پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: تریبون آزاد ( هرچه میخواهد دل تنگت بگو )
شرح پرسش: وبلاگی با عنوان تریبون آزاد ( هرچه میخواهد دل تنگت بگو ) ایجاد شده است که می توانید در آن هرچه می خواهید بنویسید. علمی، سیاسی، ورزشی، ادبی، مذهبی، کری خوانی، تبلیغ محصول، وبلاگ یا شرکت خودف خلاصه هرچه می خواهد دل تنگت بگو:

امتحان کنید ضرر ندارد.

ابتدا وارد صفحه اصلی بلاگفا شوید:

www.blogfa.com

سپس در بخش مدیریت وبلاگ (بالا سمت راست) وارد وبلاگ های گروهی شوید و سپس موارد زیر را پر کنید:

وبلاگ: teribon-e-azad

نام کاربری نویسنده : teribone-azad

پسورد : teribone-azad

و سپس وارد پنل کاربری خواهید شد و می توانید مطلب خود را ارسال نمایید. لطفا از ارسال مطالبی که به فیلتر شدن وبلاگ می انجامند اجتناب نمایید. ضمنا عنوان مطالب تان کلمه تریبون آزاد را داشته باشد. اگر خواستید اسم خود را نیز بنویسید. به کاربرانی که مطالب پرطرفداری بنویسند امتیازات ویژه ای داده خواهد شد.
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: http://teribon-e-azad.blogfa.com
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: جمعه، 26 اسفند 1390 - 14:09:21 تعداد بازدید: 519 تعداد پاسخ: 9
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
ی، 16/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نمی دونم گروه تریبون آزاد تایید می شود یا نه ولی اگر تایید شد در آنجا نیز منتظر نظر شما هستیم.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
ش، 15/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
احمد نجومی

۱۳۸۰ تبریز

به بابام گفتم با من از خدا بگو

گفت : خدایی هست خدا یکتاست دوست دارد دوستش دارند .

به او گفتم : خدا که می گویی چه رنگی دارد. عطرش را از کدامین گلشن ببوم.

گفت : خدا که می گویم بی رنگ و پاک است پاک بودن هنوز خواب است. به عطر او اگر

خواهی که دست یابی به گلشن رو همان گلشن که در آنی.

گفتم : اگر خدایی هست آسمانش چرا آبی است؟

گفت : زمین سبز و آسمان آبی دلها مهتابی و گناهان به رنگ عمق چشمانم سیاه اینها

همه زائیده فکر است اگر می خواهی بدانی که آسمان چه رنگی دارد آماده رفتن باش.

به او گفتم : چرا باید خدایی باشد؟ مگر بودن خود خدایی نیست؟

گفت : خدا بودن را دوست دارد نبودن در مرامش نیست.

گفتم : اگر خواهد نباشد او ؟ آنگاه چه خواهد شد؟ آیا بودن به عطر عشق بیمار نمی گردد؟

جوابم داد : تو خود گفتی بودن یعنی خدا اگر خواهد نباشد او دیگر خدا نخواهد بود.

به او گفتم : اگر خدایی هست آسمانش چرا ابریست؟ مگر خورشید نمی تابد؟

به من او گفت : اگر خورشید همه نور الهی است هرگز ابری در اسمان نخواهد بود. اگر

ابری هست به زور اشک دلیران است.

خدا را چون چشم ماها نیست به چشم ابر رحمت می بارد به رنگ نور می بیند به غرش

آواز می خواند به بلبل می نوازد به قمری می خواند به گلهایش می نازد به عشقی که با

ما دارد عاشق است.

خدا عشقش به این اشک است به قلب پاک یتیمان به درد بی درمان ناشکیبان. شکیبایی اگر

باشد صبر نخواهد بود اگر صبری است از نا شکیبان است .

به او گفتم : تو می گویی خدایی هست دلیلت چیست. دلیل محکمی خواهم که دیگر سر

نتابانم.

ــــ همان سیلی که بر صورتم خورد جوابم داد. همان دم که از زجر فریاد می زدم :

(( آخ خدای من ))

پدر گفتم : دلیلی از این محکم برایت نیافتم.

با خود چنین گفتم : (( چرا گفتم خدای من؟ از تعجب بود یا از درد؟ آیا درد خدا ساز است یا

خدا را بیاد من آورد؟ اگر با درد دلم آرام نخواهد شد خدایا دردهای آسمان و زمین آسمان بر من

ببار. ))
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://teribon-e-azad.blogfa.com
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
س، 11/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
ایده خامیه؟ یا تکراریه؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
د، 10/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
پايان نامه نويسي خرگوش

خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.

روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟

خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.

روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.

خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا.



خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد.

در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد.



گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟

خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.

گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟

خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟



بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند.

خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.



حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره

در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود.

در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ



پايان

- ----------- --------- -

نتيجه

هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد

هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد

آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://teribon-e-azad.blogfa.com
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
د، 10/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آنها که می‌روند وطن‌فروش نیستند.
آن‌هایی که می‌مانند عقب مانده نیستند.
آن‌هایی که می‌روند، نمی‌روند آن طرف که مشروب بخورند.
آنهایی که می‌مانند، نمانده‌اند که دینشان را حفظ کنند.
همه‌ی آنهایی که می‌روند سبز نیستند.
همه ی آن‌هایی که می‌مانند پرچم به دست ندارند.
آن‌هایی که می‌روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می‌شوند. یک هفته مانده می‌گریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود. و آن‌هایی که می‌مانند، می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند

"نقطه سر خط، نشریه دانشجویان دانشگاه شریف
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://teribon-e-azad.blogfa.com
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
چ، 05/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آرین رادیاتور پیکال

09196462307

10 سال گارانتی پس از فروش

در سایزهای مختلف و در بلوکهای 5،7،10،12،15

تضمین و بیمه شده توسط شرکت بیمه توسعه ایران

دارای ایزوی اروپا EURONORM EN 442

دارای استانداردهای بین المللی ISO: 3147, 3148, 3149, 3150

خدمات پس از فروش جهت رفاه مصرف کنندگان محترم
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://pical.blogfa.com
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

فرشید سلطانی
د، 03/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
در گمرك بین المللی یك دختر خانم كه یك موصاف كن برقی نو از یك كشور دیگری خریده بوده ، از یك پدر روحانی می خواهد به او كمك كند تا این موصاف كن را در گمرگ زیر لباسش پنهان كند و بیرون ببرد تا خانم مالیات ندهد.
پدر روحانی می گوید: باشد ، ولی به شرط این كه اگر پرسیدند من دروغ نمی گویم.
دختر كه چاره ای نداشته است شرط را می پذیرد.
در گمرگ مامور می پرسد: پدر ! آیا چیزی با خودت داری كه اظهار كنی؟
پدر روحانی می گوید : از سر تا كمرم چیزی ندارم!
مامور از این جواب عجیب شك می كند و می پرسد: از كمر تا زمین چطور؟
پدر روحانی می گوید : یك وسیله جذاب كوچك دارم كه زن ها دوست دارند از آن استفاده كنند ، ولی باید اقرار كنم كه تا حالا بی استفاده مانده است .
مامور با خنده می گوید: خدا پشت و پناهت پدر. برو !
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
د، 03/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نظر شم چیه؟ بیایید خودتان را تبلیغ کنید، وبلاگ خودتان را در تریبون آزاد لینک کنید. خلاصه وبلاگ تریبون آزاد مال شماست.
ما یک گروه نیز با این نام بنا نهادیم. تریبون آزاد.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://teribon-e-azad.blogfa.com
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

احمد نجومی مرکید
ج، 31/01/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کسی حوصله نداره؟
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
http://nejoom.persianblog.ir
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)