺩﺍﺭﻩ، " ﺍﺻﺎﻟﺖ " ﺩﺍﺭﻩ ...
ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺭﻭ ﻧﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺧﺮﯾﺪ، ﻧﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺍﺩﺍﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﻧﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺑﺰﻙ ﻭ ﺩﻭﺯﻙ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪ !
ﺍﺻﺎﻟﺖ ﯾﻌﻨﯽ
ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻛﻨﯽ،
ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺩﻝ ﺑﺸﻜﻨﯽ،
ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺩﻭﺭﻭ ﺑﺎﺷﯽ،
ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺪﯼ ....
ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﻋﺮﺿﮕﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﺳﻤﺶ " ﺍﺻﺎﻟﺘﻪ "...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 05/06/99 - 19:22
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
مظلومی به نام پوشش

بهترین تبلیغ برای حجاب صحبت نکردن مستقیم درباره آن است.چون در ترویج فرهنگ حجاب و عفاف از اول انقلاب تا کنون می لنگیم
با اینکه امر به معروف و نهی از منکر تنها مختص پوشش نبوده و شامل همه حوزه‌ها است
اگر مردم بداند از حق خود در بسیاری از زمینه‌ها کوتاه نمی‌آمدند. طبق سفارش رهبر انقلاب، مهم‌ترین حوزه این فریضه تذکردهی به مسئولان است.
در کشور 20 تا 25 دستگاه وجود دارد که متولی مساله پوشش هستند و متاسفانه بین آنها فهم مشترکی وجود ندارد.و این است وضعیت افسار گسیخته پوشش ...
ازآب گل آلود عدم فهم مشترک همه معتقد اند بیشترین سود به سراغ سرمایه‌دارانی میرود که از راه‌اندازی شبکه‌های زیرزمینی تولید و واردات قاچاق این لباس‌ها می آورند و برای این کار مانکن‌های خیابانی و فشن‌استایل‌های اینستاگرامی را به خدمت گرفته‌اند.
و دست تولیدکنندگان رسمی و شناسنامه‌دار کشور در پوست گردو است.
در خدمت خیانت فرهنگی همه دخیل اند تعجب نکنید:

-رقابت مانکن‌های ویترین‌ها و مانکن‌های سیار خیابانی
- رسانه ملی که برای نشان دادن بدبختی و مشکل دار بودن فکر می کنند می توانند راحت زن چادری را جلو بکشند
- وضعیت بازار یک بام و دو هوایی که فروشنده‌ها می‌گویند فروختن مانتوی جلو باز از سوی اتحادیه ممنوع اعلام شده است و در صورتی که این مانتوها را بفروشند با آنها برخورد می‌شود، در حالی که در اکثر مغازه‌ها در رگال پشتی مغازه این مانتوها به فروش می‌رسند؛ مانتوهایی که حالا نام شیشه‌ای به خود گرفته و توری است بدن‌نما!
- قیمت چادر مشکی در کشور سر به فلک کشیده و توان خرید قشر چادری را گرفته است

از عاشورا باید درس گرفت و نسبت به جامعه حساس بود و آن‌هایی که می‌گویند امر به معروف و نهی از منکر به ما ربطی ندارد در مسیر خلاف امام حسین علیه السلام در حرکت هستند
حرف زدن و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب باید به چه شکل باشد؟ این سؤالی است که سال‌ها در جوابش ناتوان مانده‌ایم:اینکه گشت ارشاد می‌گذاریم تایک خانم به مردم تذکر حجاب بدهد دیگر معنا ندارد
همه نسبت به یکدیگر مسؤول هستند.، «کُلُکُّم راعٍ و کُلُکُّم مَسول اند عینیت یافت و اگر ماسک نزنیم و شیوه نامه‌های بهداشتی را رعایت نکنیم و دیگران را مبتلا کنیم در قبال همه مبتلایان مسؤول هستیم.
امروز با استفاده از فضای مجازی و ارسال عکس، حدیث و فیلم به صورت ناشناس و بدون تنش و درگیری فیزیکی نه تنها یک نفر بلکه جمعیت زیادی را در یک لحظه می‌توان امر به معروف و نهی از منکر کرد
,جرای نذرها و وقف‌های فرهنگی در حوزه عفاف و حجاب ازجمله اقداماتی است که مردم باید خود جوش راه بیندازند تا دستگاه‌ها عرصه عفاف و حجاب به خود بیایند ....

"لا خیر فی لیسوا بناصحین الناصحین"
" قومی که ناصح نباشند و نصیحت‌کنندگان را دوست نداشته باشند، هیچ خیری در بین آنها نیست"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
س، 14/05/99 - 18:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اینه دار نبودن :
در خیال خود چون اسبی سرکش در تقدس واژه ها به این سو و آن سو می زدم ناگهان سیر شدم از این همه تکرار
انگار گیر کرده ام میان هوس
نه میان قفس
شاید هم میان نفس
باحوصله آرام افسار را برگردنش سوار می کنم و قدم به قدم باهاش میام گرمی بدن من و اسب ام همه از خستگی فریاد می زند
امان از حادثه ها
امان از فاصله ها
امان از غربت ها
گرما هر دو ما رااز تب و تاب انداخته کنج سایه ای و جرعه ای آب راه فراری برای نجات از سراب است چه سرابی بد تر از غرور،تکبر، خودبینی که اینها همه مانع آینه دار بودنت شده
به چشمه میرسم از شدت عطش وسط آب میروم و مشت مشت آب می نوشم
چه آب زلالی
چه خنکی عجیبی
چه صفایی دارد این همه شفافی و طراوت
آب که هر دو ما راآرام میکند من خیره میشوم در آب وای چقدر پیر شدم به خودم که در میان آب است می خندم می گم از بس دیدمت ازت سیر شدم
دوباره در آب نگاه می کنم دیگه تصویر من نیست
آب صدا می دهد آینه بی تصویر می خواهی نمی شود من اینجا زنگار می شورم و صفا می دهم تو چرااز دیدن حقیقت دلخوری ؟!
سکوت و فکر همه خانه دلم را می گیرد
بعد آرام بخود می گوییم مگر قرار نبود تصویر هر چه غیر اورا پاک کنی پس دلتنگ چه هستی روی زمین پهن می شوم از لابه لای شاخه ها نور نفس گیر و حرارت خورشید را می بینم با خود می گویم عجب سخت است در این همه نعمت غرق باشی و هنوز صاحب خانه را نشناسی !
کاش قفس دیوار تنهایی من بدون شیشه خورده آینه دار تو می شود بماند !
همین
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ش، 24/03/99 - 17:52
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آدم‌ها زندگی می‌کنند
انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند!
آدم‌ها می‌شنوند
انسان‌ها گوش می‌دهند!
آدم‌ها می‌بینند
انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند!
آدم‌ها در فکر خودشان هستند
انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند!
آدم‌ها می‌خواهند شاد باشند
انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند!
آدم‌ها،اسم اشرف مخلوقات را دارند انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند!
آدم‌ها انتخاب کرده‌اند که آدم بمانند انسان‌ها تغییر کردن را پذیرفته‌اند، تا انسان شدند!
آدم‌ها می‌توانند انسان شوند
انسان‌ها در ابتدا آدم بودند!
آدم‌ها ... انسان‌ها
آدم‌ها آدم‌اند
انسان‌ها انسان!
اما
آدم‌ها و انسان‌ها هر دو انتخاب دارند
اینکه آدم باشند یا انسان ، انتخاب با خودشان است
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
پ، 22/03/99 - 19:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
وقتی فردی شما را آزار می دهد، شما را کوچک می کند و اجازه نمی دهد شما در بهترین حالتی که می توانید باشید و دائما حال شما را می گیرد، دیگر جایی برای احساساتی بودن نمی ماند. احساسات درخور عشق و مهربانی است، درخور کسانی ست که اهرم های مثبتی در زندگی شما هستند. احساسات خود را برای کسانی نگه دارید که نسبت به شما با مهربانی و احترام و منزلت رفتار می کنند. احساساتتان را خرج کسانی که سعی در تخریب شما دارند و نمی خواهند به شما اجازه رشد دهند، نکنید!
لیلیان_گلاس
کتاب آدم‌های_سمی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 31/02/99 - 09:11
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
احساس‌ات را قورت بده!
------
شاید شما هم جزو کسانی باشید که بعد از فروخوردن خشم یا فروکش کردن هیجان‌تان بارها از خود پرسیده باشید که چرا تصمیم نابجایی گرفته‌اید یا اقدام ناپسندی ازشما سر زده است؟

قلقلک احساسات و عواطف ابزاری برای تزئین باورهای باطل، یکی از مهم‌ترین روش‌های شیطان برای پاک کردن نیروهای ایمان از صفحه قلب، و جایگزین ساختن پندارهای باطل و اندیشه‌های بی‌اساس به جای آن است: إِنّ الّذینَ ارْتَدّوا عَلى‏ أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشّیْطانُ سَوّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى‏ لَهُمْ ؛)محمد ایه 25) "کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برایشان، به حق پشت کردند، شیطان کردارهای زشت و باورهای باطل را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است".

با توجه به تأثیرگذاری سریع‌‌تر. عواطف ما که تحریک میشود، بسیاری از قیدوبندهای عقلانی فرایند تصمیم‌گیری‌تصحیح نیز سحر باطل شد بر آن می خورد

از این هیجان زدگی ناراحت شده ایم و به جای اینکه میزان اشراف خود بر موضوع را برای گرفتن یک تصمیم عقلانی بالا ببریم، بی‌اختیار با بازنشر و هشتگ و پسندیدن و نظردادن بر هیمه این آتش بیشتر دمیدیم و شد آنچه نباید می‌شد. حالا اجازه بدهید یک گام به عقب‌تر باز گردیم. اگر بار دیگر با پیام‌های مشابهی از این دست روبه‌رو شدیم چه کار باید کرد؟

انسان به طور فطری از باورهای باطل می‌گریزد و این دسیسه شیطان است که آنها را می‌آراید، تا بدان جا که نقطه مقابل حقیقت نیز زیبا جلوه می‌کند و پذیرفته می‌شود. شیطان در وسوسه و تزئین، مهارت زیادی دارد و آرایشگر ماهری است و کالاهای زشت و نامرغوب خود (گناهان و چیزهای باطل) را زیبا و جذاب نشان می‌دهد، تا مورد پذیرش ما قرار گیرد. به عنوان نمونه، کدام عقل می‌پذیرد که انسان گوساله را پرستش کند؛ ولی سامری در غیاب حضرت موسی، گرفتار وسوسه تزئین شیطان شد و قوم بنی‌اسرائیل را گوساله پرست کرد.(طه آیه 88)

امروزه کافی است برای یک لحظه احساسات خود را کنترل کرده، شست مبارک را از گوشی موبایل دور کرده و برای چند دقیقه‌ای این سؤالات را درباره پیام و حادثه‌ای که با آن روبه‌رو شده‌اید بپرسید. قوای عقلانی شما که به‌کار بیفتد، تصمیمات شما هم کمی تغییر خواهد کرد.

1- آیا همه داستان همین است؟

2- چه‌کسی این پیام را تولید کرده و به چه منظوری آن را انتشار داده است؟

3- این پیام به چه کسانی قدرت می‌دهد؟ احتمالا پای منفعت چه کسانی می‌تواند در میان باشد؟

4- چه ابزار رسانه‌ای در حال انتشار آن است؟ این ابزار چقدر اعتبار منبع دارد؟ به اطلاعات آن چقدر می‌شود اطمینان کرد؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ی، 17/01/99 - 09:42
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
رخه انکار

فکر می کردیم این اصطلاح « کی داده کی گرفته »، فقط برای مهریه است. ولی کم کم دیدیم که نه بابا اینجوریام نیست. این « کی داده کی گرفته »، در خیلی جاهای دیگه هم برای برخی از ما ایرانی ها، کاربرد داره.

از جمله برای همین کرونا.

می گیم « کرونا رو کی داده کی گرفته » یک جماعتی از ترس قرنطینه و تعطیلی مدارس و دانشگاه ها می زنیم به دل جاده!

همین میشه با تمام اصرار مسئولین به خانه نشینی در شرایط حاد کرونایی مردم پا میشن می روند ددر ، چرا نداره چون مردم احساس می‌کنند در معرض اطلاعات صحیح قرار ندارند و اطلاعات درست و به موقع به آنها ارسال نمی‌شود، نتیجه این کار تنها بی توجهی مردم به مسئولان جامعه است

و خطرناک‌تر از این امر پاسخ مثبت مردم به شایعات است یعنی تمام شایعاتی که در مورد کرونا در جامعه می‌چرخد در حال گرفتن پاسخ مثبت از سمت مردم است.

پس مسئولین از انکار بی خیالی برای خیلی از پیشگیری های اولیه در میاند و بعد از کلی جلسه پشت در های بسته تدبیرمی کنند با مردم به طور شفاف در این زمینه صحبت کنند اگر اطلاعات درست و به موقع به مردم بدهیم قطعاً می‌توانند جو روانی جامعه را کنترل کنند.

نه به اونایی که از ترس کرونا می رن الکل صنعتی می خورند تا کرونا بهشون اثر نکنه. انصافا جواب هم گرفتند. چون قبل از این که کرونا بهشون اثر کنه، از دار دنیا می رن.

یه همکاری داریم که می گفت فامیل دورش که زخم معده داشته، دواگلی خورده و جواب هم گرفته! ما کلی خندیدیم. الان با شنیدن این خبرها، موندم تمدن چند هزار ساله رو کجای دلم بذارم؟!

برادرم می گفت :خودش رو کشته تا گزارشی رو راس تاریخ برای رده مافوق ارسال کنه.بعد کلی دلشوره زنگ زده مافوق با تردید میگه آقا گزارش من ایراد داشت چون هنوز نتیجه را ارسال نکردید اون طرف با بی خیالی می پرسه چقدر عجولی! نه جانم صبر کردیم چهل و هشت ساعت بگذره، بعد بریم سراغش! شاخک هات هم نجنبه چون از ترس کرونا می خواهیم خیالمون راحت بشه که ویروس کرونا روی گزارشتون نمونده!بعد هم شما اولین نفری هستی که گزارشت در اولین فرصت ارسال کردی بزار بقیه هم بفرستند تا آخر هفته نتیجه می گم اینقدر هم سرعت عمل لازم نیست نکنه دنبال مدال کارمند نمونه استانی !.بعدش هم با لحنی که اینقدر هم روند کاری مهم نیست میگه : راستی هنوز تو اداره شیفتی میای یا دور کاری گذاشتند ؟!بنده حدا که انگار گزارش اش به جوی آب رفته می گه : هر چی شما دستور بدید ....

تو خیابون می رفتم که دیدم تجمعی نزدیک یک پاساژ جمع اند دو نفر توی خیابون گلاویز بودند. چند نفری تلاش برای جداکردنشون داشتند. بعدکنجکاوی زیاد فهمیدم که طرف بدون ماسک سرفه کرده، اونم داره می زنتش که من اگر کرونا بگیرم کی جواب زن و بچه مو می ده؟! اون بی خیال روح حساس طرف گفته :« کرونا رو کی داده کی گرفته »

دوستی دارم پرستار بیمارستانه.بعد چند وقت بی خبری بهش زنگ زدم کلی احوال پرسی و درو دیوار به هم چسبوندن گفتم راستی «کرونا رو شکست دادی؟! »انگار داغش تازه کرده باشم برام گفت مگه الکیه اینها شعاره تو عمل هنوز زیر ساخت های بهداشتی ما خیلی ضعیفه و به این سادگی ها نیست.
گفت دیشب فردی پدر پیرش را به بیمارستان آورده که بعد از تصویربرداری از ریه ها، معلوم می شه کرونا داره. پدره رو بستری می کنند. بعد می گفت پسره دیده باباش نفس تنگی و تموم علائم کرونا رو داره، نکرده یه ماسک بزنه دم دهن پدرش یا خودش. بعدشم که پدرش رو بستری کردیم. اصرار می کرده که ده دقیقه باهاش کار داره!
همین بنده خدا از مریضی تعریف کرد که وقتی فهمیده کروناش مثبته، از بیمارستان فرار کرده!

در این جریان باید پذیرفت که کرونا به عنوان یک واقعیت وارد جامعه ما شده و در حال حرکت با سرعت به سمت جلو است. یکی از عوامل تشدید ترس از کرونا، مدیریت شلخته نظام اجتماعی ما است، عامل دوم این امر عدم شفافیت و اطلاع رسانی صحیح، درست و به موقع به مردم و عامل سوم وجود چرخه انکار در نظام اجتماعی است. حالا مرتب بگو :« کی داده کی گرفته ».
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
https://www.irexperts.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ی، 05/08/98 - 10:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
*دکتر الهی قمشه ای خیلی زیبا گفت ....*

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی ! ! !
اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه !

وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه،برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .
دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...
خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه...
طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه...
همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.
اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.

شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند..
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با سلام
اصولا شهروند به کسی گفته می شود که در یک موضوع و یا کار با شما حق و حقوق یکسانی دارد، و اگر یک از طرف های آن را رعایت نکند باعث ناراحتی و آزار دیگری می شود.
- حقوق شهروندی اجباری نیست و شما می توانید ار آن سر باز زنید، تا موقع که موقیعت اجتماعی شما را زیر سوال نبرد و حقوق بشر در سطح بزرگتری از یک جمع مطرح است و در بعضی مواقع متخصصین امر موضوع حقوق شهروندی را به آن ربط می دهند و حقوق بشر اغلب قوانین مستند دارد و در بعضی مواقع در بین جوامع ملل به تفاهم رسیده و امضا می شود ولی حقوق شهروندی یک کار امر دواطلبانه است و اگر انجام شود محبوبیت فردی می آورد مثلا دیروز در ورزشگاه آزادی بعد از بازی بانوان شروع بع جمع اوری زباله ها نمودند که وظیفه اجتماعی آن نبود و اگر انجام نمی دادن کسی بر آن خرده نمی گرفت. اما در حقوق بشر اگر موضوع مورد تفاهم انجام نشود از طرف سایر اعضا به اعتراض کشیده می شود مانند آزار کودکان ....
مفهوم با قدمت داری است
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ج، 19/07/98 - 19:32
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نفرین بر تو ای جنگ و زوزه شغال های صهیونیست آن ، نفرین بر تو ای جنگ و نعره دیو های داعشی آن ، نفرین بر توای جنگ و غار غار کلاغان دروغ ساز رسانه های جهانی که همگی لبان فطرت انسانیت را بهم دوختید تا ثمره این جنگ برایتان زنان و دختران فاحشه ای شود که بزک کرده رنگ و لعاب برای اربابان قدرت شوند و ننگ آزادی را برای همه جهان مخابره می کنند .
بیچاره آینده زیبا ی خانواده های جنگ زده که به راحتی زیر چکمه زر و زور و تزویر زنده به گور می شود فقط این آه من است که همراه آه و گریه های آهسته تک تک آن ها ذهن ام را آشفته کرده تا گوشه نگاه خدا با ما چـــــه ها کند؟!
مویمان سپید شد
رویمان سیاه ماند
با سیاه کاریی چنین
ما چگونه آرزو می کنیم
باز آن بهشت سبز را؟!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ج، 19/07/98 - 19:30
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زنجیر جنگ :
می خواستم از خشونت وارد شده به زنان و با نوان بنویسم ولی هر چی فکر کردم تصور ذهنی ام از خشونت چیزی جز نشان دادن قدرت نبود که آن هم بر لجنزارمنیت ها و فقط برای هویدا کردن ضعف ها و بی منطقی ها رتگ و بوی برای آن نساختم
بزار با خود صادق باشم ومراتبی از آن را که هر روز می بینم مرور کنم :از توقف ماشینی که تو را برای آمدن تاکسی دل‌نگران می‌کند تا خشونت نوع نشستن هم وطنی که سهم کمتری از صندلی تاکسی به تو می‌دهد تا تمام مسیر خودت را مچاله کنی، معناهای ساده این کلمه مخوف است .البته خشونت را زمانی احساس می‌کنی که با تحصیلات برابر در برنامه استخدامی سازمان‌ها اولویت نداری و در یک کلام خشونت هم مثل ما مدرن شده‌اند. در باب خشونت و طغیان‌گری نمی‌توان تنها انگشت اتهام را به سوی مردان گرفت که گاهی ساده انگاری ها ، عدم اطلاع کافی و هزار توهم دیگر از زیبایی و به رخ کشیدن گوهر وجودش در قالب به روز بودن که نشانه کمبود محبت است خود جامعه زنان را محکوم می کند
ولی ما را چه می شود که دو گوهر کم یاب جهان مادری، دختری که از زيباترين خلقت هاي جهان ، هميشه قابل احترام است. با صفتی به نام "ضعیفه" در دست مردان حقیرمی کنیم ؟
به یاد مادرمان حوا افتادم گفتم هر چه میکشیم از دست مادر بودن اوست درهمین فکر بودم که گفتم باید پای صحبت زنان با مادرشان حوا نشست تا داستان درست فهمید
حوا با چهره ای مهربان گفت :خدا نیازی به وجود انسان نداشت ولی فاش می گویم ماآدمیان را از سـرناز آفریدو نور ، شکوفه و خوشبختی آدمیان را به وجود زنان سنجاقک کرد تا از دامن زن ،مرد معراج را دریابد .
من و جمعی از سر شوق محکم برایش دست زدیم
زنی با صدای خسته ، و گرفته از گوشه ای بلندشد گفت : نه خانم حوا این حق ما نیست ناز کجا بود من هر چه دیدم ظلم بود ظلم ...
انگار نمی بینی جای ناز کردن را از ما گرفته اند این جنگ ، نامردی ،قدرت طلبی هویت ما را لگد مال کرده است .
حوا را دوباره دیدم با افسوس ادامه داد : می دانی دخترم معنای زندگی را خود و برادرات دگرگون کردید اگر نه زندگي چيزی به جز چيدن يك سيب از سر شاخه ی دستان خدابرای ما معنا نداشت ؟! ولی تحجر، فریب ، سیاست زدگی و دینا طلبی و بد تر همه دین فروشی بچه هایم را چه کنم، که درشعله های جنگ هرچه که شد لطافت دخترانم را پر پر کرد
بعد با سوز گفت :سکوت زمان را چه جواب دهم که به صبوری مادران و دختران راکدامین کوه شانه خواهد بود که توحش و خشونت زمین را جای نا امنی برایتان کرد
احساس درد در کمرم پیچید تکان خوردم سر نوشته هایم خوابم برده بود
اووووه همه این همنشینی با حوا را در رویا می دیدم و هنوز نوشته خشونت برای زنان را تمام نکرده بودم
این متن بوی خون ، و برده داری جنسی می دهد
دوباره می نویسم بیچاره زنان که در کشور های جنگ زده اطراف زندگی می کنند در جنگ شوهر و پدران خود را از دست داده اند بر بی پناهی آنها تامین مایحتاج خانواده قوز بالا قوز است
ترحم بر انگیزتر آنکه فردی که تا قبل از این هرگز در محیط های مردانه فعالیت نکرده باید سرپرست خانوار شود و بی پول شتری است که دم خانه یا بهتر بگویم آواره های او نشسته و مسلم است که نگاه فرزندان گرسنه خود را تاب نمی آورند. و تنها تکیه بر توانایی و مهارت های زنانه برای کسب درآمد کافی نیست .
البته پیداست که بسیاری از آنان هم قربانی خشونت ها و تجاوزهای جنسی از سوی افراد مختلف چه دشمن در خاک مثل داعش ، یا مردان بی غریت هم وطن می شوند
بسیاری هم کلید خوشیختی را فرار به سمت جاده های اروپا می یابند و خاطرات تلخ نیروهای امنیتی و قاچاقچیان انسان را در حافظه تاریخ زنان یادگارمی گذارند که در ازای تن فروشی پیشنهاد کمک می گیرند . و این زنجیر بردگی جنسی بسیار فجیع تر از بمب هسته ای نسل بشری را نابود می کند کاش همگان بدانند .
و کاش بجای اختراعات ریز درشت تسلیحات کشتار جمعی این بزهکاران با نقاب های نجیب "خوشبختی" از دست رفته زنان ، دختران و نوزادان جنگ را کشف می کردند و از پشت عینک ساده انگاری به فاجعه انسانی این کشور های جنگ زده نگاه نمی کردند
این اپرای جنگ جز هراس در دامن زنان و دختران چیزی را هدیه نیاورد
جنگ و نزاع که باران نفرت و خشونت در دلشان بارید و بذر وحشت پاشید و جهل و خرافات درشیوه پر تکرار ننگ و کینه را درو کرد و عشق و عدالت را در مقتل دین فروشی حقیقت صادق کرد
نفرین بر تو ای جنگ و زوزه شغال های صهیونیست آن ، نفرین بر تو ای جنگ و نعره دیو های داعشی آن ، نفرین بر توای جنگ و غار غار کلاغان دروغ ساز رسانه های جهانی که همگی لبان فطرت انسانیت را بهم دوختید تا ثمره این جنگ برایتان زنان و دختران فاحشه ای شود که بزک کرده رنگ و لعاب برای اربابان قدرت شوند و نن
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://نوشته خودم در خصوص حرمت انسانی زنان و دختران کشور های جنگی
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
د، 25/06/98 - 10:21
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
چرا بهبودی حاصل نمی شود؟
این بدعت ها همیشه یاداوری می شود اما بازهم ساعت 12شب، سنچ و طبل مزاحم همه می شود!!!
پاسخ:
سلام عدم آموزش درست وهدفمند و هراس از اصلاح باعث ایجاد خرافات و تکرار بدعتها است
-توهم عاطفی. توهم دینداری وتوهم دانایی موجب سلب امتیاز اعتدالگرایی و فهم ودرک درست از رفتارهای جامعوی است
قطعا دراین باره بزرگان حوزه ی دین باید درایت بیشتری برای لغو و تقبیح چنین رفتارهایی بخرج دهند ومردم نیز اینگونه رفتارهارا بخاطر امام حسین و سید الشهدا تحمل نکنند واجازه بدعت را به هیچ فرد و گروهی ندهند. دستگاه قضا و مدعی العموم بویژه دادستان هم باید براین رفتار بزه آمیز ،جرم وحکم تعیین کنند. ونیروی پلیس بتواند این توان حمایتی و اقتدار را برای برخورد با اینگونه جرائم داشته باشد
به هرحال مردم آزاری مردم آزاری است چه باصدای نوحه و طبل عزا چه با نعره ی مست خیابانی وعربده و شیش وهشت و عربده کشی و...
آنچه که پیداست مردم باید دراین باره تکلیف شرعی وقانونی خود را بدانند و برای آن واکنش نشان دهند. واین روشنگری وشفاف سازی به عهده ی مراجع. علما ونخبگان. ودستگاه قضا وپلیس است.
خدا عاقبت مارا بخیر کند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://dayeremina.blog.ir
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
ی، 17/06/98 - 19:29
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اگر بشنوید؛



اگر به شما بگویند که مملکتی در آن سوی آبها وجود دارد که کلا اقتصاد آن را دلال ها و راهزنها و دزدان دریایی می چرخانند چه می کنید؟

اگر بشنوید که در آن سوی آبها شهری است که در پارلمان آن عده ای مانند لمپن ها و کلاه مخملی ها به جای مباحث حقوقی و ارائه نظرات دقیق علمی و سیاسی وقت مجلس را به لودگی و هوچیگری و پرچم آتش زدن و فحاشی به دیگران می گذرانند چکار می کنید؟ تأسف می خورید؟

اگر به شما بگویند کشوری در پشت کوه قاف وجود دارد که از صبح تا غروب قانون تجارت و اقتصاد و امور بانکی و بیمۀ آن هر روز 12 بار عوض می شود و هر ساعت قانون جدید وضع می شود چه عکس العملی نشان می دهید؟ سرتان را به دیوار می کوبید؟

اگر به شما بگویند که مردمی در جایی زندگی می کنند که هم دزدی می کنند هم به دزدی تشویقت می کنند و هم دزدان را ترفیع می دهند و هم دزدی را قانونی می کنند و هم به دزدی افتخار می کنند چکار می کنید؟ برای آن ملت تاسف می خورید؟

اگر به شما بگویند که مردمی در کره ماه زندگی می کنند که نیششان نه از ره کین است بلکه اقتضای طبیعتشان این است که هر روز نیشت بزنند و زهر بریزند چه می کنید؟

اگر بشنوید مملکتی وجود دارد که دولت آن هر روز هزار بار وعده می دهد و هزار بار تکذیب می کند و هزار بار تهدید می کند و هزار بار قول می دهد و هزار بار متهم می کند و هزار بار دروغ می گوید ... چکار می کنید؟ سر درد می گیرید؟

1گر به شما بگویند در دنیا جایی وجود دارد که کشور را مشتی کوتوله و لمپن و کلاه مخملی اداره می کنند و مسئولین آن هر روز مشغول فحاشی و چاقو کشی و خط و نشان کشیدن برای همدیگرند چکار می کنید؟ سرتان را به علامت تأسف تکان می دهید؟

اگر به شما بگویند .....
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://mohammad-ali1.blogfa.com
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 23/05/98 - 09:38
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خطرناک ترین نوع تفکر، در این معناست، که مردان، با تقدس بخشیدن به اعمال سودجویانه جنسی خود، حریم زنان را، مورد تعرض قرار می دهند. و شنیع ترین رفتارهای غیر انسانی با زنان را، با موازین دینی، توجیه می کنند. و دردناک تر اینکه: قشر وسیعی از زنان نیز، درحمایت از این تقدس زدگی ها، با شریک کردن خود در این بازی ها، قربانی شدن خود را، به نوعی فضیلت دانسته، که مشمولِ رحمت الهی نیز شده است....
" مانتره / سخنان اندیشه بر انگیز / میثرا اشوان "
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

میم الف
چ، 02/05/98 - 08:28
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سالمندی
پدربزرگ می‌گوید: ‌من تمام کارهایم را توی این دنیا کرده‌ام و کاملا آماده‌ام که خداوند، عزرائیل را سراغم بفرستد!
تمام این حرف‌های او به خاطر تنهایی است. آدم وقتی با دیگران است با شادی همه شاد‌ و در غم‌هایشان شریک می‌شود و نمی‌داند عمر چطور می‌گذرد اما اگر پیر باشی و تنها و بچه‌ها و نوه‌ها هریک در دیاری و مشغول کاری باشند فکر می‌کنی دیگر هیچ کاری نمانده جز این‌که برای عزرائیل دعوتنامه بفرستی!
واقعیت این است که مادرجون تا 4 سال پیش تنها مونس پدر بزرگ بود و از وقتی او فوت شد پدر بزرگ تنهای تنها شد. اوایل خیلی بی قراری می‌کرد ولی بعد شد همان پدر بزرگ همیشگی. لااقل وقتی نوه‌ها و بچه‌ها او را می‌دیدند این طور بود. آنها از غم و بی‌قراری او برای تمام شدن زندگی خبر نداشتند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2020 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)