پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: سرايش شعر
شرح پرسش: با سلام خدمت همه شاعران و دوستداران شعر و ادب

لطفاً در همين لحظه و في البداهه از خودتون يك قطعه شعر بگيد
غزل ، قصيده ، مثنوي ، دو بيتي ، شعر نو و سپيد و يا هر نوعي
فقط شعر از خودتون باشه بهتره ...
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: علوم انسانی > زبان و ادبیات فارسی زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 18 شهریور 1389 - 10:48:19 تعداد بازدید: 2475 تعداد پاسخ: 245
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 26/11/97 - 19:40
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
این شعر را برای سالگرد درگذشت دوستم دلاور سروده ام که آموزگاری نمونه بود و شخصیتی والا داشت . روحش شاد.

دلاور ز جان رفت و سالی گذشت

به پاکی , چو رود زلالی گذشت

جوان بود و برنا, هدف سر به راز

به کردار و رفتار شد سر فراز

به گفتار و رفتار و کردار نیک

به مظلوم و غمهای مردم شریک

میان رفیقان صمیمانه بود

به مهر و محبت گل خانه بود

به اکرام او بود هر خلق و کیش

به جمع ضعیفان تواضع به پیش

ز هجران غمبار آن راد مرد

بگیریم بر رسم و جان سالگرد

در ایام دیرین و در زندگی

به پیش خلایق به سازندگی

رفیقان همه یاد و غمخوار او

بجز نیک مردی از ایشان مجو

چراغ تعلم ره و پیشه اش

هدایت همیشه در اندیشه اش

به دل داشت پیوسته عشق قوی

شتابان به خدمت ره آدمی

شده زارع در وصف او ناتوان

رهش جاودان باد , از رهروان
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
د، 22/11/97 - 08:58
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
22 بهمن , روز نجات میهن

روز سرور ملّت,روز نشاط برمن

برخیز گرد هم آی, تا دشمن شرارت

از اتحاد گردد مغلوب ما , هریمن

چهل سال دشمن ما سعی و تلاش دارد

این سرزمین شیران گیرد به چنگ و دندان

امّا حکیم طوسی آورده در کتابش

اشعار ناب دارد, اینست بیت نابش

"محال است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
س، 16/11/97 - 21:37
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زمستان میرود کم کم به یغما

مخور غم میرود این فصل سرما

بهاران با هزاران طعم شیرین

نشاط انگیز و شادان رو به گرما
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
د، 08/11/97 - 22:20
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زمستان می رود با ناز و عشوه

بهار پنهان به صد ناز و کرشمه

الا ای دوستان پاک و روشن

بیاور بیت و شعری را به صد فنّ
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
س، 20/09/97 - 17:01
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای یادگار دیرین , با قصّه های شیرین

شورونشاط دارد,کرسیّ و برف سنگین

جمع اند خانواده , دل ها به مهر داده

لبخند و شادمانی, اینست راه تمکین

ای دوستان دانا, همراه ما توانا

زنده به جشن یلدا, هرگز مباش غمگین

دانم که جیب خالیست, وضع یکعده عالیست

زارع بلند گوید , این نیست راه تسکین
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 16/09/97 - 08:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ای یادگار دیرین , با قصّه های شیرین

شورونشاط دارد,کرسیّ و برف سنگین

جمع اند خانواده , دل ها به مهر داده

لبخند و شادمانی, اینست راه تمکین

ای دوستان دانا, همراه ما توانا

زنده به جشن یلدا, هرگز مباش غمگین

دانم که جیب خالیست, وضع یکعده عالیست
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سارا داوری
چ، 14/09/97 - 09:42
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام و عرض ادب
مجموعه اشعارم بنام گلدون های اطلسی بچاپ رسیده
اگر کتابم را خواستید ارسال کنم خدمتتون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
320344_20181205094247079egt12ja9rq.changeto(jpg)
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سیدمجید علوی
س، 13/09/97 - 16:59
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شب شب پره م شازده خانوم شاپرکی. بیا بی خبر بریم سفر بریم ددر یواشکی :)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
س، 13/09/97 - 08:15
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دوستان نزدیک شد یلدا , به شادی میرسد

زنده کن رسم کهن , پاک و نمادی میرسد

گر گرانی شد توان میوه و آجیل نیست

لا اقل کرسی علم کن رسم و یادی میرسد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
پ، 12/07/97 - 06:06
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون

تا نپنداری که جان از پیچ و تاب آید برون

ضربتی باید که جان خفته برخیزد ز خاک

ناله کی بی زخمه از تار رباب آید برون

تاک خویش از گریه های نیمشب سیراب دار

کز درون او شعاع آفتاب آید برون

ذرّه ی بی مایه ای , ترسم که ناپیدا شوی

پخته تر کن خویش را تا آفتاب آید برون
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی زارع
ج، 19/05/97 - 10:34
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ی نشان معرفت یادت بخیر

مخزن مهر و ادب یادت بخیر

من که قدر و قیمتت نشناختم

کاش با مهرت وفا می ساختم

مهر تو بالاتر از خورشید بود..!!

راه و رسم تو پر از امید بود...!!

( زارع ) در دوری چه فریادت کند

با غم هجران چسان شادت کند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

رسول بیرانوند
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
تا عطرگلاب یاس می ماند و بس

ایرانی و احساس می ماند و بس

تا بوده جهان و تا جاهن خواهد بود

نام تو خلیج فارس می ماند و بس
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی دانش
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دوستانی که در زمینه غزل شعر می گن دقت کنند که فقط رعایت قالب شعر کافی نیست !! موضوع شعر هم باید در غالب غزل باشه
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

اسحاق اکبری
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
حضرت حافظ :
دوش گفتم بکند لعل لبت چاره من // هاتف غیب ندا داد که آری بکند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهدیه قاسمی نژاد
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
"قصه ی آفرینش"
یک آسمان ستاره ی مبهم، یک دست ازدحام
بر زخمگاه روح نگاهش دیده می شود
یک سیب التهاب، از شاخه ی نگاه حقیقت دیده می شود
گویی که مانده بود میان هیاهوی روح ها:
آیا فرشته خاک مرا خوب بیخته؟
خالص مرا نگاشته در قالب تنم؟
یا از حسادت موجود برتری، آلوده کرده است، پهنای دامنم؟
آیا به راستی اشرف ترین منم؟
انگار آسمان از حیرت وجود، تاب و توان نداشت
آن مهربان ترین، بر جسم من ترانه ی آغاز می سرود
از روح خود به جامه ی من ساز می سرود
من ناز می کنم، با خود ترانه ها دمساز می کنم
کز آفرینش یک روح برترین، تا اوج آسمان
بر چندوجهی ابعاد بیکران پرواز میکنم
اما چهاروجهی ابعاد عرض ها من را فرو شکست
آهسته و غمین بر کارگاه خاکی افلاک می خزم
لبریز از ترانه ی تنهایی و غمم
تلخ و تهی ز عشق، انگار من کمم
اما الهه ی زیبایی و هنر، با قطره ای ز عشق
روحی دگر درون دلم ساز می کند
آنگه مرا به توشه ی باری گرانبها همساز می کند
بیست و چهار گانه ی ابعاد بیکران روح مرا درون خودش ثبت می کند
با توشه ی امانت و باری ز اختیار، در بینهایت ابعاد انتظار
هر ثانیه ز هست مرا ضبط می کند
گاهی به کوچه ی کودکی و مهر خواندی ام
گاهی تهی ز دانه ی احساس و شادی ام
گاهی پر از سکوت و خموش و گاهی پر از خروش
گاهی به عشق رسیدن به سوی تو، با فکر های نو
دستم به آسمان آویز می شود
گاهی بهانه ی گندم بر اوج بودنم لبریز می شود
گاهی درون روح خودم غرق می شوم
انگار مانده ام میان هیاهوی روح ها
از خود سوال می کنم، از ابتدای بودن من ، تا انتهای حال
آیا فرشته خاک مرا خوب بیخته؟
خالص مرا نگاشته در قالب تنم؟
آیا هنوز هم اشرف ترین منم!!!؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 2018 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)