پرسش و پاسخ
 
* پرسش   HyperLink HyperLink
 
 
     
   
     
   
عنوان پرسش: شاهنامه
شرح پرسش: درود بر همگی
با شاهنامه تا چه اندازه آشنایی دارید؟
دیدگاهتون درباره ی این کتاب چیه؟
فایل مرتبط: - - -
لینک مرتبط: - - -
وضعیت سوال: در انتظار پاسخ
 
 
گروه تخصصی: همه موارد زمان ثبت سوال: چهارشنبه، 19 تیر 1392 - 22:18:59 تعداد بازدید: 541 تعداد پاسخ: 11
 
     
 
* پاسخ جدید  
 
 
     
 


 
     
 
پاسخ:  
   
فایل مرتبط: (حد اکثر 4 مگابایت)
لینک مرتبط:
 
 
پیام مدیریت در خصوص درج پاسخها

 
     
 
* مشخصات متخصص جدیدترین  -  قدیمی ترین  - امتیاز
 
 
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
س، 17/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نخستین تصحیح شاهنامه به دست حمدالله مستوفی در سده ی هشتم انجام شده.وی که به گفته ی خودش در ظفرنامه آگاه بوده که شاهنامه 60 هزار بیته و همه ی نسخه هایی که دیده کم و بیش 50 هزار بیت داشتن با گردآوری ابیاتی اونو تکمیل کرد و ظفرنامه رو هم برای تکمیل شاهنامه سروده و درباره ی رویدادهای پس از تازش اعرابه.
(سخن های او را شنیدم نخست / به قولی صحیح وبه لفظی درست
که بودش عدد شصت باره هزار / همه بیت ها چون در شاهوار
در آن نسخه ها اندرین روزگار / کما بیش پنجاه دیدم شمار)
در سده ی نهم به دستور شاه زاده ی هنر دوست ، بایسنقر میرزا پسر شاهرخ و نوه ی تیمور گورکانی شاهنامه ی دیگه ای تدوین شد همراه با نگارگری های زیبا که به سبک هراتی.نگاره هایی که امروز در شاهنامه های چاپ امیرکبیر و جاویدان دیده میشه بیشتر از این نسخه گرفته شده که به شاهنامه ی بایسنقری معروفه.
در سده ی نوزدهم م در هند استادی به نام لامسدن آغاز به چاپ شاهنامه کرد که به سرانجام نرسید و ترنر ماکان اون رو به سرانجام رسوند که شاهنامه ی چاپ ماکان بهترین کار در این زمینه تا اون زمان بود.
این شاهنامه مبنای کار محمد دبیر سیاقی در دهه ی 30 در ایران شد.
یک دهه پس از ماکان ژول مول فرانسوی ویرایشی از شاهنامه با ترجمه ی فرانسه و مقدمه ای - که توضیح شیوه ی کار مول هم هست - چاپ کرد.
این شاهنامه در دهه ی 60 با مقدمه ی ارزشمند محمدامین ریاحی در ایران چاپ شد.
شاهنامه ی مول مبنای کار پرویز اتابکی شد که با نام نسخه ی آسان خوان با واژه نامه چاپ شد.
(این نسخه رو سال 85 با مقایسه با کار دکتر حمیدیان بررسی کردم و هر دو کارای درخوری بودن)
پس از چاپ نسخه ی مول وولرس آلمانی متنی بر اساس مقایسه ی نسخه های ماکان و مول چاپ کرد و اختلافات این دو نسخه رو در حاشیه آورد.
در ایران نخستین تلاش برای ویرایش شاهنامه (تا اونجا که من میدونم) کار مجتبا مینوی ، عباس اقبال ، سلیمان حیم و سعید نفیسی بود که بر پایه ی نسخه ی وولرس و مقایسه با ماکان و مول چاپ شده و به نسخه ی بروخیم یا نسخه ی مینوی معروفه.
پس از اون کار ارزشمند دبیر سیاقی بود که ازش گفتیم.
در دهه ی 50 م انستیتو خاورشناسی شوروی اقدام به ویرایش و چاپ شاهنامه ای کرد که زیر نظر برتلس و با همکاری استادان بزرگی چون عبالحسین نوشین و رستم علیف و عثمانف و ... انجام شد که هنوز یکی از بهترین و معتبرترین چاپ های شاهنامه س.این نسخه که به شاهنامه ی مسکو یا برتلس معروفه در ایران بدون اجازه بارها چاپ شده اونم با حذف نسخه بدل ها و غلط های فراوان.
چاپ مسکو مبنای نسخه ی ارزشمند دکتر سعید حمیدیان شد که به نام تصحیح انتقادی بر اساس چاپ مسکو همراه با رعایت اصالت و دقت خاص ایشان کاری ست شایسته ی ستایش.
در دهه ی 50 خورشیدی بنیاد شاهنامه برای ویرایش متنی دقیق و شایسته با سرپرستی مجتبا مینوی و سپس محمدامین ریاحی و همکاری استادانی چون احمد تفضلی، علی رواقی، عباس زریاب، مهدی قریب و محمد روشن آغاز به کار کرد و با ویرایش بسیار خوب و چاپ چند داستان نامی شاهنامه کار خود را آغاز کرد که پس از انقلاب به دلیل پشتیبانی نکردن دولت و ادغام شدن این بنیاد در چند سازمان دیگر ، نافرجام ماند و جدی ترین تلاش پیرامون شاهنامه در سرزمینش به جایی نرسید.
در فاصله دهه ی 60 تا 80 خورشیدی کار سترگ دکتر جلال خالقی مطلق در آمریکا چاپ شد.این کار ارزشمند و دقیق که بر اساس کهن ترین نسخه (نسخه ی فلورانس) و بررسی نزدیک 50 نسخه و دست نویس دیگر که نشان از پژوهش و تلاشی توان فرسا داره به درستی در صدر نسخه های مختلف شاهنامه جا گرفته.
شاهنامه ی مصطفا جیحونی از دیگر کارهای درخوره که در ایران انجام شده.
از کارای دیگه میشه به شاهنامه مهدی غریب و نسخه ی عزیزالله جوینی (که هنوز کامل نشده یا من ندیدم) و ... اشاره کرد.
جلال الدین کزازی شاهنامه پژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی هم به تازگی نسخه ای با گزارش ابیات و واژگان به نام نامه ی باستان چاپ کرده که کار ارجداریه هرچند که در گزارشش نادرستی هایی به چشم میاد که اگر زمانی بود به آن نماری خواهم داشت.
افزون بر اینا ویرایش گزیده هایی از شاهنامه هم به دست برخی از استادان انجام شده که گفتنش نیاز نیست.

از دید این کهترین بهترین و علمی ترین نسحه ی شاهنامه بی گمان شاهنامه ی دکتر جلال خالقی مطلقه که من خودم بیشتر از این کار سترگ و ارزشمند بهره می برم و در کنارش از شاهنمامه مسکو.
سربلند باشید.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا بابایی مستعار
س، 17/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
شناسنامه هر ایرانی...
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ش، 14/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
یادم رفت از شاهنامه ی فریدون جنیدی بگم که چند سال پیش اومد بیرون و یک ویرایش ذوقیه و از قواعد رایج فن تصحیح استفاده نکرده و معیارای دیگه ای رو مد نظر داشته ، برای همین در محافل علمی و ادبی دارای اعتبار نیست ولی به هر حال نام بزرگ فریدون جنیدی به همراه سی سال تلاش پشت این کاره.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ج، 13/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
آیا در شاهنامه سخنی از مردم نیست؟ (یادداشتی از استاد عطایی فرد)

سرایان و حماسه نگاران از قهرمانان، و شکوه و عظمتی یاد کردند و از بازگشت به عصری طلایی و رویایی سخن گفتند که هرگز برای مردم، وجود تاریخی و خارجی نداشت. حماسه اشراف را در ذهن مشتاق توده های منجی پرست و بهزیستی طلب به عنوان حماسه ملی جا زدند. از ملتی سخن گفتند که هرگز وجود نداشت. (محمدحسن ناصرالدین صاحب الزمانی)
فردوسی از رستم خیالی و پادشاهان تعریف کرده در هالی که در کتاب خود از انسان و انسانیت و یا خراسانی رنجدیده نامی نبرده است. شاهنامه فردوسی، شاهنامه نیرنگ و دروغ و سرگرم کننده مردم بدبخت ماست. (صادق خلخالی)
بلندگوهاى‌ رژيم‌ سابق‌ [پادشاهی پهلوی] از شاهنامه به‌ عنوان‌ حماسه‌ى‌ ملى‌ ايران‌ نام‌ مى‌برد، حال‌آن‌که‌ در آن‌ از ملت‌ ايران‌ خبرى‌ نيست‌ و اگر هست‌ همه‌ جا مفاهيم‌ وطن‌ و ملت‌ را در کلمه‌ى‌ شاه‌ متجلى ‌مى‌کند. (احمد شاملو)
در پاسخ به اینگونه کژگوییها که برخاسته از نادانی و تعصب است، باید یادآور شد که تاریخنگاری رسمی در همه جای دنیا با نوشتن تاریخ اجتماعی، تفاوت دارد و به مردم کوچه و بازار پرداخته نشده است. هزاران سردار و سرباز جانباخته که یادکرد همه آنها شدنی نبوده، از مردم این آب و خاک بودند و از کشور و یا کره دیگری نیامده بودند!! مگر در همین شاهنامه، داستان انوشیروان و کفشگر، دستاویزی برای کوبیدن ساسانیان نبوده است؟ آن هم موزه‌دوز توانگر و پولداری که برخلاف قانون و با دادن رشوه میخواست فرزندش را در دربار به کار بگمارد! اینک شاهنامه را ورق میزنیم:
۱.در دیباچه شاهنامه، مردم بسان والاترین آفریده یزدان ستوده شده اند. شاهان استوره‌ای از کیومرس تا جمشید برای رفاه مردم و آبادانی کشور در رنجند.
۲.در داستان جمشید سخن از پیدایش طبقات اجتماعی (و نه جامعه طبقاتی) میباشد و هیچ طبقه‌ای بر دیگری برتری ندارد.
۳.کاوه آهنگر، ستمدیده ای از مردم سپاهان است که بر ضد زهاک تازی میشورد و خود و پسرانش به پاس جانبازیهایشان به سپهسالاری میرسند. چرم آهنگری کاوه که از اعماق مردم برخاسته، میشود درفش شاهنشاهی ایران.
۴.داراب پسر همای را زوجی گازر (رختشوی) در صندوقی شناور بر رود پیدا و نگهداری میکنند تا بزرگ و شناخته شود. داراب پس از رسیدنش به پادشاهی، به این زوج یکسد بدره زر و جامی پر از گوهر و پنج تخته از هر جامه ای میبخشد.
۵.اردشیربابکان بنیانگزار سلسله ساسانی، شبانی پشمینه پوش و از ژرفای جان با دردهای مردم آشنا بود. وی پس از رسیدن به پادشاهی، در یک فراخوان همگانی، کار و شغلی درخور برای مردم ایران فراهم میسازد.
۶.شاپور دوم (ذوالاکتاف) در خردسالی فرمان میدهد که برای آسودگی مردم، پل دومی بر روی دجله بزنند تا از یک پل بروند و از پل دیگر برگردند. وی هنگام گریز از اسارت رومیان به پالیزبانی ایرانی پناهنده میشود و گفتگوی شاه و باغبان، دلکش و خواندنیست.
۷.داستانهای بهرام گور با لنبک آبکش (سقا)، بازارگان، زن پالیزبان، ماهیار گوهرفروش، فرشیدورد (روستایی)، به زنی گرفتن دختران آسیابان، و غیره شنیدنیست. همین شاه است که برای شادی مردم ایران، دستور میدهد لوریان (رامشگران هندی) در شهرها بگردند و مردم را سرگرم کنند.
۸. قباد با دختر یک دهقان اهوازی زناشویی میکند.
۹. انوشیروان دادگر یک نوجوان عامی به نام بزرگمهر را از شهر مرو به پایتخت آورده و به پاس هوش و کاردانی‌اش در دستگاه دولت به کار میگمارد. بزرگمهر تا رده وزارت میرسد.
همین شاهنشاه زمانی که در ساری و آمل از کشتار و غارت مردم به دست ترکان آگاه میشود، «سرشک از دو دیده ببارید شاه، چو بشنید گفتار فریادخواه». انوشیروان دستور میدهد باره‌ای بلند در برابر یورشگران بسازند و میگوید:
جهاندار نپسندد از ما ستم * که باشیم شادان و دهقان دژم
نمانیم که این بوم ویران کنند * همان غارت از شهر ایران کنند
نخوانند بر ما کسی آفرین * چو ویران بود بوم ایران زمین
۱۰.زمانی که هرمزد اگاه میشود اسپ پسرش پرویز به کشتزار یک دهقان آسیب رسانده، فرمان میدهد دم و گوش اسپ را ببرند و خسارت دهقان را پرداخت کنند. در زمان همین پادشاه به پیرزنی فالگیر اشاره میشود. و...
سراسر شاهنامه آکنده از مردم دوستی شاهان ایران است. همه شاهان بر تخت عاج ننشسته و مردم را قربانی جنگها نکرده بودند. این شاهان در جنگ و گریز با دشمنان کشته شدند: جمشید، آبتین، نوذر، لهراسپ، دارا (داریوش سوم)، پیروز ساسانی، یزدگرد سوم. شاهان تا توانستند شهر و آبادی برای مردم ساختند که دارای دبیرستان و بیمارستان بود. و برای ایرانیان ارج و آبرویی جاودان بر جای نهادند.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ی، 08/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
هزار سال از زندگي تلخ و بزرگوار فردوسي مي گذرد. در تاريخ ناسپاس و سفله پرور ما، بيدادي که بر او رفته است، مانندي ندارد. و در اين جماعت قوادان و دلقکان که ماييم با هوس هاي ناچيز و آرزوهاي تباه، کسي را پرواي کار او نيست و جهان شگفت شاهنامه همچنان بر «ارباب فضل» دربسته و ناشناخته مانده است. اما در اين دوران دراز، شاهنامه زندگي صبور خود را در ميان مردم عادي اين سرزمين ادامه داده است، و هنوز صداي گرمش گاه گاه اينجا و آنجا در خانه يي و قهوه خانه يي شنيده مي شود و در هر حال اين زندگي خواهد بود، و اين صدا خاموش نخواهد شد، و در هر زمان به آوايي و نوايي سازگار مردم همان روزگار فراگوش مي رسد.

برگرفته از مقدمه ای بر رستم و اسفندیار ، شاهرخ مسکوب
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ش، 07/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
تا به امروز هیچ محققی بدرستی نمی داند و در هیچ جایی نیز نوشته نشده است که فردوسی چه مایه از وقت و همت و ثروت خود را بر سر تهیه ی منابع و مآخذ شاهنامه نهاد ،با چه کسانی نشست وبرخاست وچه ساعتها و روزها و ماهها و سالهایی داستانهایی را که آنان به خاطر داشتند از ایشان شنید و به دقت ثبت و ضبط کرد و چگونه روایات مختلف یک داستان را با هم آشتی داد و به چه طریقی، برخی از منابع و مآخذ ی را که به زبان پهلوی یا زبانهای دیگر ،نوشته شده بود ،مورد استفاده قرار داد ،ویا منابع و مآخذی که تا روزگار فردوسی در روستای باژو شهر طوس یا در خارج از زادگاهش به طور مستقیم یا غیر مستقیم، باقی مانده بود چگونه برای وی قابل دسترسی بود ،ولی امروزه به همت تحقیقات وسیع محققان، ما می دانیم که فردوسی از بسیاری از متون کهن کتبی چون کارنامه ی اردشیر بابکان و یادگاربزرگمهر و دیگر گزارشها و داستانهای مکتوب ایرانی سود برد و آنها را به همراه داستانهای شفاهی که از دپیران دانا و خردمندان و موبدان شنیده بود ، با امانت داری عالمانه یی به نظم در آورد واگر چه نمی دانیم این منابع را خود خواند ه است یا دیگران برایش ترجمه کرد ه اند ، ولی یقین داریم که هیچ یک از داستانهاش ،خود ساخته نیست و همه ی آنها دارای زیر بناهای کتبی و یا شفاهی مستند هستند و زندگی شده اند وشاهنامه، حاصل خوانده ها و شنیده های دقیق شاعر است.

از مثالهایی زنده یی که در این مورد می توان از خود شاهنامه استخراج کرد ،یاد آوری های حق شناسانه یی است که فردوسی در سراسر شاهنامه از پیران و دهقانان و بزرگانی می کند که داستانهایی شفاهی را برای او باز گو کرده اند ویامنابعی کتبی را دراختیار وی نهاده اند، او از ماخذهایی چون شاهنامه ی ابومنصوری و متون دیگر پهلوی به صراحت یا ابهام اشاره می کند و به عنوان مثال ،می بینیم که شبی فردوسی بایار محبوبش در گلزاری نشسته و بزمی آراسته است که در اوج شادی این بزم خصوصی ،ناگهان یار مهربان وی داستانی را برای وی از دفتری پهلوی باز می خواند وفردوسی بی درنگ آن را به نظم در می آوردو این نوع اشارات، نشان می دهد که فردوسی حتی در لحظه های سرمستی نیز ازکار نظم شاهنامه غافل نیست .

سختی های کار فردوسی تنها در امرپیدا کردن و فراهم آوردن داستانهای پهلوانی و ملی و روایات کتبی و شفاهی وافسانه های حماسی و اساطیری و تاریخی نبود ، سرایش خود شاهنامه نیز با آن ترتیب منطقی و نظم بی همتای استوار ، در دوره یی پر اضطراب ووحشت و پر از قحطی و فقر و نا آرامی ،خود حکایتی دیگر دارد ،مردی در چنان بحرانهایی، سی سال عمر خود را بی وقفه ،برای نظم شاهنامه صرف می کند و به طور متوسط ،سالی 2000بیت و روزی 7یا6 بیت می سراید و از کار باز نمی ماند وبه خوبی می بینیم که در پشت ظاهر این نظم عظیم و شاهکار انسانی ، اراده و عزم استوار مردی پنهان است که گذشت روز و ماه و سال و مشکلات روز مرّه ی زندگی،یک دم اراده ی او را در هم نمی شکند، فقر و تهیدستی و قحطی وبیماری و سست شدن دست و پا و از دست رفتن نیروی جوانی لحظه یی اورااز کار بزرگش باز نمی دارد و سی سال عمر خود را بر سر این کار می گذارد و سرانجام موفق می شود تا به آرزوی دیرینی که داشته است ،دست یابد و ملت و فرهنگ خویش را ثروتی ببخشد که قرنها و قرنها ی بیشمار از برکت آن ثروت ،به خود آگاهی و انسانیت و ارزشهای قومی خود ببالند و احساس سرفرازی و غرور کند،میراثی که با هیچ معدن پایان ناپذیر طلا ی سیاه و سفید ی قابل قیاس نیست .

شاعر این ملت ، برای به جا گذاشتن چنین میراثی برای ملت خویش و پارسی زبانان و فرهنگ جهانی وبرای ارزانی داشتن چنان نوری به شب هستی انسانی ،شمع وجود خود را می سوزد وعلی رغم همه ی نا مرادیهایش به جاودانگی خویش می اندیشد زیرا عجم را با این نظم پارسی جاودانه کرده است و این همان چیزی است که در پشت ظاهر شاهنامه ، کمتر به چشم می آید یا هرگز دیده نمی شود .

ما شاهنامه را چنین آسان و روان می خوانیم و از واژه واژه ی آن داستانها و اندرزها و مردان و زنان شکوهمند آن لذت می بریم ولی نمی دانیم که ساخت و پرداخت هر کلمه یی از آن چه رنجها و سختی هایی را برای سراینده ی آن داشته است که کار خودرا با جوانی و ثروت آغاز کرد ولی با پیری و تهیدستی آن را به پایان رسانید ، هرگز خسته و نومید نگشت و از کار باز نماندوشاهنامه یی سرود که بزودی در ایران و در اقصای جهان دست به دست گردید ومثل هر اثر محبوب و تاثیر گذاردیگری با جان و دل مردم الفت یافت و به زبان حال و روزگار آنان بدل گشت.

دکتر رستگاری فسایی
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
4
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
پ، 05/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
کار فردوسى، حرکتى درازمدت در جست‏وجوى این هدف بود که فرهنگ و تمدن و منشهاى ایرانى را از پس ابر هاى کدر شائبه‏ ها و خودگم‏ کردگیها برآورد و حقایق و دقایق فکرى و رفتارى مردم میهن خویش را به تماشاى همروزگارانش بگذارد تا آنان گذشته و هویت خویش را بشناسند و با قیاس با وضع موجود و با درک توانمندیها و اقتدارات خویش، زندگى خود را بر مبنایى تازه بنیاد نهند. بدین ترتیب براى فردوسى بازگشت به داستانهاى گذشتگان به معنى بازگشت به خویشتن خویش و اصالتهاى دیرین و به یاد آوردن و کشف "من" و "ما" یى است که فراموش شده است، اما در ناخودآگاه گروهى جامعه هنوز وجود دارد. او مى خواهد خودگم‏گشته یک ملت را به حافظه وى بازگرداند و حقیقت عنصر ایرانى را بنابر آنچه مردم در داستانهاى خود بازگفته‏اند، بازشناسى کند و به عنوان شناسنامه و هویت نماى جامعه خود، به جاودانگى بسپارد و چون پس از سى سال رنج مداوم و جست‏وجوى پى در پى و سازنده، شاهنامه را به پایان مى آورد، مى بیند که مردم در کنار او، همدل او و همراه او هستند و با خواندن شاهنامه، دروازه هاى خودشناسى و بازیافت اعتماد تاریخى و آرمان تجدید افتخارات ممکن را بر روى خویش گشوده مى بینند. بدین‏سان، ظهور نخستین شاعر ملى، از یک‏سو بنیاد هاى هویت ملى ایران را تحکیم مى بخشد و از سویى زبان فارسى را به اوج شکوه و رونق مى رساند:

بنا هاى آباد گردد خراب‏

ز باران و از تابش آفتاب‏

پى افکندم از نظم کاخى بلند

که از باد و باران نیابد گزند

نمیرم از این‏پس که من زنده‏ام‏

که تخم سخن را پراکنده‏ام‏

چو عیسى من این مردگان را تمام‏

سراسر همه زنده کردم به نام‏

بسى رنج بردم در این سال سى‏

عجم زنده کردم بدین پارسى

فردوسی ،مرد زمان خویش بود و ازهمان آغاز جوانی که در دل خود عشق عظیم به ایران و ایرانی را کشف کرد ، برای خود ،رسالتی بزرگ را تعهد کرد که به انگیزه ی آن همه ی عمر و جوانی خود را صرف شناخت فرهنگ و تمدن و تاریخ و اساطیر ایرانی کرد ،و با انبوهی از روایات و داستانهای گوناگون سر وکار یافت که پس از سالها مطالعه و نقد و بررسی و کشش و کوشش ،بخوبی و دقیقا اصالت آنها را شناخت و به این یقین دست یافت که برآیند همه ی دستاوردهایش ، درست همان است که براستی متعلق به ایران و ایرانی است و نظم آنها می تواند به شناخت این مردم و هویت و واقعیات فرهنگی و ملی و نژادی و تاریخی و اساطیری این قوم کمک کند وبه شناسنامه ی ابدی ایرانیان تبدیل گردد، و فردوسی با به نظم در آوردن آن یافته ها ،کاری کارستان انجام داد که از همان دوران سرایش شاهنامه در دل و جان مردم ایران رسوخ کرد و توانست در یافتهای خود را در مورد ملت خویش در کتابی به نام شاهنامه به نظم بکشد که چون آنها را با ملت خویش در میان گذاشت و آنان از همان روزگار نظم شاهنامه شیفته ی این شاهکار ملی شدند.

همان.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ی، 01/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
فردوسی مسلمان؟؟؟
داوری با شماست.
اعرابی که مسئولیت جنگ های پیاپی با ایران رو بر گردن داشتن و همچنین حاکمان اونها همگی از یاران نزدیک پیامبر اسلام بودن ، از جمله نعمان بن مقرن ، خالد بن ولید ، سعد بن ابی وقاص ، مثنی بن حارثه ، قعقاع بن عمرو ، مغیره بین شعبه ، خلفای راشدین و ...
به گزارش ها و توصیف هایی که فردوسی در مورد اون جنگ ها و افراد آورده بنگرید.چند نمونه رو در دنباله میارم.یادآوری می کنم که در هیچ یک از این گفته ها کسی استثنا نشده.(آیا این سبک سخن گفتن یک مسلمان است یا کسی که دست کم احترامی برای این دین و بزرگان آن قائل است؟)
به این بیت ها بنگرید :

از این مار خوار اهرمن چهـــرگان / ز دانایی و شـــرم ، بـی بهرگـان
نه گنج و نه نام و نه تخت و نـــژاد / همی داد خواهند گیتـــی به بـاد
از این زاغ سـاران بی آب و رنگ / نه هوش و نه دانش نه نام و نه ننگ

ندارم به دل بیم از تازیان / که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارند و هم سوسمار / ندارند جنگی گه کار زار

ز شیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیانی کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

عرب هر چه باشد مرا دشمن است / کج اندیش و بدخوی و اهریمن است
چو بخت عرب بر عجم چیره گشت / همه روز ایرانیان تیره گشت
جهان را دگرگونه شد رسم و راه / تو گونی نتابد دگر مهر و ماه

به یزدان که هرگز نبیند بهشت / هر آنکس که آئین زرتشت هشت

و .........
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
3
امتیاز پاسخ
[imgExp]

زهرا بابایی مستعار
ی، 01/02/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
نقل قول از: محمد جواد رجبی راد (1392/46/25 - 09:46):
نقل قول از: زهرا بابایی (1392/37/24 - 23:37):
شناسنامه هر ایرانی...
درود بر شما از سرزمین پهلوانان بزرگ تورک زبانی چون حسین رضا زاده

درود بر شما و تبریک برای ایجاد چنین گروهی.
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
2
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ج، 30/01/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
امیدوارم زمان بذاره که در مورد بنیادهای اندیشه ی فردوسی و نمودهای اون در شاهنمامه بگیم.

سربلند باشید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -
     
 
5
امتیاز پاسخ
[imgExp]

عباس ریاحی
ج، 30/01/98 - 14:36
 
     
متن پاسخ:

نقل قول
دوستان و استادان گرامی نامه ی رستم فرخ زاد رو (که پیش از این سفارش به خوندنش کردم) گذاشتم تو تابلو اعلاناتم.
برای کسایی که دوست دارن فایل وردش رو هم گذاشتم.
منبع : کپی پیست از وبلاگ خودم.
منبع بلاگ : شاهنامه چاپ مسکو.
(یک دو بیت از نسخه های دیگه هم برای مقایسه گذاشتم)

سربلند باشید
لینک مرتبط:
فایل مرتبط:
- - -
- - -


 
     
کلیه حقوق متعلق به مرجع متخصصین ایران می باشد.
Protected under Iranian Copyright laws - (C) 1999-2020 irexperts.ir - Privacy Policy (in Persian)