پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: تولد "اختر چرخ ادب ،پروین اعتصامی" بر زنان متخصص ایران مبارک
شرح پرسش: «پروین اعتصامی» با نام «رخشنده اختر فروزان آسمان شعر و ادب ایران در 25 اسفند سال 1285 در شهر تاریخی و ادب پرور تبریز دیده به جهان گشود. وی تنها دختر خانواده بود و خانواده اعتصامی با داشتن سه فرزند پسر، دیگر صاحب دختر نشدند. پروین، با هوش و قریحه خدادادی که با نظارت و آموزش پدر خویش (یوسف اعتصام الملک آشتیانی) از خود بروز داد، بیش از برادران مورد توجه واقع گشت تا جایی که مرحوم اعتصامی تصمیم گرفت دختر خردسال را جهت آشنایی هرچه بیشتر با مفاهیم شعر و ادب به تهران بیاورد؛ بخصوص که همزمان با جریانات مشروطه طلبی در عصر قاجاریه، بازار شعر و ادبیات در عرصه مبارزات مطبوعاتی

رونق خاصی یافته بود.
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: http://www.hawzah.net
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: پنجشنبه، 25 اسفند 1390 - 10:02:25 تعداد بازدید: 862 تعداد پاسخ: 6
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

محمد زند خانه شهری
س، 06/12/98 - 20:00
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
یه خواهشی ازتون دارم
لطفا برای سلامتی جناب رحیمیان دعا بفرمائید.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ی، 15/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
زن باشی و شاعر باشی و فیلسوف ، فرقی نمی کند در لابراتوار باشی یا در کتابخانه ، حتی در آشپزخانه هم که باشی تخیل قوی آرامت نمی گذارد فکر خانم کنی شعر آنقدر پخته می کندت که در حال هم زدن دیگ آش فلسفه ی وجودی نخود و لوبیا را پردازش و تصویر سازی کنی به شعر ، همانگونه که تو کرده ای پروین!
>>فلسفه<& lt;
نخودی گفت لوبیائی را
کز چه من گردم این چنین ، تو دراز
گفت ، ما هر دو را بباید پخت
چاره ای نیست ، با زمانه بساز
رمز خلقت بما نگفت کسی
این حقیقت ، مپرس ز اهل مجاز
کس ، بدین رزمگه ندارد راه
کس ، درین پرده نیست محرم راز
به درازی و گردی من و تو
ننهد قدر ، چرخ شعبده باز
هر دو ، روزی در افتیم بدیگ
هر دو گردیم جفت سوز و گداز
نتوان بود با فلک گستاخ
نتوان کرد بهر گیتی ناز
سوی مخزن رویم زین مطبخ
سر این کیسه ، گردد آخر باز
برویم از میان و دم نزنیم
بخروشیم ، لیک بی آواز
این چه خامی است ، چون در آخر کار
آتش آمد من و تو را دمساز
گر چه در زحمتیم ، باز خوشیم
که بما نیز ، خلق راست نیاز
دهر ، بر کار کس نپردازد
هم تو ، بر کار خویشتن پرداز
چون تن و پیرهن نخواهد ماند
چه پلاس و چه جامه ممتاز
ما کز انجام کار بی خبریم
چه توانیم گفتن از آغاز
"پروین اعتصامی"
روحش شاد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
چ، 11/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شغل پروین
ممکن است برای بسیاری این سؤال پیش آید که پروین اعتصامی غیر از هنر شاعری به چه جنبه های دیگر از مشاغل اجتماعی می پرداخت؟
حکیمه و بانوی شعر بلافاصله پس از اتمام دوره تحصیلات در مدرسه بیت ایل، بنا به پیشنهاد اهل ادب، به سمت کتابداری کتابخانه مرکزی یا ملی برگزیده شد. اما روح جستجوگر بلند پروین مانع از آن بود که در قفسه کتابخانه ها بال بگشاید. او قبل از آنکه به جمع آوری اشعار ـ آن گونه که هَمّ و غم بسیاری از شاعران امروزی است ـ بیندیشد، نگران تبعیض، فخرفروشی و خودنمایی کائنات و موجودات در عرصه عالم بود. به همین دلیل به سرودن شعر بر حسب اقتضای جامعه و نوع دیدگاه انسان ها نسبت به روحیات و حالات یکدیگر پرداخت. پروین قبل از آنکه یک شاعر باشد، یک شعور کامل برخاسته از اشراق الهی بود.
پروین اعتصامی حتی بعد از مرگ مورد بی اعتنایی واقع شد، چون دستمایه های ادبی وی را سروده یک مرد که مشخص نبود چه کسی است می دانستند. هنگامی که سیزده قطعه شعر پروین در مجله «بهار» چاپ شد، بسیاری از خرده بینان گمان می کردند که سراینده این شعرها باید «مرد» باشد، اما پروین قبل از رحلت، در آخرین شماره سال دوم مجله بهار، بر این شبهه خط بطلان کشید و نشان داد زن ایرانی فقط برای آشپزخانه و ظرف و لباس شستن و ... خلق نگشته، بلکه در عرصه علم و ادب نیز می تواند از بزرگان صاحب نام باشد. خود در این باره گوید:

از غبار فکر باطل، پاک باید داشت دل

تا بداند دیو کاین آیینه جای گَرد نیست

مرد پندارند پروین را چه برخی ز اهل فضل

این معما گفته نیکوتر که پروین مرد نیست! ..

به رغم مخالفت های اهل فن! با اشعار پروین که آنها را سروده یک مرد! می دانستند، دکتر عبدالحسین زرین کوب در رد این شبهه، از یک مؤلف جوان و نوخاسته به نام «محمدضیا هشترودی» نام می برد که مجموعه ای از نظم و نثر فارسی را با ملاحظات انتقادی به نام «منتخب آثار» منتشر کرد و در ضمن آن به مناسبت نقل و نقد شعر پروین، از او بسیار تحسین نمود، تا بدانجا که موجبات رنجش و کدورت برخی از شاعران معروف عصر فراهم شد و ملک الشعرای بهار را وا داشت تا به این طرز نقد اعتراض کند ... .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ج، 06/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ادامه سخن:
... بر فکر و اندیشه خویش نیز حجاب افکنده بودند. پروین در چنین وضع ناهنجار، زیور و زینت و حجاب را منهای کسب علم و دانش، برای زن فضیلت نمی دانست، چه یک زن آن روز هنوز قادر به بینش صحیح نسبت به ارزش های متعالی اسلام در عصر آن نبود، زیرا نور دانش را از چشمان او پنهان می داشتند و او خود را ملزم به پرده نشینی و رعایت شرم و حیا می دانست.
در روزگاری که مفهوم واقعی و راستین حجاب هنوز در اذهان اغلب ایرانیان روشن نگشته بود، پروین روح علم و درایت را لازمه حیات زنان می دانست. عکس های پروین اعتصامی باحجاب است، چون او یک زن مسلمان بود. در حالی که در عصر بی حجابی می زیست.
در آخرین تصویر به یادگار مانده، او را با یک روسری مشاهده می کنیم، چون می دانست نسل اسلامی ایرانی «حجاب» را امری واجب و صادر شده از دستور الهی خواهند دانست.
تمام نگرانی پروین بر سر جدال و رقابت زنان بر زر و زیور و لباس و کفش و ... است در حالی غافلند از اینکه پای بندی به مظاهر خیره کننده مثل پارچه و لباس و کفش، نوعی زیورپنداری برای جسم و ذلت و خواری برای روح است:
... زنی که گوهر تعلیم و تربیت نخرید
فروخت گوهر عمر عزیز را ارزان
... همیشه فرصت ما صرف شد در این معنی
که نرخ جامه بهمان چه بود و کفش فلان
برای جسم خریدیم زیور پندار
برای روح بریدیم جامه خذلان ...
برای پروین نوع زر و زیور مهم نیست، بلکه پای بندی به ارزش های دینی و ملی مهم است. چه مانعی دارد که به یک پوشش ساده و آسان بگرویم؟! آیا حریری که از کشورهای بیگانه وارد سرزمین ما بشود، «حجاب» است یا «لباس شب»؟! در دنباله همان شعر می گوید:
... چو بگرویم به کرباس خود، چه غم داریم
که حُلّه حلب ارزان شده است یا که گران
از آن حریر که بیگانه بود نساجش
هزار بار برازنده تر بود خلقان
چه حلّه ای است گران تر ز حِلْیَت دانش
چه دیبهی است نکوتر ز دیبه عرفان
هر آن گروهه که پیچیده شد به دوک خِرَد
به کارخانه همّت حریر گشت و کتان ...
جامه بلند و شمله ساده که تار و پود آن به دوک خِرَد پیچیده شده و در کارخانه همّت تبدیل به حریر و نخ می گردد، مانع ترقیات زن در اجتماع نیست. از سویی دیگر فرهنگ «مدگرایی» و گرایش به انواع مدلهای لباس روز و شب، مصیبت اساسی و لاعلاج همه زنان شده است ... قضیه «جنگ لباس» به گونه ای است که اگر یک خانم از نعمت داشتن فلان مدل جدید بی بهره باشد، بایستی مترصد نگاههای زنان دیگر در فلان مجلس عروسی یا میهمانی باشد. همچنین است حکایت بعضی از خانم های متمول که از داشتن کثرت لباس مجبور به فروش و حراج پوشاک خود می شوند، چون از مد افتاده است.
رمز جاودانگی شخصیت «پروین اعتصامی» قناعت و بی اعتنایی او نسبت به مدل لباس ها و زیورآلات است که او را مقبول تمام زمان ها نموده است.
برگرفته از:پیام زن :: مهر 1382، شماره 139
اختر چرخ ادب پروین است"پدید آورنده : پروین داودی فرد، ، صفحه 76"
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

شهین داودزاده
ش، 31/01/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
سخنرانی پروین در باره تربیت زنان
در سال 1314 هجری شمسی که رضاخان زنان را وادار به کشف حجاب کرد و زمانی که برخی زنان ایرانی به انواع مد لباس، آرایش سر و صورت و در برنمودن زیور و زینت روی آورده بودند، زمانی که مادران و زنان نجیب از بیم پذیرش تحمیلی قانون کشف حجاب، در اندرون خانه ها از فرط غصه و اندوه جان می سپردند، «پروین» در سنین هفده ـ هجده سالگی در جشن فارغ التحصیلی خود سخنان ارزشمندی را در مدرسه دخترانه آمریکایی «ایران بیت ایل» ایراد نمود و در برابر صفوف منظم دختران محصل و همشاگردی های خویش در حالی که این سطور را بر اوراق نگاشته بود، با استحکام بیان، داد سخن راند:
در قرون وسطی، معبدها و صومعه ها زندان علوم و معارف بودند. انظار خلق از مشاهده طلعت دلارای علم محظوظ نمی شد و در مزرعه امید انسانها گیاه ترقی نمی رویید. همین که صنعت طبع و نشر کتب در قرن پانزدهم به وجود آمد، تألیفات گرانبها که دیرزمانی در کُنج گمنامی پنهان بودند، به موقعِ استفاده گذاشته شده، به بیداری افکار، خدمات نمایان کردند. تشنگان بیابان نادانی از چشمه شیرین معرفت سیراب گشتند و درماندگان جهل، از تاریکی به طرف نور و روشنایی رفتند. ارباب تحقیق به واسطه کوشش متمادی، نیک و بد و زشت و زیبا را ساختند ... در نتیجه مجاهده دِماغ ها [= ذهن ها]ی مستعد و سَیر سریع تمدن معلوم شد که انسان از قرن های تاریخی قدیم تر است و عصرهای بی شمار در سطح زمین زندگی کرده است. این آگاهی و اکتشاف علما را وادار نمود که تاریخ طبیعی انسان را به دست آورند ... به راهنمایی این علم «آنتروپولوژی» بر طبایع و عادات نوع بشر مطلع شده، دانستند که مرد هنگام انتقال از دوره وحشیّت به آرامگاه مدنیّت در حق زن که سهیم رنج و الم و شریک اوقات شادی و اندوه او بوده، ظلم کرده است. وقتی که [مرد[ از مرحله محنت به منزل امن و راحت شتافته، زن را وجودی مهمل و آلتی بی اراده قرار داده است. تصدیق کردند که ستمکاری مرد از قدر و منزلت زن کاسته، او را به قصور مدارک [= درک و فهم [و ضعف نفس و انحطاط قوای معنوی متهم داشته، تا کار به جایی رسیده که محسنات حوزه اجتماعی نابود شده و بنای فضایل اخلاقی روی به ویرانی نهاده است ... . زن پس از قرن ها درماندگی حق فکری و ادبی خود را به دست آورد و به مرکز حقیقی خود نزدیک شد. دایره تعلیم و تعلّم نسوان درخور ارزش ذاتی آنان کسب اهمیت کرد. تابش انوار دانش، ملکات عقلیه آنها را پرورش داد ... در این عصر مفهوم عالی «زن» و «مادر» معلوم شد و معنی روح بخش این دو کلمه که مؤسس بقا و ارتقای انسان است، پدیدار گشت ...».
«پروین 87; پیشرفت زنان را در گرو تکامل علم و صنعت می دانست. از سویی دیگر از دیدگاه او علت عقب ماندگی زنان ایرانی، ظلم های وارده بر آنان بود، چه از ناحیه خرافات و عقاید تعصب گونه بی اساس که عمدتا در جامعه ایران قدیم بیداد می کرد و چه از ناحیه تهاجم عمال رضاخان به بهانه کشف حجاب و تقلید کورکورانه از مظاهر تمدن غربی، تا جایی که در آخر رساله فوق می گوید:
«ایران، وطن عزیز ما که مفاخر و مآثر عظیمه آن زینت افزای تاریخ جهان است، ایران که تمدن قدیمش اروپای امروز را رهین منّت و مدیون نعمت خویش دارد، ایران باعظمت و قوتی که قرن ها بر اقطار و ابحار عالم حکمروا بود، از مصائب و شداید شرق سهم وافر برده، اکنون دنبال گم گشته خود می دَوَد و به دیدار شاهد نیکبختی می شتابد. امیدواریم به همت دانشمندان و متفکرین، روح فضیلت در ملت ایجاد شود و با تربیت نسوان، اصلاحات مهمه اجتماعی در ایران فراهم گردد.»
از دیدگاه پروین زن ایرانی گویا از ابتدا از ماهیت «ایرانی» بی بهره بوده است. زن ایرانی به گونه ای از هنر تعلیم و تربیت بی بهره بود که نزد هر امنیه و پاسبان جهت احقاق حق خود رجوع می کرد، دادخواهی های او بی جواب می ماند. زن ایرانی در عصر پروین باحجاب بود، اما از مفهوم حجاب درک درست و جامعی عاید او نگشته بود:

زن در ایران پیش از این گویی که ایرانی نبود

پیشه اش جز تیره روزی و پریشانی نبود

زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می گذشت

زن چه بود آن روزها گر ز آنکه زندانی نبود

... دادخواهی های زن می ماند عمری بی جواب

آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود

عصری که پروین در آن می زیست، عصر تحقیر، بیداد، تحجر و تبعیض بود. رضاخان از یک سو اصرار بر برداشتن حجاب زنان و گذاشتن کلاه پهلوی بر سر مردان داشت. از سویی دیگر پروین در دوران جوانی به عیان شاهد هجوم گسترده زنان به مد و پوشاک و حتی طرز سلوک با مردان بود. از دیگر سو شاهد برخی از زنان بود که به رغم رعایت حجابِ ظاهر که سر تا پای زنان ایرانی را از گزند دید نامحرمان پوشیده و مستور می ساخت، بر ف
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

علی اکبر فضلی
پ، 11/06/95 - 18:07
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
واقعا پروین در میان زنان و حتی مردان شاعر ما چون اختر فروزانی است که طعنه به خورشید میزند من از خواندن اشعار پروین مو بر تنم سیخ میشه شیر زنی که صدای مظلومیت زنان را با سرودن شعرهای شیرین و موزون و بصورت مناظرات بسیار دلنشین بیان کرد او جاودانه در آسمان ادب میدرخشد و هرگز غروب نخواهد کرد
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2020 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)