پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: چه پیشنهادی ؟
شرح پرسش: چه نوع فعالیت هایی را برای پربار تر کردن فعالیت گروه پیشنهاد می کنید؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: یکشنبه، 16 خرداد 1389 - 18:08:19 تعداد بازدید: 1047 تعداد پاسخ: 46
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا سعیدی
ی، 10/11/89 - 23:28
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام من هم با پیشنهاد خانم وفایی برای اشنایی بیشتر خارج از سیستم مجازی موافقم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
س، 05/11/89 - 17:06
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جناب شمس روحیه بذله گویی شما ستودنیست. متشکرم از پیشنهاد مفرحتان.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
ش، 01/08/89 - 11:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
من هم موافقم
میتونه به عنوان پیش درآمد آشنایی بانوان متخصص حساب بشه و این خیلی خوبه.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
پ، 29/07/89 - 19:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام خانم وفايي پیشنهاد شما بسیار خوب است اما به شرط اینکه بقیه اعضا هم با آن موافق باشند افرادی که فرصت این آشنایی رو دارند اعلام بفرمایند .تا برنامه ریزی های مناسب اين طرح را با همکاری همدیگر شروع کنیم.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

ارام وفایی
س، 27/07/89 - 15:24
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با سلام/ خوشحال می شم که در خدمتتون باشم/ بنده کار مشاوره خانواده انجام می دهم اما به اشتباه در پروفایلم رشته برق زده شده/ پیشنهاد می دم اگه بشه اعضای این گروه یک روز دور هم جمع بشن و با هم بیرون فضای مجازی اشنا بشن. با تشکر
وفایی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ج، 16/07/89 - 19:27
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
امید که دوستان این مجموعه از ایده های ابتکاری و نوین شما در کارآفرینی بهره مند شوند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ج، 16/07/89 - 19:26
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
جناب ایران منش به گروه خوش آمدید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ج، 16/07/89 - 12:51
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با سلام
قابل توجه دوستان فرهیخته ی علاقه مند به مباحث نانوتکنولوژی .
بدینوسیله اعلام می گردد همایش یکروزه ای با عنوان:" کاربرد فناوری نانو در صنعت غذا و بسته بندی " به همت یکی از گروه های این سایت در تهران برگزار خواهد شد. متعاقبا تاریخ و محل برگزاری این همایش طی فراخوانی به اطلاع می رسد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
پ، 15/07/89 - 20:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
چقد این حوالی خالی است:
روزی یک زوج،بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند.آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول ۲۵ سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند.تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختی شون رو) بفهمند…

سردبیر میگه:آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟

شوهره روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه:بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم،اونجا …

برای اسب سواری هر دو،دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم.اسبی که من انتخاب کرده بودم خیلی خوب بود ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.سر راهمون اون اسب ناگهان پرید و همسرم رو زین انداخت .

همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :”این بار اولته” دوباره سوار اسب شد و به راه افتاد.بعد یه مدتی دوباره همون اتفاق افتاد این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب انداخت و گفت:”این دومین بارت” بعد بازم راه افتادیم .وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت خیلی با آرامش تفنگشو از کیف برداشت و با آرامش شلیک کرد و اونو کشت.

سر همسرم داد کشیدم و گفتم :”چیکار کردی روانی؟ حیوان بیچاره رو کشتی!دیونه شدی؟”

همسرم با خونسردی یه نگاهی به من کرد و گفت:”این بار اولت بود. “
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
س، 13/07/89 - 20:32
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زنگ تفریح: حکمت نصف بودن دیه زنان!!!!!!!!!!!!
زنی رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

خداوند مهربانانه فرمود: بنده ی من!

اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند،

به او بیست میلیون می رسد،

ولی اگر او را بکشند تو صاحب چهل میلیون می شوی

زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
س، 13/07/89 - 20:13
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام، خواهش می کنم
کتاب:لیلی نام تمام دختران زمین است نویسنده:عرفان نظرآهاری
اغلب مطالبش در اعلانات پروفایلم هست دوست داشتید بخونید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

فاطمه جلالی
ی، 11/07/89 - 23:39
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خانم ایرانی لطف میکنید نام کتاب را هم برامون بگین.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

فاطمه جلالی
ی، 11/07/89 - 23:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
خانم ایرانی مطلبی انتخاب کرده اید بسیار زیباست.مدتها مطلبی نخونده بودم که اینقدر حالما خوب کنه و آرومم کنه.امیدوارم همه این موضوع وججایگاه را درک کنیم.
ممنون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
ج، 09/07/89 - 11:31
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شیطان از انتشار لیلی می ترسد
خدا به شیطان گفت لیلی را سجده کن. شیطان غرور داشت سجده نکرد. گفت: من از آتشم و لیلی از گل.
خدا گفت: سجده کن زیرا که من چنین می خواهم.
شیطان سجده نکرد. سرکشی کرد و رانده شد و کینه لیلی را به دل گرفت.
شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیاط فرصت خواست.
خدا مهلتش داد اما گفت: نمی توانی . هرگز نمی توانی . لیلی دردانه من است. قلبش چراغ من است و دستش در دست من.
گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیاط.

شیطان میداند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود. و می کوشد بال لیلی را زخمی کند. عمری ست شیطان گرداگرد لیلی می چرخد.
دستهایش پر از حقارت و وسوسه است.
او بدنامی لیلی را می خواهد. بهانه ی بودنش تنها همین است.
می خواهد قصه ی لیلی را به بیراهه بکشد.
نام لیلی رنج شیطان است. شیطان از انتشار لیلی می ترسد.
لیلی عشق است. وشیطان از عشق واهمه دارد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

پادمیرا شکیبا
پ، 08/07/89 - 09:09
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
لیلی زندگی کن
لیلی قصه اش را دوباره خواند. برای هزارمین بار.
و مثل هر بار لیلی قصه باز هم مرد.
لیلی گریست و گفت کاش اینگونه نبود
خدا گفت هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد.
لیلی قصه ات را عوض کن.
لیلی اما می ترسید. لیلی به مردن عادت داشت.
تاریخ به مردن لیلی خو کرده بود.
خدا گفت: لیلی عشق می ورزد تا نمیرد. دنیا لیلی زنده می خواهد.
لیلی آه نیست. لیلی اشک نیست. لیلی معشوقی مرده در تاریخ نیست. لیلی زندگی ست. لیلی زندگی کن.
اگر لیلی بمیرد دیگر چه کسی لیلی به دنیا بیاورد؟ چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه کسی طعام نور را در سفره های خوشبختی بچیند؟ چه کسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی بروبد؟
چه کسی پیراهن عشق را بدوزد؟
لیلی قصه ات را دوباره بنویس.

لیلی به قصه اش برگشت.
این بار اما نه به قصد مردن.
که به قصد زندگی.
و آنوقت به یاد آورد که تاریخ پر بوده از لیلی های ساده گم نام.
این نوشته های زیبا از کتاب جالب خانم عرفان نظرآهاری است
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)