پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: شياطين
شرح پرسش: سلام .شيطان با جن فرقشون در چيه؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: علوم دینی > الهیات زمان ثبت سوال: جمعه، 16 دی 1390 - 11:20:53 تعداد بازدید: 355 تعداد پاسخ: 12
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهتاب خورشیدی
س، 18/02/97 - 14:41
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
1- شیطان در ادیان را همان ابلیس می دانند و اعمالی ناپسندی که انسان مرتکب می شود را شیطانی منامند
2-شیطان یک موضوع فلسفی که به ان متولی نیروی شر در ادیان می دانند که در زرتشتیان (انگره )گفته می شود
3-در تفکر گذشتگان خداوند را مانند یک پادشاه فرض می کردند و برای او جایگاهی مجزا که در اسمانها زندگی میکند و عده ای کنیزان
و کارداران به نام فرشته ها ودر سلسله مراتب پایینتر موجوداتی دیگربه نام جن ها که کارهای پستر را صورت می دهند و در این حال
یک فرشته یا یک جن با خدا و خالق خود جرئت پیدا کرده بر سر ماهیت جنس خود با خالق خود درگیر شود
4-جن در عقاید دینی با انکه اشاره شده از اتش است و اتش در علم امروز از ذرات فتون است که یکی از ذرات تشکیل دهنده اتم میباشد

و قادر نیست با ان مو جودی ساخته شود چه رسد به اینکه فکر کند، قادر به زاد و ولد باشد ،حرکت کند ، مرگ نداشته باشد، پیرنشود
قادر است در مقابل خواست خدا اخلال ایجاد کند و خدا مخلوقش را با شیطان و یا ابلیس محک بزند
5-از انجاییکه در تعاریف دینی جن را مادی تعریف کرده (منظور اتش بودن جن) و اتش از فوتون و حرارت بوجود می اید و انرژی فقط در لایهای
الکترون و بین پروتون و نوترون ذخیره می شود نمی تواند فوتون در خود انرژی را نگهدارد و با سرعت نور پراکنده می شود
اینگونه تعاریف با علم امروزی هیچ تناسبی ندارد و فقط در زمانی پذیرش می شده که انسانها اتم را نمی شناختتند و بر اساس توجیحات،
جهان علمی را هم تعریف می کردند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهتاب خورشیدی
د، 17/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کسانی که مدعی هستند جن وجود دارد و شیطان هم جن است و روش احضار جن را بلد هستند پس شیطان را احضار کنید تا ما هم

جناب شیطان را زیارت کنیم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سید مختار بهادری
ش، 15/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اگر خدا وجود دارد پس چرا در جهان شیطان نیز هست؟ شاید این پرسش به ذهن بسیاری از انسان ها رسیده باشد و همیشه به عنوان یک سوال بی پاسخ باقی مانده باشد. ساده ترین راه پاسخ به این پرسش، این است که اندکی به ذات و وجود حقیقی خداوند دقیقتر بنگریم و ببینیم که خواسته او از بشریت چیست. با مسئله کاملا منطقی برخورد می کنیم. خداوند ما را دوست دارد و در مقابل از ما نیز انتظار دارد که را دوست داشته باشیم. و ما چطور می توانیم او را دوست داشته باشیم مگر اینکه توانایی و آزادی دوست داشتن را داشته باشیم؟
خداوند می توانست ما را مانند ربات هایی خلق کنید که تمام مدت بگویند "دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم" اما اگر این چنین می شد در حقیقت ما را وادار به این کار کرده بودند و یک چنینی دوست داشتنی، یک عشق حقیقی قلمداد نمیشود. عشق زمانی معنا پیدا می کند که ما حق انتخاب داشته باشید. تنها در این صورت است که شما می توانید دوست نداشتن خداوند را انتخاب کنید، درست همان کاری که شیطان انجام داد. ذات شیطان سرشار از کینه و نفرت است. بنابراین زمانی که خداوند حق انتخاب را پیش روی ما قرار داد موهبتی بزرگ را بر سر راهمان گذاشت که با توجه به انتخاب های آگاهانه خود بتوانیم آنرا به نعمت و یا مصیبت و بلا تبدیل کنیم.
دلیل وجود شیطان در طبیعت به این خاطر نیست که چون خدا وجود دارد پس در مقابل او باید یک شیطان نیز وجود داشته باشد، بلکه علت اصلی وجود شیطان از آزادی عملی نشئت می گیرد که خداوند بر سر راه انسانها قرار داده است. عشق تنها در حضور شیطان(نفرت) است که معنی پیدا می کند و همانطور که می دانیم شیطان همیشه زود گذر و موقتی بوده اما عشق حقیقی تا بینهایت ادامه دارد و برای همیشه پایدار باقی خواهد ماند؛ تمام دردها و رنج هایی را که امروزه شاهد آن هستیم دلیلی جز این ندارند که بشریت راه نادرست را انتخاب می کند.
خداوند می توانست حق انتخاب را از ما بگیرد اما او این کار را انجام نداد. امیدوارم که شما نیز از آزادی عمل خود به نحو احسن استفاده کرده و راه راست که در نهایت راه پروردگار است را انتخاب کنید.
خداوند عین واقعیت است، او ما را عاشقانه دوست می دارد و هر اتفاق ناگواری که قلب ما را بشکند او را نیز آزرده می سازد. زمانی که خداوند جهان را خلقت نمود چیزی جز زیبایی و کمال در آن یافت نمی شد. او زن و مرد را خلق کرد و به آنها آزادی داد. انتخاب های آنها بود که گناه را به وجود آورد. دنیای کامل و بدون نقصی که خدا آفریده بود به تدریج از بین رفت، اما او آزادی عمل و حق انتخاب را از ما سلب نکرد. او بار دیگر از طریق انبیا و اولیای خود، رستگاری را به سمت ما فرستاد، او رسولانی را برایمان فرستاد تا از گناهان خود توبه کنیم و بار دیگر به درگاهش نزدیک شویم.
همیشه برای امیدواری دلیلی وجود دارد، حتی همین حالا. در کتاب های آسمانی اینطور می خوانیم که خداوند هیچ گاه ما را به حال خودمان واگذار نمی کند. او میتوانید شرایط بد را به وضعیت مطلوب تبدیل کند. او می تواند از شیطان فرشته بسازد و به همه انسانها امید و آرامش هدیه دهد.
شما می توانید همین امشب خودتان را با صلح و آرامش آشنا کنید.
در یک نوشته کهن اینطور می خوانیم که "بیایید در جهان صلح ایجاد کنیم و بگذارید نقطه شروع آن در وجود خودمان باشد." معنای صلح در این جمله چه صلح جهان شمول باشد چه آرامش قلبی هر فرد، می تواند همین حالا از هر یک از شما آغاز گردد. خداوند آنقدر ما را دوست دارد که برای راهنمایی ما پیامبران بیشماری را بر روی زمین فرستاده است؛ ما نیز اگر به او ایمان بیاوریم چیزی جز زندگی ابدی در انتظارمان نخواهد بود.
شما همین حالا با نیروی دعا می توانید با پروردگار ارتباط برقرار کنید. دعا یعنی صحبت کردن با خداوند. خداوند از درون قلب تمام انسان ها اگاه است به همین دلیل کلمات، نقش مهمی را بازی نمی کنند. در این قسمت برای شما یک دعای پیشنهادی داریم:
خدایا! من در این لحظه بیش از هر زمان دیگری به وجود تو نیاز دارم، به دریای پر تلاطم ذهنم آرامش ببخشای. در حالی که قلبم شکسته شده و در کشاکش درد و رنج قرار دارم به سوی تو پناه می آورم. از تو می خواهم گناهم را ببخشی و آرامش و راحتی را به زندگی من ارزانی داری. من درهای زندگی ام را به سوی تو می گشایم و به کسی جز تو توکل ندارم."
اگر شما این دعا را عاجزانه و مخلصانه به درگاه پروردگار بخوانید، مطمئن باشید که با او ارتباط برقرار کرده اید. او در لحظات دشوار به شما کمک کرده و آسایش و راحتی را برایتان به ارمغان می آورد. او به ما وعده "آرامشی را داده که فرای ادراک و ذهنیت بشر" است. به عبارت دیگر صلح و آرامش در کل جهان. او در اوج آشفتگی و غوغایی که در جهان برپاست، صلح و آرامش را به بند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://sayedmokhtarbahadori.blogfa.com
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

النا معلمان
ج، 14/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام
به عقیده ی من نیروهای زیادی در جهان وجود دارد که همه ی آنها توجیه علمی دارند ولی ما از بسیاری از آنها بی اطلاع هستیم و فقط گه گاه آثاری از وجود آنها را در زندگی خود می بینیم و البته بدلیل عدم آگاهی کامل در مورد آن سعی می کنیم برای آنها اسم ها و صفات ملموس بسازیم اگر نگاهی به تاریخ تمدن انسان بیندازیم بسیاری افسانه ها و تعابیر عجیب و غریب در مورد خواب زمستانه ی گیاهان یا حتی باران و رعد و برق و زلزله و........می بینیم در حالیکه امروزه علمی بودن و روتین بودن آنها به ما ثابت شده . در مورد جن یا شیطان و کلماتی از این دست هم به گمان من وجود انرژی هایی در اطرافمان است که ما گاهی آنها را حس می کنیم و حتی در ژندگیمان تاثیر گزار می شوند ولی آگاهی از نوع و جنس این انرژی ها به طور علمی و روتین تا کنون ممکن نبوده و ما میدانیم این امر و دیدن یا تاثیر پذیری اینها بستگی تقریبا" صد در صد به خود آدمها دارد تا جایی که آدم واقعا" نمیتواند تشخیص دهد مرز بین القا و تلقین که همان استفاده از نیروی عظیم انسانی است با انرژی های ناشناخته کجاست ولی آنچه برای من مهم است این است که آدم باید از هر آنچه او را در مسیر داشتن احساس خوشبختی و موفقیت کمک می کند با هر اسم و عنوان که می خواهد باشد ثابت شده ی علمی باشد یا نباشد کمک بگیرد و هر آنچه بازدارنده است را خودش به اختیار از زندگیش کنار بگذارد چون همانگونه که بیشتر آدمها باور دارند انرژی های ناشناخته با هر اسمی که باشند در کنار افرادی که به آنها اعتقاد دارند و به دنبالشان هستند قرار می گیرند و با افراد دیگر کاری ندارند و به راحتی می توان آنها را از زندگی کنار گذاشت
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهتاب خورشیدی
د، 10/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اگر در طی زندگیتان با شیطان ملاقات کرده اید ویا تجربه ای را داشته اید ویا ان را حس کرده اید و یا در انجام اعمالتان اختیار ندارید بفرمایید تا راجعب ان بحث کنیم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهتاب خورشیدی
ش، 08/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
خانم فخار نژاد
1-تفکر وجود شیطان عقیده کسانیست که بر پایه پذیرش عده خاص به نام ادیان الهی طرح شده و بر باور گذشتگان می باشد
اینکه موجودی را که فقط با فرضیات می توان پذیرف ولی نمی توان اثبات جهانی کرد برای امروزیها قابل استناد نیست
اگر شما طبق گفته های دینی شیطان را پذیرفته اید چگونه این مطلب را ثابت می کنید
الف-اگر در شرایط خاص دیده شده چه کسی او را در این زمان دیده
ب-چه شکلی دارد و چه می خورد
ج-در چه شرایطی دیده می شود
د-جن کافر یعنی چه . اگر بگوید که منکر وجود خدا هستند پس در محضر خدا چه می کردند
ه-نحوه زاد و ولد ابلیس چگونه است و ایا تک همسر دارد که این همه بچه دارد
د- چند سال عمر می کند زیرا انسان نزدیک به چهار میلیون سال است که در زمین زندگی می کند پس کی میمیرد

فرق بین خرافات و حقیقت چیست و چگونه می توان تشخیص داد اگر اینگونه و بدون اثبات چیزی را بپزیرید تمام خرافات را باید پذیرفت
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

محمد کولیوندی
ج، 07/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام شیطان واقعی همون ابلیس از نسل جن بود منتهی از بس در مسیر سلوک و سیر الهی بود به فرشته ها شبیح شده بود با این تفاوت که شیطان جنسیت داشت ولی فرشتگان جنسیت ندارند شیطان که از نسل جن بود مانند انسان که آفریده شد ممکن الخطا بودند یعنی امکان خطا در اینها وجود دارد البته لازم به ذکر است که انسان و جن جائز الخطا نیستند زیرا دیگر در ثواب و گناه شکی میفتاد ولی ممکن الخطا هستند زیرا امکان خطا دارند بنابراین امکان توبه برایشان وجود دارد.
انسان و جن هردوشون میتونن شیطان بشن
ولی فرشتگان در عالم و شرایط شهود هستند و امکان خطا دارند حتی پنج پیامبر اولولعظم و دوازده امام نیز در مقام شهودد هستند و امکان خطا ندارند
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

سید مختار بهادری
ی، 02/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شاگرد زيرك و استاد!

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

ش اگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !


http://say edmokhtarbahadori.blogfa.com/
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://sayedmokhtarbahadori.blogfa.com
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

نازنین محمدی
ی، 02/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شیطان یک وصف است، مثل عالم و دانشمند، دانشجو، کارمند، بداخلاق، حسود، خوشرو، عارف، دیندار، ...

بر این اساس، ممکن است هرکسی در طول روز، شیاطین مختلفی را ملاقات کند، همانطور که افراد مختلفی را میبیند که هر یک ممکن است دانشجو، استاد، خوش خلق، حسود، بخیل و ... باشد. اما لزوما در همان لحظه یا حتی هرگز ممکن است نشود شیطانیت فرد راشناخت، همانطور که در مورد دانشجو، استاد، خوش خلق، حسود، بخیل و ... همین طور است. شناخت شیطان در مصادیق بیرونی، نیاز به شناخت اوصاف و ویژگیهای شیطان دارد.

اختیار نداشتن در اعمال، و اساسا موضوع جبر و اختیار ربطی به این بحث ندارد.

البته جبر منتفی است، همینکه من و شما اراده انجام کاری را میکنیم و آن را انجام میدهیم نشاندهنده اختیار است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

محمد کولیوندی
ج، 31/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
لازم به ذکر است که چون شیطان از طرف خدا لعنت شده دیگر امکان توبه ندارد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مهتاب خورشیدی
پ، 30/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در گذشتگان، دو نیرو را برای هدایت انسان طرح می کردند
یکی نیرو (خیر) و دیگری نیرو (شر )که هر کدام بر انسان قالب می شدند را به متولی ان نسبت می دادند
در عصر حاضر، عامل اصلی اعمال انسان را تربیت صحیح و اموزش علمی می دانند که روان شناسان بدون وجود این موجود خیالی که در شش
هزار سال پیش توسط زرتشت مطرح شده انسانها را بادر نظر گرفتن ژنتیک و محیط و فرهنگ اموزش می دهند که در ایجاد فرهنگ سال
و تربیت انسانها به مراتب موفقتر از ادیان مختلف در اجتماعات بوده اند
از نظر روانشناسی رسیدن به حقیقت انسانی و یافتن فطرت بشری که از طرف خالق به او عطا شده ملاک است که با خود شناسی و
خدا شناسی میسر می شود وبزرگترین دشمن بشری جهل و نا اگاهی است که انسان را به بی راهه می برد (در این مرحله ادیان شیطان را متولی انحراف می دانند)
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

نازنین محمدی
پ، 30/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
با سلام
شیطان یک وصف است مثل عالم، شاد، غمگین و ... که هم نسبت به انسانها و هم نسبت به جن به کار میرود. هر انسان و جنی که در مقابل راه خداوند قرار گیرد و اعمال مخالف با خواست الهی را انجام دهد و هدفش انحراف مسیر الهی و منحرف کردن دیگران باشد با این وصف خوانده میشود، مانند آیه قرآن :«شیاطین الجن و الانس"

جن، یک مخلوق است که مانند انسان، فرشته و ... شرایطی از حیات، وظیفه و تکلیف و ... دارد و میتواند کافر، مومن، مسلمان و ... باشد.

ابلیس، که گاهی شیطان خوانده میشود، مخلوقی از جنس جن است که به دلیل عملکردش در تقابل با خدا، سردسته شیاطین شده است.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)