پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: روزگار آرام یا آرامش برباد رفته
شرح پرسش: روزگار غریبی بود ،شبانگاهان با صدای جیرجیرکها و گاهی وزوز پشه ها که از کنار گوشت رد میشدند و به طمع خوردن خون زیر دستت له میشدند ،به خواب میرفتی و سحرگاه با آواز خروس و نغمه مرغان هوا که ستایش پروردگار میکردند از خواب بیدار میشدی ،کم کم ستاره ها کم سو میشدند و آسمان آبی رخ مینمود .تا خورشید نتابیده ،وضو، نماز،تکه نانی وچای و حبه قندی .داس و بیل را برمیداشتی ،میزدی به باغ و کار وکار تا ظهر .تکه خرمایی و دوغی که از دهانه مشک سرازیر بود ،نوش جانت.آنگاه تا غروب به خانه نبودی .گنجشکان پراندنشان آسان بود و قلبها شکستنی نبودند ،آرام و منظم،دم و بازدم .حرکتها آرام بود،چشمه ها جوشان وراه 10کیلومتری را یک روز میپیمودی ،نگاه ها طولانی و قلبها گره در گره هم داشتند ،به گمانم در این روزها وجود تو جان گرفت و حی دادار تولدت را رقم زد و نفسش را در تو دمید.چقدر طبیعت، بکر مینمود . پرنده ای به سنگ کودکی نقش زمین شد.تازه عروسی با صدای قلب مردش به خواب رفت و آرام گرفت . امروز این صداهای آرام بخش کجایند؟گوشها کر شده اند یا قلبها سنگ؟ای زمین وارنه بگرد و زمان را به عقب برگردان تا جور دیگر زیستن آغاز کنیم .(منصورصالحی)
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: شنبه، 11 شهریور 1391 - 03:13:38 تعداد بازدید: 234 تعداد پاسخ: 4
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

parvin salehi
ش، 15/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هر دو دست نوشته (خانم سلیمانی و آقای صالحی ) زیباست.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
1
امتیاز پاسخ
[imgExp]

منصور صالحی
چ، 12/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
اول بار که خواندن ونوشتن یاد گرفتم بسیار دقت می کردم، و اول بارکه آموزش میدیدم رانندگی کنم به شدت دقت میکردم، کم کم عادت شد،عادت میشود همه چیز عادت میشود نماز خواندن، غذا خوردن،نفس کشیدن ؛ بکوشیم که کمک به دیگران هم عادت شود حال پول نداشتیم بماند دلی پاک داشته باشیم . او را دریابیم .
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
0
امتیاز پاسخ
[imgExp]

منصور صالحی
ج، 07/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
امروز آسایش داریم،
آیا آرامش داریم؟
سپاس از خانم سلیمانی که همیشه بیان شیوا و دخترانه ای را به رخ می کشند.درود بی نهایت برایشان.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

مژگان سلیمانی
چ، 05/02/97 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
باران که می بارید دستها چتر می شدند و هیاهوی کودکان آرامش روستا را بهم می ریخت.گندم زارها با شعفی وصف ناشدنی قطره های باران را در آغوش خود تبخیر می کردند. فضای رنگین مرتع را باد به هر سو می کشاند و دیوارهای کاه گلی دستان ترد پیچکها را تا سینه ی آسمان بالا می کشیدند.تا باهم هفت رنگ عشق را به نظاره بنشینند.همه در زندگی جریان داشتند همه حاضر بودند و جلوی اسم کسی علامت غ نبود. باران که می بارید غنچه ی دستها بروی آسمان وا می شد.آنوقت شبنم لبخند چهره ها را خیس خیس می کرد.

"مژگان سلیمانی"
یاعلی..
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2019 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)