پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: زن در قاب شعر
شرح پرسش: سلام دوستان
اینجا اشعاری را به اشتراک می گذاریم که یا سروده ی یک زن است و یا در باره ی زن سروده شده است. ذکر نام شاعر ضروریست.
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: علوم انسانی > زبان و ادبیات فارسی زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 07 آذر 1398 - 18:24:48 تعداد بازدید: 88 تعداد پاسخ: 21
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
چ، 11/10/98 - 12:58
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ساقی به نور باده برافروز جام ما

مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

ثبت است بر جریده عالم دوام ما
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
چ، 11/10/98 - 12:57
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

زان باده که در میکده عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

در خرقه چو آتش زدی اي عارف سالک

جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش

دلدار که گفتا به توام دل نگران است

گو می رسم اینک به سلامت نگران باش

خون شد دلم از حسرت ان لعل روان بخش

اي درج محبت به همان مهر و نشان باش

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند

اي سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بین

گو درنظر آصف جمشید مکان باش

حافظ
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مصطفی دانش
چ، 11/10/98 - 12:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود
در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود

شاعر: قادر طهماسبی

ولادت حضرت زینب سلام الله و روز زینب را خدمت شما تبریک عرض می کنم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

sara مستعارsee
چ، 11/10/98 - 12:47
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
چهره سرخ حقیقت بعد از آن توفان رنگ
پشت ابری از ریا می ماند اگر زینب نبود
چشمه فریادمظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جا می ماند اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند اگرزینب نبود
در طلوع داغ اصغر استخوان اشک سرخ
در گلوی چشمها می ماند اگر زینب نبود
ذوالجناح دادخواهی بی سوارو بی لگام
در بیابان ها رها می ماند اگر زینب نبود
در عبور بستر تاریخ، سیل انقلاب
پشت کوه فتنه جا می ماند اگر زینب نبود

شاعر: قادر طهماسبی

ولادت حضرت زینب سلام الله مبارک باد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
چ، 11/10/98 - 12:39
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زیباترین نگار جهان چیست؟ انتخاب شایسته ای از (نصراللّه کاسمی) بود متشکرم.
نقل قول از: علی زارع (1398/21/08 - 22:21):
پرهیز را به عشق بپیوند
چونان ز ره فراز کژ آغند

خرم زنی که هست به گیتی
تنها به شوی خود خوش و خرسند

زیباترین نگار جهان چیست؟
زن در کنار شوهر و فرزند

دارم امید آن که بگیری
از گفته درست یکی پند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 08/10/98 - 22:21
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پرهیز را به عشق بپیوند
چونان ز ره فراز کژ آغند

خرم زنی که هست به گیتی
تنها به شوی خود خوش و خرسند

زیباترین نگار جهان چیست؟
زن در کنار شوهر و فرزند

دارم امید آن که بگیری
از گفته درست یکی پند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 08/10/98 - 22:19
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
بیگانه را بران ز حریمت
چون زاغ از کمین جگربند

خانه اگر چو دل نبود پاک
غرقابه ای است از لجن و گند

ور پاک شد مکان خدای است
دور از خدات ماندن تا چند

در خانه شور عشق برانگیز
چون موبدان به نغمه پازند

از ره مرو به لحن مخالف
برّند اگر چه بند تو از بند

ارزش تو را به جامه نباشد
سوگند می خورم به تو سوگند

زینت تو را به عشق و به تقواست
خوش آن که دل از این دو بیاکند

ادامه...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 08/10/98 - 22:16
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای زن تو چون پسند خدایی
خود را به دام شیطان مپسند

سرمایه ساز صدق و صفا را
یکسو گذار جادو و ترفند

تو آبروی خلقت اویی
مگذار کآبروت بریزند

در دست مرد ملعبه بودن
باللّه که از تو نیست خوشایند

هشیار باش و خویش نگه دار
از مکر و ریو مردم پرفند

چون قدر خویش بندانی
خواهی چرا که قدر تو دانند

تو مقصدی ز خلقت و مقصود
از خلقت تو هست به پیوند

ادامه دارد..
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 08/10/98 - 22:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با گیسویی چو سنبل پیچان
با قامتی چو سرو برومند

از چشم او عیان هوس و عشق
در لعل او نهان شکر و قند

الهام بخش خاطر شاعر
نقش آفرین دست هنرمند

نیروفزای جان به تکلم
روشن کن جهان به شکرخند

از تازگی چو صبح نشابور
وز خرمی چو دامن الوند ...

چون نیک بنگریست به زن دید
خلقت ز نقش اوست کرامند

او را پسند کرد و بر او بست
دل را و مهر از دگران کند

ادامه دارد..
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 08/10/98 - 22:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زن کیست شاهکاری دلبند
از شاهکارهای خداوند

در کارگاه صنع بسی بست
این چیره دست چهره دلبند

روزی که نقش زن به در آمد
بر کارگاه خود نظر افکند

دید اندر آن میان نتوان یافت
با زن یکی به جلوه همانند

شد در شگفت کاینهمه خوبی
بر تار و پودش از چه پراکند

وین آفریده را به چه علت
این گونه خوب کرد و خوشایند

گلگونه رخ چو غنچه به اُوردی
پاکیزه تن چو برق به اسفند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

shabnam shirvani
ج، 22/09/98 - 16:17
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
.... برخی شاعران با استفاده و در حقیقت با سوءاستفاده از ابزار هنر، نابخشودنی ترین خطاها را در حق زن مرتکب شده و بدآموزی کرده اند. از میان هنرها تأثیر شعر بر فرهنگ جمعی یک جامعه به هیچ روی قابل انکار نیست. مصداق این مقال :زن در شعر حسن هنرمندی است
حسن هنرمندی شاعر و مترجم معروف ایران است که طبعی توانا در شعر و ادبیات داشت. او نیز مانند بسیاری دیگر از شاعران، تنها از بعد جنسی و جسمی به زن نظر دارد و در برخی از آثارش نفرت شدید خود را نسبت به جنس زن بگونه ای ناپسند و زشت ابراز می کند و زن را مورد نکوهش قرار می دهد:

من نیز چون خدا که ز زن دیده برگرفت

دیری است دیده از رخ زن برگرفته ام

پرسد کس از خدا که تو بی زن چگونه ای

همچون خدای، شیوه دیگر گرفته ام

هر زن که آفریده من بود و شعر من

از من رمید و خفت در آغوش دیگری

شد خواستار نغمه ز لبهای من ولی

لب برنهاد بر لب خاموش دیگری

جز در خیال من که بهشت من است و بس

دیگر زنی نمانده که لب بر لبم نهد ...

... بس روی دلفریب که آراستم به شعر

سوگند می خورم که زنی آنچنان نبود

در شعر من شکفت اگر خنده ای شکفت

لبخند دلربای زنی هرگز آن نبود.
برگرفته از نبشتار "زن در شعر معاصر"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ج، 15/09/98 - 17:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
"مرد و زن از دامن زن زاده شد "
از دامن زن مرد به معراج می رود
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 15/09/98 - 10:57
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جایگاه زن
*******
زن در این عالم وجودی نادر است
او تواناتر , به زایش قادر است

مرد و زن از دامن زن زاده شد
عالم و دانا و کس , آزاده شد

زن فروزان در حیات و زندگی
دستگیر راه عشق و بندگی

هر کجادیدم نشانش بی بدیل
آفرینش , آفرید او را جمیل

رک بگویم, زن نباشد خانه نیست
رونق و گرمی به هر کاشانه نیست

این هیاهو قدر و معنایی نداشت
جایگاه مرد هم جایی نداشت

رتبهء زن مادری و همسری است
خصلت او در صبوری گوهری است

عشق مادر,عشق همسر, عشق حقّ
راه اعجاز خدا شد , مشق حقّ

هر چه گویم وصف او حقّ است و جود
(زارع) شیدای تجلّی وجود
ع.ز98/9/15
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
س، 12/09/98 - 14:56
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زن فرشته رحمت یا عفریت ظلمت

این منم زن
کیست گوید ناتوانم می توانم
می توانم
مرکب تند هوس را بر ستیغ کوه بی قیدی کشانم
می توانم
کیست گوید ناتوانم ؟
می تواند
خون رگهای غرورم
در رگ مردان نامی جوش آرد
یا که بر لبهای عیاشان عالم نوش آرد
می توانم
می توانم گوشه ای از دامنم را دانه های مهر پاشم
یا که بر یک گوشه اش هم نفرتی چون سحر سازم
این منم زن
کیست گوید ناتوانم
دستهای قدرت من
چرخهای هر زمان را می دواند
می توانم چون عروسکهای دیرین
طرح یک بازیچه باشم
یا که در کنکاش حل مشکلاتی
پاسخی،نه
بلک ه خود اندیشه باشم
این منم زن
می توانم دستهای عاطفت را پل بسازم
تا که مردان جهانی
در عبوری جاودانی
دستهای دوستی را سخت بفشارند
اما
می توانم خود پلی باشم
که بر آن،چکمه پوشان ستمگر
از ورای تیره گی ها
در عبوری پر تردد ،خانه ای ظلم را بر دوش آرند
کیست گوید ناتوانم
می توانم
می توانم

شبنم شیروانی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ی، 10/09/98 - 19:29
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در عدالتخانهء انصاف , زن شاهد نداشت
در دبستان فضلیت , زن دبسانی نبود

دادخواهی های زن می ماند عمری بی جواب
آشکارا بود این بیداد , پنهانی نبود

بس کسان را جامه و چوب شبانی بود , لیک
در نهاد جمله گرگی بود , چوپانی نبود

از برای زن , به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی , جز تنگ میدانی نبود
..............
پروین اعتصامی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)